برنامه جامع تسلط چین بر اقتصاد ایران

✍️احمد علوی « اقتصاددان »

در پی تصویب پیشنویس “برنامه ۲۵ ساله ھمکاریهای جامع ایران و چین” اول تیرماه در ھیات دولت ، علی آقامحمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از مقامات دفتر و مشاوران آیت الله خامنه ای، از سند ھمکاری ۲۵ ساله با چین دفاع کرده و این کشور را “مشتری راھبردی” ایران خوانده است.

تصویب چنین برنامه ای اساسا با قوانین بالا دستی و حتی قانون اساسی نظام اسلامی- که بر استقلال سیاسی و اقتصادی تاکید دارد- سازگاری ندارد.

بنابراین این پرسش ضروری است در شرایط فعلی – که جمهوری اسلامی در انزوای جھانی است و اقتصاد ایران در معرض تحریم ھای شکننده است ،تصویب چنین برنامه ھای چه مشکلی را از حکومت حل میکند؟

انزوای و فرسودگی صنعت نفت ایران

ھر چند آیت الله خامنه‌ای امید داشت تا به ھر قیمت و با ھر شیوه ایی تحریم ھای بین المللی را دور بزند، اما اینک به نظر می رسد که این تلاشها با بن بست مواجه شده است و به شکست انجامیده است.

بنابراین افزایش تنگناھای اقتصاد ایران شگفت آور نیست.
در ھمین راستا در شرایط تحریم ھا و قفل شدن اقتصاد ایران، رکود مزمن و گسترده و ھمچنین تورم افسار گسیخته و در نتیجه نارضایتی عمومی از نظام ، حکومت آماده میشود تا ھزینه بیشتری را – البته از کیسه مردم- برای بقای خود بپردازد.

این البته عجیب نیست چه بنا به منطق اقتصادی، با افزایش تنگناهای سیاسی و اقتصادی در داخل ایران، حاکمیت تلاش می کند تا امتیازات بیشتری را به بیگانگان واگذار کند و خود را از مهلکه برھاند.

رابطه معکوسی میان این تنگناھا و میزان امتیازات وجود دارد.
ھر چه تنگناھا و انزوای حاکمیت بیشتر باشد باطبع تمایل آن برای اعطای امتیاز و ارزان فروشی منابع کشور بیشتر میشود.
از شگفتی ھایی روزگار یکی این است که این بار ذوب شدگان ولایت و دلواپسان که تا پیش از این بر سر ھر قرارداد نفتی، جنجالی را بپا می کردند اینک خود به پیشگام واگذاری امتیاز به بیگانگان بدل شده و سودای خود برای فروش کشور و مردم اش را علنا ابراز می کنند.

در ھمین راستاست که مشاور رھبری می گوید:
« برای حذف نشدن از بازار نفت باید تولید روزانه خود را به ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند و به ھمین خاطر به “مشتری راھبردی” نیاز دارد.

این مقام حکومتی صراحتا از حذف صنعت نفت ایران سخن می گوید…

حذف صنعت ایران از عرصه جھانی با ھر معیاری یک واقعیت است…

این صنعت از نظر رقابت فنی، سھم در بازار، کارآمدی در عرصه بالادستی و پایین دستی، چیزی برای عرضه ندارد…

توضیح اینکه در چھار دھه اخیر بخصوص در دوره تحریمھا سرمایه گذاری در صنایع ایران و بخصوص صنعت نفت به شدت کاھش داشته است..

بنا به برخی از ارزیابی ھا، خالص سرمایه گذاری بروی پروژھای عمرانی بلند مدت به قیمت ثابت – با احتساب استھلاک- در چھار دھه اخیر چیزی نزدیک به صفر است.

در گذشته دور صنعت نفت ایران نه تنھا از نظر سرمایه گذاری درون زا و خود بسا بود، نقش پیشگام را در سرمایه گذاری در بخش ھای اقتصاد ایران را به عهده داشت
اما با گذشت زمان و با حاکمیت روحانیون و تسلط بخش رانتی بر اقتصاد ایران، توان سرمایه گذاری مجدد این بخش از بین رفت.

به ھمین دلیل با فرسودگی این صنعت و ھمچنین فقدان سرمایه گذاری مطلوب بروی فن آوری و نوآوری در این بخش، چھ در سطح بالا دستی و یا حتی پایین دستی، نه تنها قدرت رقابت خود در عرصه بین المللی را از دست داد حتی، به گوشه ایی از بازار جھانی نفت رانده شده و منزوی شد.

به ھمین دلیل حتی به فرض رونق مجدد بازار نفت- که در کوتاه مدت بعید است- و لغو تحریم ھا ایران قادر نیست تا سھم مناسبی در بازارھا جھانی نفت را کسب نماید..

در سایه انزوای ایران و تحریم امریکا و ھمچنین فشار تحریم ھای بین المللی، و حبس بخشی از دارائی ارزی ایران، چین به اصلی ترین شریک تجاری ایران بوده و مستقیما نزدیک یک چھارم بازرگانی خارجی ایران در اختیار آن است.

افزون بر این چینی ھا در گذشته برخی پروژه ھای عمرانی و زیربنایی در ایران ھمچون بخش نفت و گاز ایران نیز فعال بوده اند.

اعطای چنین سھمی در بازرگانی و اقتصاد- در شرایط تنگنا و انزوا- نه تنھا بھ چین بلکه به ھرکشوری
بسیار خطرناک بوده و دارای مزیت و سود اقتصادی ایران نیست.
آنچه جسته گریخته منتشر شده به نظر میرسد که
چھار چوب کلی این برنامه یا فروش راھبردی!!
تسلط انحصاری چین در عرصھ سرمایه گذاری، بھره برداری، و
بالاخره فروش نفت در عرصه بین المللی است
یعنی حذف صنعت نفت ایران، و ھمزمان واردات کالای چینی یعنی اقتدار غیر قابل رقابتی برای چین در صنایع ایران یعنی ھضم صنعت ایران در اقتصاد چین است.