«باد»آورده را «باد» می برد! / دارایی بنیاد مستضعفان ازکجا آمد، چقدر بود و کجا رفت ؟

✍️ قاسم خرمی

پرویز فتاح رئیس بنیاد مستضعفان، طی چند روز گذشته ، در باره آخرین وضعیت اموال این بنیاد، سخنان و ادعاهای بحث برانگیزی را مطرح کرد که هرچند با واکنش و پاسخ گویی بسیاری مواجه شد اما پرسش ها و ابهامات تازه ای را نیز برنگیخت

صرف نظر از اهداف و ابعاد سیاسی بیان چنین سخنانی، یک واقعیت مسلم که او هم تاکید داشت تا برجسته شود، این بود که در حال حاضر چند هزار متر زمین و ساختمان از اموال این نهاد، در اختیار سپاه و ارتش و مجمع و مجلس و روسای جمهور سابق و اسبق و دیگر نهاد ها و مقامات قدرتمند حکومتی قرار دارد که باید پس بدهند و بعضا پس نمی دهند!

با اعلام چنین خبری، آنچه بلافاصله به ذهن هر شهروند ایرانی متبادر شود، این پرسش است که اموال بنیاد مستضعفان، مگر چقدر بوده که این قدرش به این افراد و نهادها و مقامات رسیده است؟! و تازه ۴۰ سال بعد از پیروزی انقلاب، با یک بررسی و حساب احتمالا سرانگشتی، مشخص شده که برخی از این متصرفین و متدینین، قصدی برای پس دادن ندارند! اصلا این دارایی هنگفت و این گنج قارون از کجا بدست آمد؟

بنیاد مستضعفان به دستور امام خمینی(س) و با هدف ساماندهی و بهره وری بیشتر از اموال و دارایی های توقیف شده در جریان انقلاب شکل گرفت. با تغییر رژیم سیاسی ایران در سال ۵۷ و غلبه شعارها و ایده ئولوژی ضد سرمایه داری، علاوه بر مقامات حکومت سابق، بسیاری از سرمایه داران و حتی افراد دارای ثروت عادی از بیم جان، کل اموال خود را رها کرده و به خارج گریختند.

گستره و تعداد اموال بلاصاحب به قدری بود که چند سال طول کشید تا شناسایی کامل آن انجام پذیرفت. در ۲۴ تیرماه سال ۵۸ نیز با تصویب قانون موسوم به حفاظت از صنایع، اموال ۵۳ نفر از سرمایه داران صنعتی و عمدتا کارخانه داران بزرگ رسما توقیف شد و در اختیار دولت قرار گرفت.

به این ترتیب، در یک چشم به هم زدن، ثروتی عظیم و باد آورده در اختیار بنیاد تازه تاسیسی قرار گرفت که در امور اقتصادی و بانکی و صنعتی و بازرگانی، هیچ سررشته ای نداشت. بنیاد مستضعفان از محل همین توقیف ها و مصادره ها، مالک و صاحب ۹ شرکت هواپیمایی، ۲۵۰ شرکت بازرگانی، ۱۴۰ شرکت پیمانکاری و ساختمانی، ۲۰۰ کارخانه، ۵۰ معدن کوچک و بزرگ، ۵ هزار واحد تولیدی و ۲۰۰ هزار مستغلات شد!

فقط بخش صنعتی این بنیاد، شامل ۱۹ واحد صنایع فلزی، ۸ واحد صنایع پلاستیک، ۱۴ واحد صنایع نساجی، ۲۷ واحد سازنده مصالح ساختمانی، ۱۹واحد صنایع غذایی و شیمیایی و ۱۴ واحد صنایع الکتریکی و لوازم تزیینی بود. اغلب اینها، شرکت های فعالی بودند که از بابت سود تولید و یا حتی اجاره مستغلات، می باید هر روزه به دارایی این بنیاد افزوده می شد.

اموال مصادره شده، البته فقط نصیب بنیاد مستضعفان نشد و از محل سرریز آن چندین نهاد و بنیاد دیگر شکل گرفت. به عنوان مثال تعداد ۲۳۹ کارخانه و کارگاه با ۱۷۰ هزار کارگر و کارمند در کنترل «سازمان صنایع ملی» قرار گرفت که به عنوان یکی از سازمانهای تابعه وزارت صنعت و با هدف اداره صنایع بلاصاحب تاسیس شده بود.

بانک صنعت نیز با این توجیه که برخی صاحبان صنایع در رژیم سابق، تسهیلات دریافتی را تسویه کامل نکرده اند، ۲۵۵ کارخانه و موسسه تولیدی مانند صنایع بافندگی، داروسازی، چوبی، سیمان و ظروف شیشه ای را تصرف کرد. همچنین، میزان قابل توجهی از اموال و مستغلات سرمایه داران رانده شده، به سازمان گسترش، بنیاد شهید و ستاد اجرایی فرمان امام و دیگر بنیادها رسید.

مصادره ها، هر دلیلی که داشت اما برای اداره این حجم از سرمایه و صنایع و دارایی های توقیف شده، برنامه ای نداشت. از اینرو، اغلب آنها، از همان سال نخست مصادره، شروع به زیان دهی و تعطیلی تدریجی کردند. گزارش های بازرسان و حسابرسان از سازمان صنایع ملی که زیر مجموعه دولت بود و باید حساب پس می داد، نشان می دهد که این سازمان طی سالهای ۵۹ تا ۶۱ حدود ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان زیان داشته است. وضعیت سایر بنیادها هم نمی توانست بهتر از این باشد!

مصادره ها با آن شیوه ای که لابد شنیده اید، نه تنها حقوق مالکیت در ایران را بی اعتبار و بخش خصوصی را منهدم ساخت و کمر اقتصاد ایران را شکست، بلکه فرهنگ سیاسی بذل و بخشش های بی حساب و کتاب از اموال باد آورده را هم باب کرد. به طوری که اکنون ۴۰ سال بعد از مصادره اموالی که به اندازه کل دارایی های غیر منقول آن روز کشورهای خاورمیانه بود، رئیس بنیاد مستضعفان گزارش می دهد که نه تنها سودی بر این اموال تصرفی و اعطایی مترتب نبوده بلکه حتی اصل مال نیز روی هواست! فتاح بحث خوبی را گشود. سوال بعدی می تواند این باشد که بقیه این اموال کجاست و یا این باد آورده ها، را کدام باد و به کدام سو برده است ؟