این چه شیوه حکمرانی است؟

✍️سعید زیباکلام , فعال اصولگرا

این چه شیوه حکمرانی است که نهادهای بالادستی نظام هر ساله سیلابها و ویرانی خانه و کاشانه مردم بی‌بضاعت یا کم‌بضاعت را تماشا می‌کنند و سپس تنی چند از مقامات شیفته خدمت بازدیدی از یکی دو محله مصیبت‌زده می‌کنند تا آن حضورِ صرفاً نمایشی را رسانه حکومتی بمنزله انجام وظیفه در حلقوم مردم حقنه کند؟

این چه شیوه حکمرانی است که سپس یکی دو نهاد حکومتیِ غیر دولتی که هیچ نظارت قانونی نه بر دخلشان و نه بر خرجشان وجود دارد ناگهان چون فرشته نجاتی نازل می‌شوند تا یک وعده غذای گرم به سیل‌زدگانی بدهند که تمام زندگیشان را آب و فاضلاب و لجن درنوردیده و بسیاری از وسایلشان خراب و غیر قابل استفاده شده؟

این چه شیوه حکمرانی است که در همان بحبوحه‌ی تدارک یک وعده غذا، دوربین‌های رسانه حکومتی شروع به گزارش می‌کنند و چندین بار برخی طلبه‌ها را نشان می‌دهند که عبا را کنار گذاشته مشغول امدادرسانی هستند و در آخر گزارش هم با روحانی‌ای مصاحبه می‌شود که حجم و تعداد نفرات اطعام شده را اعلام می‌کند؟

این چه شیوه حکمرانی است که تصور می‌کنیم با این نمایشها می‌توان معضلات زیستی و محرومیت‌های ساختاری بسیاری از مناطق مستمرا سیل‌خیز کشور را ماله‌کشی و استتار کرد و همزمان از آن برای مردمی‌نشان‌دادن طبقه ممتازه حاکمه بهره‌برداری کرد؟

آیا این نهایت لئامت و فرومایگی و رذالت نیست که از نمد مصائب مردمی که اساساً فقر و استضعاف‌شان را همین شیوه حکمرانی زمینه‌سازی و استمرار بخشیده، کلاه مردمی‌بودن و شفقت بر خلق برای خود بسازند؟

آیا نمی‌توان بجای این همه مکر و مکّاری و تظاهر به خدمت، تمام مناطق سیل‌خیز کشور را شناسایی و سپس با ایجاد دو شبکه فاضلاب و دفع آبهای سطحی برای هر یک از آن شهرها، یکبار و برای همیشه همه آنها را از این مصیبت و ویرانی هر ساله رهانید؟

چنانچه دو شبکه جمع‌آوری فاضلاب و آبهای سطحی را جداگانه لحاظ کنیم، بنا به ارزیابی برخی از کارشناسان حرفه‌ای، کل هزینه شبکه فاضلاب(شامل مطالعات، طراحی، و اجراء) برای شهری ۲۵ هزار نفری و با نرخ سال ۱۳۹۹ حدودا ۱۵ میلیاردتومان می‌شود و کل هزینه شبکه جمع‌آوری آبهای سطحی حدودا ۶ میلیارد می‌شود. یعنی مجموعا ۲۱ میلیارد. در اینصورت، به ازای هر هزار نفر ۸۴۰ میلیون تومان هزینه می‌شود.

آیا مقامات شیفته خدمت شرم نمی‌کنند از اینکه میلیونها تن از هموطنان ما در خوزستان، لرستان، بوشهر، گلستان، مازندران، گیلان و سایر استانهای مبتلابه هر ساله بعلت عدم ایجاد این دو شبکه ساده زیرساخت شهری دچار مصیبت و خسارت می‌شوند؟

آیا در این سالهای متمادی حکمرانی، امکان نداشت یکی دو فقره از همان مقامات‌خواری‌های کلان را به این امر پایدار و پایه‌ای اختصاص داد؟

آیا چنین اقدامی خلاف شرع بود؟ خلاف عرف بین‌المللی بود؟ خلاف مصالح و آرمانهای انقلاب بود؟

آیا ذخایر نظام، از هر دو جناح مدعی ایجاد اصلاحات و مدعی پایبندی به آرمانهای انقلاب، مصلحت نمی‌دانند به این بازی خلاف عرف جاری در تمام ممالکی که کمابیش پایبند قوانین کشورشان هستند و مسئولان‌شان کمابیش میهن‌دوست و صادق و امین هستند، پایان بدهند؟

آیا ذخایر نظام براستی مصلحت دنیای خود را در ادامه این قبیل شیوه‌های رسوا و خانمان‌سوز می‌دانند؟

آیا مصلحت عاقبت و آخرت خود را هم در این رویه‌های ظالمانه و حق‌کشانه می‌بینند؟