بازگشت احمدی‌نژادی‌ها با تابلو جلیلی

اگر باکمی فاصله صفحه شطرنج سیاست داخلی ایران را بنگریم می‌توانیم روابط و مسیر بسیاری از مهره‌های این صفحه را ببینیم و به این طریق می‌توان پیش‌بینی کرد که آینده سیاسی ایران در کدام جهت پیش می‌رود.
به گزارش نگام، نحوه پوشش و پخش سخنان سعید جلیلی در کمیسیون ویژه‌ای که برای بررسی توافق هسته‌ای ایران باقدرت های جهانی در مجلس شورای اسلامی تشکیل‌شده بود یکی از همان حرکت‌ها بر صفحه شطرنج است.
بعد از پایان یافتن ریاست عزت‌الله ضرغامی بر صداوسیما محمد سرافراز بر صندلی ریاست این سازمان عریض و طویل تکیه داد. وی که دکترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه بیروت گرفته است ارادت خود را به حاکمیت اقتداگرا درزمانی که معاون برون‌مرزی صداوسیما و مدیر شبکه تلویزیونی انگلیسی‌زبان پرس تی وی بود با پخش تصاویر و اعترافات بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی از شبکه پرس تی وی ثابت کرد، تا جایی که به دلیل نقشی که در نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان ایرانی داشت در لیست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفت.
سرافراز بعد از مدت کوتاهی پیمان جبلی را به‌عنوان معاون سیاسی خود برگزید. معاونتی کلیدی در صداوسیما که می‌توان گفت بازوی رسانه ای دفتر رهبر ایران است. البته پیمان جبلی درزمانی که سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول مذاکره با ۵+۱ بود مدیریت رسانه‌ای این شورا را بر عهده داشت و مانند سعید جلیلی دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق است.
اکنون بخش کوچکی از یک پازل چیده شده است. بر اساس این چیدمان قرار است صداوسیما از جلیلی حمایت کند، همان‌گونه که در بررسی برجام و در تمام مدتی که جلیلی با شدت به توافق هسته‌ای انتقاد می‌کرد تصویرش از رسانه ملی پخش می‌شد و هنگامی‌که نمایندگان دولت و وزارت خارجه در همین کمیسیون برای دفاع حضور یافتند حتی دوربین‌های صداوسیما برای ضبط برنامه هم نیامدند.
اما سعید جلیلی چرا باید حمایت شود؟
کمتر از ۵ ماه دیگر انتخابات مجلس در ایران برگزار می‌شود و اصولگرایان که اکنون دولت را ازدست‌داده‌اند مایل نیستند کرسی‌های مجلس را نیز به اصلاح‌طلبان و حامیان دولت واگذار کنند. سعید جلیلی در میان اصولگرایان یکی از بهترین گزینه‌ها برای انتخابات مجلس و حتی ریاست آن است و در حال حاضر گزینه بالقوه دیگری که در حد و اندازه او باشد برای آن‌ها وجود ندارد. اما تنها سعید جلیلی کافی نیست.
باگذشت دو سال از پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اکنون تحرکات احمدی‌نژاد ویارانش افزایش چشمگیری پیداکرده است. به باور بیشتر تحلیلگران احمدی‌نژاد به هر شکل ممکن مایل است در آینده سیاسی ایران نقش پررنگی را ایفا کند و برایش مطلوب‌تر آن است که مجدداً در قامت یک رئیس‌جمهور ظاهر شود و این هدف را دنبال می‌کند.
اما این‌یک هدف بلندمدت است و پیش‌نیازهایی دارد. اول اینکه بسیاری از اصولگرایان مخصوصاً در سال‌های پایانی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد با وی دچار تنش و اختلاف شدند تا آنجا که حاضر به تحمل احمدی‌نژاد نیستند و باید این فضا تلطیف شود.
همچنین هرچند بسیاری از مردم مخصوصاً در شهرهای کوچک و روستاها حامی گفتمان احمدی‌نژادند اما این به آن معنی نیست که وی می‌تواند به‌راحتی به ساختمان ریاست جمهوری بازگردد. اکنون زمان آن است نزدیکان احمدی‌نژاد به میدان بیایند تا هم با تصرف کرسی‌های مجلس توازن قدرت را به نفع احمدی‌نژاد تغییر دهند و هم با تبلیغ گفتمان وی، راه بازگشتش را هموار کنند.
