برخورد امام خمینی با مساله <جن‌> چگونه بود؟

✍️ سید عباس قائم مقامی

اموری مثل طلسمات و اعمال تصرّف از طریق جن حتی اگر در مواردی واقعیت هم پیدا کند، فقط بر افراد ضعیف النفس و آنان که خود را در دایره تاثیر این امور قرار می‌دهند، چه بسا در مواردی اثر نسبی بگذارد. اما افراد قوی الاراده و با ایمان عمیق از دایره تاثیر این امور فراتر هستند.

چنان که قرآن کریم تصریح می فرماید: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من ظلمات الی النور»؛ مگر ممکن است کسی که در تحت ولایت الهی قرار دارد، تجت تاثیر این موارد قرار گیرد و این موارد در او اثر کند؟ بله؛ در مقابل این نیز قرآن فرموده است: ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم ؛ یعنی طبعا کسانی که با اراده خود خویشتن را در تحت ولایت شیطان قرار می‌دهند، تحت تاثیر اراده‌های شیطانی قرار می‌گیرند.

خدا رحمت کند یکی از افراد خوش نفسی که در این امور دست داشت و گویا توانایی هایی در تسخیر و به کارگیری نیروهای ماورایی داشت و گاه در مواردی اقداماتی نیز می‌کرد، در ایام جوانی با امام (ره) دوستی داشت و گویا یک وقت در همان زمان در یک جمع دوستانه که عده ای از جمله امام (ره) حضور داشتند، آن شخص به مناسبت بحثی که در می‌گیرد، با بهره‌گیری از قدرت خود به احضار برخی از این نیروها اقدام می‌کند و آنها جو وحشت و رعب آمیزی را در آن مجلس به وجود می‌آورند که موجب می‌شود همه حضار فرار کنند.

ولی امام (ره) بدون کمترین تزلزلی، محکم در جای خود می‌نشینند و کمترین آسیبی نیز به ایشان وارد نمی‌شود. چون همان طور که گفتم، این امور و چنین نیروهایی حتی اگر واقعیت هم پیدا بکنند، هرگز فاعلیت و تاثیر تام ندارند. زیرا خداوند هرگز به چنین موجوداتی اجازه دخالت و اثرگذاری تام در این جهان نداده است. وگرنه اصل مسئولیت پذیری انسان و تکالیفی که خداوند متوجه انسان کرده و انسان بر اساس اراده و اختیاری که دارد، باید پاسخگوی این مسئولیت ها و تکالیف باشد، لغو و بی معنا خواهد بود و اساسا اصل ربوبیت و پروردگاریِ حضرت حق منتفی می گردد.

اگر چنین اموری بر فرض -تاکید می کنم بر فرض- در مواردی نیز تحقق و واقعیت یابد، هرگز بر اهل معرفت و افراد برخوردار از ایمان و اراده قوی اثری ندارد.

در همان اوایل ورود امام (ره) به ایران و استقرار ایشان در مدرسه علوی، گویا عده ای پیغام داده بودند شما را سحر کرده اند و انتظار داشتند امام واکنش نشان داده و اقدامی نمایند، ولی ایشان با همان بینش و مشی خود به این مضمون می فرمایند: « این حرفها چیست؟ من خودم باطل السحر هستم، سحری هم اگر باشد در من اثر نمی کند!»

در هر صورت پرداختن به این مسائل و خصوصا رواج آنها در جامعه، بسیار تاسف برانگیز است و نشان از تضعیف معارف علمی دینی، رواج ظاهرگرایی، عوام زدگی و استفاده ابزاری از مفاهیم معنوی و احساسات دینی در خدمت سخیف ترین و نازلترین امور مادی یعنی کسب قدرت سیاسی دارد. و کمترین آفت آن سست کردن باور و ایمان مذهبی مردم است.