بمباران نومیدی ملت ایران

✍️اسفندیار خدایی

نقل است در دوره حمله مغول، روزی یکی از سربازان چنگیز برای رفع حاجت به خرابه‌ای در نیشابور رفت. ناگهان سه سردار مسلح ایرانی را دید که از ترس می لرزیدند. او که مسلح هم نبود، شمشیر یکی از آنها را گرفت، هر سه سردار را کشت و پس از رفع حاجت، به میان یاران بازگشت. انسانها مهمترین سرمایه هر کشورند و امید و انگیزه ارزشمندترین سرمایه هر انسان و جامعه است. مردم امیدوار و در صحنه، می‌تواند بیابانها را گلستان کنند و مشکلات را به فرصتها تبدیل کنند؛ اما مردم نومید، بی انگیزه و خودباخته اگر بر گرانبهاترین گنجها هم بنشینند، خاکستر درو خواهند کرد. نومیدان در مقابل مشکلات منفعل، و در برابر زورگویان و دیکتاتورها و دشمنان، مرعوب و سلطه پذیرند.

مهمترین سرمایه هر کشور، معادن طلا و مس، ذخایر نفت و گاز، و منابع طبیعی اعم از خاک و آب و جنگل نیست، موقعیت جغرافیایی، ذخایر ژنتیکی، آثار تاریخی و ظرفیتهای گردشگری هم نیست. اگر اینطور بود عراق ثروتمندترین کشور دنیا بود نه پایگاه داعش و طالبان و تروریسم. و سنگاپور و ژاپن بدبخت‌ترین ملتها بودند. سنگاپور تخته سنگی در وسط دریاست که زمین کشاورزی و آثار گردشگری تاریخی و منابع نفت و گاز ندارد اما بالاترین درآمد دنیا را دارد. روزگاری شاه ثروتمند ایران از خرید این جزیره فقیر منصرف شد.

آنچه یک سرزمین را آباد می کند سرمایه انسانی است نه میزان ذخایر نفت و مقدار بارندگی و ظرفیتهای گردشگری. و آنچه سرمایه انسانی را تخریب می‌کند نومیدی، بی‌اعتمادی و وحشت از آینده تاریک است. مردم ایران بیش از هر ملت دیگری در معرض بمباران روحی و حملاتی است که روحیه و امید و شور و شوق زندگی او را هدف قرار داده است و افسردگی و بی اعتمادی و نومیدی را سبب می شود.

درآمد سرانه و شاخصهای رفاه کشورمان در وسط نمودارهای جهانی است و شرایط ما از نیمی از کشورهای جهان بهتر است. منظور این نیست که با توجه به استعدادها و منابع فراوان، جایگاه شایسته‌ای داریم، خیر، اما هنوز نقاط قوتی هست که نباید از دست برود. و مهمترین سرمایه یعنی انسانها نباید با بمباران نومیدی و پمپاژ یاس، تباه و خاکستر شوند.

انتظار نمی‌رود که بیگانگانی که با ما اختلاف منافع دارند، دلسوز سرمایه انسانی ما باشند و امید و انگیزه به ملت ما تزریق کنند. اما شکاف عمیق اختلافات داخلی موجب شده که نیروهای سیاسی و رسانه‌های داخلی خواسته یا ناخواسته، به روشهای مختلف با بمباران نومیدی همراه شوند و نخبگان جامعه و فعالان فضای مجازی نیز بر طبل نومیدی بکوبند و سرمایه انسانی در کشاکش دعواهای سیاسی تلف شود. بمباران نومیدی فصل مشترک فعالیت گروههای سیاسی است.

منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی گمان می‌کنند با پمپاژ نومیدی و بمباران روحیه و اعصاب مردم و افسرده‌سازی جامعه و گاهی توهین و تحقیر مردم و گفتن خلایق هرچه لایق، موجب حرکتهای اعتراضی می‌شود و آنها را به هدف خود در مبارزات سیاسی می‌رساند، غافل از آنکه مردم نومید و افسرده، انگیزه حرکت ندارد و آماده پذیرش سلطه و ظلم و استبداد می‌شوند.

و اما حاکمیت، ناخواسته به طریقی دیگر، سهم عمده‌ای در نومیدسازی و افسردگی جامعه دارد. چون دغدغه حکومت دغدغه ملت نیست.

اخیراً با یکپارچه سازی قدرت، اصولگرایان ساز سرمستی سر می دهند، غافل از آن که دغدغه آنها دغدغه مردم نیست و پیروزی آنها به معنای جلب حمایت مردم نیست. جناب آقای رئیسی تقریباً با همان میزان آرایی پیروز شد که چهار سال قبل، بازنده میدان بود. دولت باید بدنبال همراهی و جذب اعتماد مردم و ایجاد امید باشند نه آنکه با بستن فضای مجازی و رویکرد پاکسازی و نظارت استصوابی و رد صلاحیت رقیبان بدنبال پاک کردن صورت مسئله باشند. آنها نباید گمان کنند که با شعارها و برنامه های دهه شصت می توان در دهه ۱۴۰۰ جوانان را جلب کرد و نیروی انسانی را زنده و امیدوار ساخت. خلاصه کردن اهداف انقلاب در آمریکاستیزی متوهمانه و پرداختن بهای آن از زندگی مردم، موجب نومیدی و فقر و فساد و مهاجرت نخبگان و از بین رفتن سرمایه انسانی می‌شود.

دولت جدید جناب آقای رئیسی باید بداند که سرمایه انسانی ارزشمندترین سرمایه کشور است و مهمترین سرمایه انسانها، امید است. دولت روحانی وارد معاملات سیاسی با ارباب قدرت شد و امید و اعتماد مردم را نابود کرد.

دولت رئیسی بداند که تنها با ایستادن کنار مردم و همراهی با دغدغه‌های آنهاست که می‌توان ارزشمندترین سرمایه یعنی امید و اعتماد را حفظ کرد. فریب وسوسه‌ها و توهمات افراطیون را نخورد و با طناب پوسیده آنها وارد چاه نشود.