باید به دل مشکلات رفت… / یادداشت

✍️ حبیب رمضانخانی

سال هاست که کشورمان به دلیل سیاست های خاص خود، در شرایط سخت تحریمی و انزوا روزگار می گذراند. در این سال ها مردم ایران روزهای سخت و پر تنشی را تجربه کرده و همچنان چشم انداز روشنی پیش روی خود نمی بینند. از سوی دیگر حاکمیت، مخصوصا دولت پنهان و نهادهای قدرتمند آن، بر سیاست و اقدامات فعلی خود استمرار ورزیده و راه حل مشکلات را تلاش برای خنثی سازی تحریم ها و رفتن در دل مشکلات توصیه می کند!

بیش از ۴دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. در تمام این سال ها مردم در دل مشکلات زندگی کرده و به شیوه های مختلف پای نظام ایستاده و با میل یا اجبار آن را همراهی کرده اند. مسلما مردم در انجام وظیفه محوله، وظیفه خود را به درستی انجام داده اند. ولی آیا حکمرانی خوب و بی اثر کردن تحریم ها که وظیفه حاکمیت است، به همان اندازه انجام شده است؟

سال هاست به جای عمل، شعار شنیده ایم. همواره شرایط کشور را خاص و با تاکید بر شرایط حساس کنونی، رسیدن به قله را وعده دیده ایم! شاید در گذشته نسل انقلاب، با شور دینی و انقلابی شعار و وعده را پیگیری نمی کرد، ولی نسل جوان امروزی که دست پرورده خود حاکمیت است، دیگر آن ملاحظات را نداشته و با همگرایی از طریق فضای مجازی، در پی پاسخ و نتیجه می باشد.

یکی از وعده ها برای رسیدن به قله عزت، کار جهادی و سپردن امور به جوانان انقلابی بوده است. در همین راستا، مجلس یازدهم تماما با خصوصیات و انتظارات گفته شده شکل گرفت، ولی بعد از گذشت ۶ماه، می توان آن را کم فروغ ترین مجلس ادوار گذشته دید که مهمترین کار آن تهدید به استیضاح و ادامه همان مسیر شعار و وعده ها با چاشنی عوامفریبی است.

اگر قرار بر روی کار آمدن دولت جوان انقلابی هست، که هماهنگ با مجلس، کارها را پیش ببرد، جدا از تجربه نظام های کمونیستی در یکدست بودن حاکمیت و آسیب زا شدن آن، ما دوران ۸ساله محمود احمدی نژاد را داشتیم که علاوه بر سه قوا، تمام نهادهای قدرتمند و ارکان حاکمیت با هم همدست و یکرنگ بودند. ولی خروجی آن به کجا انجامید؟ قطعنامه های شورای امنیت که در جهان به قدری منزوی شدیم که دوستان! شرقی ما، چین و روسیه نیز ما را پس زدند. از سوی دیگر عنوان نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری پیش رو، همگی افراد شناخته شده ای هستند که سال ها سکاندار بخش های مهمی از حاکمیت بوده اند که مسلما انتخاب آن ها، هیچ تغییر محسوسی را باعث نخواهد شد، چرا که کارنامه و عملکرد همگی پیش چشم ماست.

سال هاست درگیر تحریم بوده ایم و حالا صحبت از دولتی است که بتواند آن ها را خنثی کرده و دشمن را ناامید کند. ولی شرایط امروز ایران در منطقه و اتفاقات سال های گذشته نشان می دهد که اگر در گذشته اندک امیدی به کشورهایی چون امارات و عراق برای دور زدن تحریم ها بودیم و تلاش بانک های خارجی خاصی برای همکاری، حالا با همراه شدن کامل این کشورها با غرب و قبول نکردن لوایح Fatf، آن اندک راه ها نیز مسدود شده است و آمار فروش نفت و درآمد ۶ماه گذشته ما گویای امر است.

خوب با این اوصاف که در بالا ذکر شد، منظور از گذشتن از سد تحریم و رفع مشکلات به چه معناست؟ آیا می شود بدون پذیرفتن و پایبندی به اصول و قواعد بین المللی با دنیا مراوده داشت و از آن منتفع شد؟ آیا وقت آن نرسیده که به جای اینهمه شعار و وعده های تحقق نیافته، راهکار و مسیر راهی ارائه کنیم؟

مسئولین عزیز! مردم بسیار نجیبی داریم که در دل مشکلات و تحریم بزرگ شده و زنده ماندیم، تمام وعده ها و شعارهایتان را به انتظار نشستیم، جز عاقبت به خیری و رفاه مسئولین اندک گشایشی ندیدیم. مسیر مدنظر اقایان را به تمامی قبلاً تجربه کردیم و به این سطح ناامیدکننده از شرایط کشور رسیدیم. پس تا فرصتی هست، بایستی از این مسیر و شرایط خارج شوید. با اصلاحات و تغییر، خواست و اراده مردم را محقق کنید و از مرحله شعار به عمل وارد شوید.