بورس و صف فروش / یادداشت

✍️ حبیب رمضانخانی

همانطور که پیش بینی می شد، موعد ریزش سهم ها و فرو افتادن شاخص ها در تالار شیشه ای فرا رسید. صف های فروش میلیاردی شد و صفحه ای که تماما به رنگ قرمز منقش شده است دلنگرانی انبوهی از سهامداران تازه وارد را رقم زده است. خبرهای منفی این روزهای بورس تیتر و سوژه روز شده و افراد بیشتری را نگرانتر و به صف فروشندگان می کشاند.

در اینکه در روزهای آتی چه بر سر بورس خواهد آمد، بایستی اهل فن نظر دهند و ارزیابی کنند. در اینکه بورس در بلندمدت، طبق قائده بازدهی داشته و سهام دار منتفع خواهد شد نیز شکی نیست. منتها بحث ما در مورد رفتار احساسی این روزهای سهامداران خرد و تازه کار هست که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

در بحبوحه صعودی شاخص بسیاری از سهامداران تازه ورود از محل کار تا فضای مجازی تحلیل بورس می کردند. صحبت از سود بالا و خوشحال از چند برابری پول خود می گفتند و افراد بیشتری را برای ورود اغوا می کردند. اما امروز غمگین و افسوس خورده از فرصت هایی که می توانستند استفاده و با فروش و تبدیل آن سرمایه را حذف کنند می نالند!

در این بین عده ای بیرون ایستاده از گود، با سری بالا، مرتب روزهایی که هشدار دادند و حتی توجیه برای عدم حضور خود در بورس را به سر دیگران می کوبند و از آگاهی و عقلانیت خود فضل ها ردیف می کنند!

اما آیا به راستی بابت این حرکات احساسی که هجوم برای خرید و حالا فروش، صف های طویل درست می کنند، سهامدارن تازه کار را بایستی شماتت کرد؟ آن را به طمع افراد نسبت داد و به وضعیت پیش آمده تاسف خورد؟

بی شک بسیاری از رفتارهای ما محصول زیست اجتماعی است و تحت تاثیر عملکرد حاکمیت. وقتی نگاهی به گذشته داشته و وضعیت اقتصادی و معیشتی کشور و مردم را بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد عملا مردم بازیگرانی در عرصه شطرنج تصمیمات سیاسی و اقتصادی حاکمیت هستند.

نابسامانی های ناشی از تصمیمات و اقدامات حاکمیت که تحریم، خوابیدن چرخ تولید، بالا رفتن ناگهانی و چندباره قیمت ارز، طلا، ملک و غیره را موجب شدگریبان مردم را گرفت. پس اندازها کم ارزش و برنامه ها برای تهیه سرپناه، خودرو… به اندک زمانی دست نیافتنی گردید. مردم دریافتند در این شرایط، حاکمیت نه تنها پشتیبان و حامی آن ها نیست، بلکه درست یا غلط آن را مسبب اصلی تمام مشکلات دانستند.

در این شرایط، مردمی که غیر عادی و خارج از پیش بینی، سرمایه هایشان پودر شد و خط رسیدن به آرزوهایشان طویلتر، خود دست به کار شدند تا ارزش سرمایه های خود را حفظ کنند. نتیجه این شد که با تبدیل و ورود از بازاری به بازار دیگر تقاضا آفریدند و خود به خود افزایش قیمت ها را شتاب دادند. در شرایطی که مردم غیرعادی و خارج از هر طرح و برنامه ای ارزش سرمایه و داشته هایشان ناچیز شد، آیا می شود انتظار داشت وعده ها را باور، عادی رفتار و هیجانی برخورد نکنند؟

مسلما جواب خیر هست. در جامعه ای که با نگاه به گذشته و کارنامه دولتمردان، اعتماد به گفته ها و پیشنهادات مسئولان محلی از توجه ندارد، مردم غیر طبیعی سرمایه هایشان فرو پاشیده و دارایی هایشان کم ارزش شده، بایستی این رفتار هیجانی را متناسب با آن دانست. به برخی حق داد، در شرایطی که خانه دار شدن و صاحب زندگی برای بسیاری دست نیافتنی شده، دنبال راهی باشند تا همینطور غیرعادی به ثروت و خواسته ها برسند. پس شماتت نکنیم و کمی به این مردم حق دهیم.

در پایان، این توجیهی برای رفتار احساسی نیست، بلکه تلنگری به شماتت کنندگان هست. در ضمن نگارنده اقبال داشتن هیچ سهمی در بازار بورس را نداشته و ندارم.