تبدیل شدن نماز جمعه ها به خانه سالمندان

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️وحید اشتری

این ساختار متمرکز که یک نفر در تهران بنشیند برای کل نمازگزاران سراسر کشور در شهرها امام جمعه انتخاب کند، در ۴۳ سال گذشته چقدر جواب داده؟

اینکه یک عده بنشینند هر هفته برای سخنرانی کل ائمه جمعه بولتن یک‌دست دربیاورند که متن سخنرانی‌ها چه باشد ما را به‌کجا می‌برد؟

اینکه مردم لواسان و نمازگزارانش هیچ سهمی در انتخاب کسی که قرار است پشت سرش صف بایستند ندارند چقدر در تبدیل شدن نماز جمعه‌ها به خانه سالمندان موثر بوده است؟

نه تنها در لواسان بلکه در همه شهرها اینکه امام جمعه با مردم توانسته ارتباط برقرار کند یا نه یا امام جمعه موفق بوده یا شکست خورده یا اینکه امام جمعه چگونه باید باشد را مردم همان شهر و نمازجمعه‌ای‌ها بهتر می‌فهمند یا یک جمع دو ۳ نفره در پایتخت که برای همه ایران تصمیم می‌گیرند؟

اگر از وضع بغرنج این نهاد در نسبت با مسائل روز جامعه و مردم بعد از چند دهه حرف می‌زنید یک پله بالاتر از آسیب شناسی‌های فردی از مسئولان باید در مورد کل این ساختار متمرکز حرف زد. در ساختار متمرکزی که مردم هیچ نقشی جز ایستادن در صف ندارند، انتظاری جز رخوت و رکود دارید؟

انقلاب قرار بود مردم را حاکم کند و تعیین سرنوشت‌شان را به خودشان بسپارد ولی الآن مردم در تعیین امام جماعت مسجد محله‌شان هم دیگر هیچ نقشی ندارند. مثل نماز جمعه ساختار متمرکزی وجود دارد به نام امور مساجد که چند نفر برای همه مساجد تصمیم می‌گیرند صرف نظر از نظر مردم هر محله و…

این ساختارها به قدری پذیرفته شده‌اند که کسی در مورد اصل‌شان حرف نمی‌زند.
پشت شعارهای پر طمطراق در مورد اعتماد به مردم همین ساختارهایی است که حتی برای انتخاب امام جماعت مسجد یک محل به متدینین و نمازگزاران و بسیجی‌های یک محل میدان نمی‌دهد. میدان دادن به توده مردم که سرجای خود.

من فکر می‌کنم ماجرای امام جمعه لواسان فرصت مغتنمی است که در مورد این آسیب شناسی‌های ساختاری بعد از ۴ دهه از انقلاب قدری با هم و با مردم گفت و گو کنیم.

وگرنه یک موج فضای مجازی زودگذر است و خیلی زود فراموش خواهد شد.