بی‌بی خانم؛ نخستین طنزنویس زن در ایران

پایگاه خبری / تحلیلی نگام۹ مرداد ۱۳۰۰؛ دقیقا یکصد سال پیش در چنین روزی بی‌بی خانم استرآبادی در تهران درگذشت. او می‌گفت: “مگر مردان بدانند که در میان زنان کسانی چند با رتبت بلند، نکونام و ارجمند می‌باشند که قوه ناطقه مدد از ایشان برد”.

بی‌بی خانم استرآبادی در سال ۱۲۳۷ در شهرک نوکنده استرآباد زاده شد. پدرش سرکرده ایل انزان مازندران و مادرش آموزگار کودکان دربار ناصرالدین‌شاه بود.

هشت ساله بود که مادرش پدرش را ترک کرد و به تهران بازگشت: “مادرم ۳۰ سال در حرم جلالت و اندرون مبارک، مشغول به خدمتگزاری شکوه‌السلطنه والده ولیعهدِ گردون مهد بود”.

از آنجا که مادرش ندیمه همسر ناصرالدین‌شاه بود، او در دربار بزرگ شد و نزد مادرش آموزش دید. در ۲۲ سالگی خلاف میل مادرش با یک مهاجر قهه‌باغی به نام وزیراُف پیوند زناشویی بست: “چنان شدم که آنی بی خیال رویش دیده بر هم نزده و او نیز خیالی جز دیدن روی من تصور نمی‌کرد”.

او همه فرزندانش را وا داشت که درس بخوانند و موسیقی بیاموزند و حتا دخترانش را با لباس پسرانه به مدرسه می‌فرستاد. بلندآوازه‌ترین فرزندش کلنل علی‌نقی وزیری موسیقیدان بنام است.

بی‌بی خانم ۳۴ ساله بود که یکی از شاهزادگان قاجاری کتابی با عنوان “تأدیب النسوان” (پرورش زنان) منتشر و زنان را به “کردارهای ناپسند” متهم کرد و به ایشان “آداب لباس پوشیدن و استعمال بعضی عطریات و پرهیز از قهر و خوابیدن و برخاستن آموخت”.

چهار سال بعد بی‌بی خانم نخستین کتاب طنز نوشته یک زن ایرانی را با عنوان “معایب الرجال” (زشتی‌های مردان) نوشت و به آن نویسنده ناشناس پاسخ داد. بی‌گمان او برای اینکه نشان دهد زنان هم می‌توانند نثر پیچیده و پرطمطراق بنویسند در جای جای کتاب از سجع، آیات قرآن و روایات پیامبر اسلام و ابیات سرایندگان بنام، بهره جسته ولی همزمان سخنان طنزآمیز را هم بی‌پروا در آن گنجانده است: “در هیچ عهد و زمانی و در هیچ زمین و مکانی کسی به کسی مثلا شده است بگوید قربانت بگردم و او در جواب گوید زهر مار؟ تا مرد صد بار زخم نهان به زن نزند و زن را ملجا نکند، زن یک مرتبه جواب زشت ندهد.

جواب هر جفنگی یک جفنگ است

کلوخ انداز را پاداش سنگ است”

او در ۴۸ سالگی سرانجام چون پیشتر دخترانش را از ادامه تحصیل رسمی بازداشته بودند، نخستین دبستان دخترانه را در خانه خود در تهران گشود ولی دیری نپایید که خشک‌اندیشان آنجا را بستند: “یا برای حفظ مشروطه پایداری کنید یا لچک مرا سر کنید… شما نگذاشتید ما نسوان با اخلاق حمیده بار بیاییم. این جهل دامنگیرتان خواهد شد”.

بی‌بی خانم استرآبادی در ۶۳ سالگی در تهران درگذشت.