به اژدهای زرد دل نبندید ! چین به چند دلایل ابر قدرت جهان نمی شود

✍️یدالله کریمی پور

قدرتی که حتی در فضای استراتژیک پیرامونی خود منزوی است و مورد دشمنی، چگونه می تواند مدعی رهبری جهان شود

از جماعت استراتژی فهم در شگفتم که بی ورود به مبانی قدرت، هر کتاب، مقاله، گزارش و یا حاشیه نویسی منتشر شده در فرنگستان را بی هیچ ارزیابی دقیق، در باره ابرقدرتی چین نصب العین قرارداده و آن ها را بی تامل منتشر می کنند. باور کنید شمار این پیش بینی ها تا امروز از ۲۵۰/۰۰۰ بیش تر و بازهم روبه اوجگیری است. این در حالی است که جمهوری خلق چین تا آینده ای دیدپذیر، یعنی قابل رصدکردن توانایی ابرقدرت شدن، همچون پادشاهی متحده بریتانیا در سده نوزده و ایالات متحده امریکا از ۱۹۹۱ بدین سو را ندارد. باردیگر این گزاره را از چشم انداز شاخص های ژئوپولیتیک بازگو می کنم:

۱- انزوای استراتژیک

آمریکا در شمال و جنوب دارای دو متحد استراتژیک و یا مطمئن است. در دو سوی خاوری- باختری نیز با دو اقیانوس بزرگ از دست اندازی دشمنان بیمه بوده است. این بیمه گی دست کم تا کنون که جنگ‌ها متعارف بوده اند، ساری و جاری است. ولی به چین بنگرید:

– ژاپن و کره در شمال باختری؛

– تایوان و فی لی پین در خاور و جنوب،

– ویتنام، اندونزی و مالزی و استرالیا و نیوزلند در جنوب و جنوب خاوری،

– هند در باختر و در امتداد هیمالیا؛

همگی یا دشمنان سوگند خورده چین هستند و یا به هیچ روی بستن اتحاد با پکن در اذهان دولتمردانشان خطور نمی کند.

به سخن دیگر قدرتی که حتی در فضای استراتژیک پیرامونی خود منزوی است و مورد دشمنی، چگونه می تواند مدعی رهبری جهان شود؟ تنها یک ادعای رهبران چین پس از مائو برای من در این باره بس است تا از سخن خود باز گردم؛

۲- ناپایدار

تبتی ها، اویغورها، هنگ‌کنک ها، ماکایویی ها، هویی ها،تاجیک های ایرانی و دهها گروه قومی دیگر، لزوما همراه حزب کمونیست چین نیستند. مهم تر این که چین از دیدگاه استاندارهای سیاسی و تحکیم داخلی در شمار کشورهای ناپایدار به حساب می آید. بدین معنی که اگر هم یکپارچگی چین را تضمین شده محسوب کنیم، رژیم سیاسی آن پابرجا و دائمی تلقی نمی شود؛

۳- بی متحد

دهه ها است دو سوی آتلانتیک شمالی با ناتو پیوند استراتژیک خورده و پیامدهای این اتحاد در دو جنگ جهانی تجربه شده است. علاوه براین آمریکا توانایی استفاده از ۸۳۰ پایگاه و پاسگاه برون مرزی را با تکیه بر دهها پیمان دارد، در واقع “آبکره” بی هیچ اغماضی در اختیار واشنگتن و متحدین پابرجایش است، لطفا متحدین دریایی چین را به من نشان دهید.

۴- قدرت آمریکا در هوا، فضا و به ویژه دریا، تا ۳۰ سال دیگر دسترس پذیر نیست. داشتن ۱۱ ناو هواپیمابر فعال و ۲۵۰ ناوشکن و چندین ناو هواپیمابر متحدین و نیز قدرت تسلیحاتی غیر متعارف بریتانیا، فرانسه و اسرائیل (اشعالگر) آس ها را در اختیار پنتاگون قرار داده است؛

۵- هالیوود، دیسنی لند، سیلیکون ولی، وال استریت، هاروارد، جان هاپکینز، ام آی تی، وال استریت، بانک مرکزی لندن، دلار و…دهها اّبّر برند، سازه هایی به سادگی دسترس پذیر برای مهندسی معکوس دیگران نیستند؛ چرا امروزه روز بیش از ۵۲٪ دانشجویان دانشگاه های آمریکا چینی اند؟

۶- سیستم حقوق اساسی و ساختار تقسیمات کشوری آمریکا همانند استرالیا و فراتر از آلمان پویاترین و خودگردانترین است، این را با نظام بسته چین و نظام نیمه بسته تقسیمات کشوریش مقایسه کنید؛

۷- در تاریخ معاصر، چین مدبرانه در هیچ جنگ فرا دریایی و سرزمینی شرکت نکرده و بیشینه مدافع یکپارچگی خود بوده است؛ از این منظر نیز دولتی منزوی است.

هیچ گمان نبرید، ممکن است روزی هند و یا برزیل و حتی مکزیک مدعی مدیریت جهان شوند، ولی چین تا برطرف سازی زنجیرهای پیش گفته، همچنان در بند خواهد بود؛ مهم تر  این خود نیز ادعایی در این باره ندارد. کاسه از آش داغتر نشویم.