تأملاتی در بیانیه «رئیس شورای عالی جامعه مدرسین» / یادداشت

✍️ احمد حیدری


«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا»(احزاب ۷۰). بنی‌اسرائیل حضرت موسی را آماج تهمت و افتراء قرار دادند(المیزان۱۶/۳۴۷) و خداوند آنان را مخاطب قرار داد که تقوای خدا داشته و[در مخالفت]، سخن محکم و استوار بگویید. این روزها در مخالفت با آقای سید کمال حیدری شاهد بیانیّه‌های غلیظ و شدیدی هستیم از جمله بیانیّه‌ «آیت الله یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین» که قابل تأمل است:


۱. جامعه مدرسین، نهاد حوزوی سابقه‎دار با خدمات قابل ملاحظه‌ که در مواردی هم از جمله «باز بودن باب اجتهاد در اصول و فروع»[که مسأله آقای سید کمال حیدری از مصادیق آن است]، مورد خطاب امام قرار گرفته: «ما باب اجتهاد را نمى‏توانیم ببندیم. همیشه اجتهاد بوده، هست و خواهد بود، … برداشت‌ها از احکام اسلام مختلف است.»(صحیفه امام ۱۹/۳۰۴) «شما دوستان اگر خیال کنید همه در مسائل اعتقادى باید آنچه را شما قبول دارید، قبول داشته باشند والا منحرف هستند، بدانید که راه درستى نمى‏روید… اگر آنان‌[طلاب جوان] داراى اعتقاداتى باشند که با آنچه شما بدان اعتقاد دارید، جور نباشد، اشکالى ندارد.»(همان ۲۱/۶۱۵).

۲. بیانیه رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیّه باید مصداق بارز «قول سدید» باشد نه این که صدر و ذیل آن با هم تهافت داشته باشد. بیانیّه مورد نظر با آوردن آیه «الّذی آتیناه من آیاتنا» در صدر، آقای سید کمال حیدری را مصداق «دارای علم ناب» شمرده، بعد می‌نویسد: «وی انضباط و استقامت لازم در تحصیل نداشته، فراگیری از استادان را به حد کفایت نرسانده و نقش‌آفرینی‌های وی در یکی از برنامه‌های سیمای کوثر، نه به لحاظ توانایی علمی، بلکه به واسطه اطلاعات و استنادات در اختیار نهاده شده از طرف گروهی متخصص بود و وی فقط اجرا کرده است!» آیا این دو فراز با هم متهافت نیست؟


۳. مشکل اصلی آقای حیدری اجتهادت مخالف نظر مشهور در اصول و فروع است که اقتضای باز بودن باب اجتهاد می‌باشد و کم نبوده‌اند عالمانی این چنین که از طرف جامعه علمی زمان به شدت انکار شده‌اند حال آن که به جای طرد، تهدید و تکفیر، باید به نقد علمی نظریاتشان نشست که اگر صاحب نظر قانع نشود، مخاطبان قانع ‌شوند و دیگر به آرایش وقعی ننهند. در بیانیه مورد اشاره و بعضی دیگر به اتهام و افترا زنی به عالمان دین هم متهم شده که باید ادله آن به قوه قضائیه ارجاع شود و کشیدن آن به مطبوعات و …، صحیح نیست.


۴. در بیانیه تصریح شده: «جای بحث درباره برداشت‌های متضاد با محکمات اسلام و تشیع، محافل تخصصی و علمی است که این مراکز وی را برای طرح دیدگاه‌هایش دعوت کرده‌اند و او سربرتافته»؛ حال آن که امروز با توجه به وسعت و سرعت وسایل ارتباط جمعی، عملاً هیچ قدرتی نمی‌تواند این بحث‌ها را به مجامع خاص محصور کند، علاوه که جز فرد مورد نظر، چه بسا افراد دیگری همین برداشت‌ها را داشته و به آن مجامع هم دسترسی نداشته باشند و مطرح شدن مستدلّ و منطقی مباحث در تریبون‎های عمومی، برای بسیاری مفید و مصونیت بخش است لذا امام از نشر این مباجث در رادیو تلویزیون، مطبوعات و فضای عمومی جامعه اظهار خوشحالی کرده و آن را طبیعی و از برکات انقلاب می‌شمرد.(صحیفه امام، ۲۱/۱۷۶). کاش رئیس شورای عالی جامعه مدرسین به توصیه امام خطاب به اعضای شورا عنایت بیشتر داشت که امام فرمود: «باید ناصح بود، نه[این که] مقابله کرد»


۵. قیاس آقای حیدری با امثال «بلعم» هم صحیح به نظر نمی‌رسد زیرا بلعم با علم به نبوت و حقانیت حضرت موسی و از روی دنیاطلبی علیه پیامبر معصوم ایستاد حال آن که آقای حیدری بر اساس مبانی‌ای که دارد، با آراء عالمان غیر معصوم مخالف است. او همچون دیگر مجتهدان بر این باور است که فهمش صحیح بوده و فهم‌های مخالفش بر خطاست بدون این که هیچ صاحب فهمی را به تقصیر و عمد در خطا متهم نماید و بین این دو تفاوت آشکار است. کاش عالمان دین ضمن پذیرش باز بودن باب اجتهاد، با آراء مخالف نظرشان با نصح و منطق مقابله کنند و از تهدید و تکفیر و … دوری گزینند که امام خطاب به مدرسین فرمود: «ما نباید بر سر برداشت‌ها دعوا بکنیم… باید ناصح بود، نه مقابله کرد»(همان ۱۹/۳۰۵).