در این میان بازهم نام سعید جلیلی به میان می‌آید. وی که از یک‌سو گزینه مطلوبی برای اصولگرایان است از سوی دیگر به احمدی‌نژاد و گفتمان او نزدیک است و می‌تواند نقش میانجی را در این میان ایفا کند و نباید فراموش کرد که اگر مشایی در کنار احمدی‌نژاد نباشد آغوش بسیاری از معتمدین نظام مانند فقهای شورای نگهبان و مصباح یزدی برای وی باز است.
احمدی‌نژاد برای همراهی با جلیلی، وزرا، مدیرکل‌ها و استانداران وفادار به خود را بسیج کرده و تشکلی به نام جبهه یاران کارآمدی و تحول ایران اسلامی که بانام اختصاری یکتا معرفی‌شده، سامان داده است. افرادی همچون حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش‌وپرورش دولت دهم، فریدون عباسی دوانی رئیس سازمان انرژی اتمی دولت دهم، محمدمهدی زاهدی وزیر علوم و تحقیقات دولت نهم، کامران دانشجو وزیر علوم و تحقیقات دولت دهم، سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم، محمدحسن طریقت منفرد وزیر بهداشت دولت دهم، مسعود زریبافان رئیس بنیاد شهد دولت دهم، محمد عباسی وزیر ورزش و جوانان دولت دهم، مصطفی محمد نجار وزیر دفاع دولت نهم و وزیر کشور دولت دهم، لطف‌الله فروزنده معاون پارلمانی دولت دهم، علیرضا علی احمدی وزیر آموزش‌وپرورش دولت نهم، ابراهیم عزیزی معاون توسعه و برنامه‌ریزی دولت نهم، اسدالله عباسی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت دهم در این تشکل عضو هستند که هدف میان‌مدت آن انتخابات مجلس آینده است.
و اما نکته مهمی که شاید کمتر به آن پرداخته‌شده است پول‌های گم‌شده در زمان احمدی‌نژاد است. در ۸ سال دولت احمدی‌نژاد بالغ‌بر ۵۸۰ میلیارد دلار نفت فروخته شد که با احتساب خرج‌های همان دوره مبلغی معادل ۳۰۰ میلیارد دلار باید باقی می‌ماند که البته احمدی‌نژاد صندوق توسعه ملی را که باهدف ذخیره مازاد درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت تأسیس و راه‌اندازی شد را خالی تحویل دولت روحانی داد. این تنها یک نمونه از این پول‌ها است. پول‌های بانک زنجانی که هیچ‌کس سرنخی از آن‌ها به دست نیاورده، ماجرای اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی که معلوم نشد پول‌هایش کجا رفته و رهبر ایران نهایتاً گفت این موضوع را کش ندهید، نیز از همین دست هستند.
دور از ذهن نیست که لااقل بخش قابل‌توجهی از این پول‌ها واقعاً گم نشده باشند و درجایی برای روز مبادا ذخیره‌شده‌اند و این روز مبادا می‌تواند انتخابات مجلس دهم باشد.
و اما نکته پایانی که می‌تواند کلید پازلی که پیش‌ازاین از آن یادکردیم باشد نظر آیت‌الله خامنه‌ای در خصوص مراحل تحقق اهداف انقلاب است. به نظر وی بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی نوبت تشکیل دولت اسلامی است و اکنون در این مرحله هستیم. وی در جمع فرماندهان سپاه می‌گوید که در مرحله سوم انقلاب تقریباً در حال در جا زدن هستیم و پیشرفتی نداریم. این یعنی دولت‌هایی که بعد از رهبری وی تشکیل‌شده‌اند تاکنون اسلامی نبوده‌اند یا کاملاً اسلامی نبوده‌اند.
اما شاید جلیلی و احمدی‌نژاد (بدون مشایی) بتوانند این آرزوی رهبر ایران را محقق کنند و بعدازآن به سراغ مراحل بعدی انقلاب که اسلامی کردن جامعه و در مرحله بعدی ساخت تمدن اسلامی با قرائت خاص آقای خامنه ای مدنظرش است، بروند.