«با آرزوهای شرقی» / روح الله زم و روز پدر

✍️محمد علی زم

سلام و سلامتی

برای جمهور ایرانی
و یاران جانی!

میلاد حضرت نور، مولود کعبه، یگانه حاکمِ حق‌مدار و امامِ مردم‌دوست، امام دو جهان؛ حضرت علی مرتضی(ع) بر امام‌‌دوستان مبارک باد!

آخرین سالی که روز پدر را به من تبریک گفت، در چهل سالگی‌اش بود، هنوز هوس تکرار شنیدنش در سالیان پیش رو، باقی بود که در چهل و یک سالگی در زمانه حبس و اسارتش، اجازهٔ تبریک‌گویی نیافت و در چهل و دو سالگی هم تعجیل ایجاد فَرَح برای دوستدارانِ نبودش! فرصتِ زنده‌ماندنش را در چند ثانیه بر بلندای ریسمانِ دار به‌پایان بُردند و برای همیشه آرزوی تبریکش، چون داغِ وجودش بر دل ماند! راستی چه سخت است عمر را بی‌عزیزی سپری‌کردن!
الان قابل لمس و حس است که چه سزاست برای همهٔ بازماندگان عزیزِ از‌دست‌داده، همیشه دعای صبر و بردباری بر لب داشته باشیم.
…..
با همهٔ اختلاف نظری که در طرح برخی دیدگاه‌ها و اخبار با هم داشتیم، اما با اینکه خود پدر بود، از روز پدر نمی‌گذشت. مثل عزیزان افغانی که به تأسی از «فارسی دری» به جای پدر «قبله‌گاه» می‌گویند، برای دخترانش، قبله‌‌گاه بود و در غیاب سالیان پر اشتغال من، ایفاگر همین نقش برای خواهرانش. همراهِ هر تبریکی همیشه آرزوی دست‌بوسی و ابراز عشقِ پسرانه‌اش را تکرار می‌کرد، همان چیزی که در ملاقات دوم، با حضور مادر و خواهران و خواهرزاده‌هایش گفت؛ همیشه سه آرزو در سر داشتم:
۱- آیا می‌شود روزی بیاید که بتوانم یکبار دیگر دست پدر و مادرم را ببوسم،
۲- آیا روزی می‌رسد که بتوانم خواهران و خواهرزاده‌هایم را در آغوش بگیرم! در پی‌اش گفت: خدا را شکر که به این دو خواسته دست یافتم!
۳- اینکه هروقت مشیت الهی بر بُردنم قرار گرفت، در سرزمین و بین مردمِ خود، از دنیا کوچ کنم.
…..
اگرچه تنگنای روزگار او را به زیست تنگدستانه در غرب وادار ساخت و یک دهه از عمرِ خود را در مهدِ تمدن غرب! سپری کرد اما خرسندم از اینکه در سایهٔ عنایت پروردگارش، دنیازده نگردید و شرف، غیرت و مسلمانی‌اش را حفظ کرد، تا آخر ایرانی زیست، امید به سرفرازی ایران و ارجمندی ایرانیان داشت و با همهٔ آرزوهای شرقی از دنیا گذشت و گفت در این راه، با خدا معامله کرده‌ام، هر وقت بخواهد مرا می‌برد، رو در روی بازجویانش گفت: همهٔ عشقم آن دو رکعت نمازی است که پای چوبهٔ دار می‌خوانم!

متن در آدرس اینستاگرام زیر قابل مشاهده است: