تروریسم دولتی اسرائیل و متحدان در ایران؛ بی‌ لیاقتی “دولت پنهان” برای حفظ امنیت ملی‌، و پیش بینی‌ میر حسین موسوی

✍️محمد سهیمى

از زمانی‌ که “دولت پنهان” با اجازه هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه‌ای وارد اقتصاد ایران شد، و بعد با نیرومند شدن توان مالی‌ خود امپراتوری رسانه‌ای برای تبلیغ برای خود و هواداران خود، و حمله به آزادی خواهان و میهندوستان واقعی‌ که حاضر نبودند از آن پشتیبانی کنند، پرداخت، روشن بود که مساله حفظ امنیت ملی‌ کشور و محافظت از منابع، ثروت‌ها و دستاورد‌های کشور در درجه دوم، اگر نه پایین تر، اهمیت قرار میگیرند.

بعد از آنکه وزارت اطلاعات دولت آقای سید محمد خاتمی مجریان “قتل‌های زنجیره ای” را افشا کرد، و وزیر جدید اطلاعات ایشان آقای علی‌ یونسی آن وزارتخانه را از باند‌های امثال سعید امامی پاک کرد، آقای خامنه‌ای دستور تشکیل دستگاه اطلاعاتی‌ مستقل از آن را داد، که به جای اینکه به تنها وظیفه خود، یعنی‌ حفظ امنیت ملی‌ کشور، بپردازد، به دنبال پرونده سازی برای اصلاح طلبان، نیروهای ازادیخواه دیگر، فعالان دانشجویی، کارگری، حقوق بشری، و اجتماعی رفت.

به قول مهندس میر حسین موسوی در بیانیه شماره ۱۷ خود بعد از انتخابات تقلبی ۱۳۸۸ در ۱۱ دی ۱۳۸۸:

“بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندان‌ها محبوس هستند پای‌بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از این که بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می‌بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاست‌های سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می‌گوییم نهاد بزرگ و تاثیرگذاری چون….. [“دولت پنهان”] اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی‌تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می‌شود و هم کشور را به فساد می‌کشاند.

ما می‌گوییم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است. جنبش سبز مخالف دروغ است و آن را آفتی خانمان‌برانداز برای کشور می‌داند و از این رو دروغ‌های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آن را خطری بزرگ برای کشور می‌دانیم.”

از زمان جنبش سبز که سرکوب آن توسط “دولت پنهان” شکاف بین حاکمیت و مردم را عمیق نمود، و بخش عمده کوشش‌های “دولت پنهان” مصروف بگیر و ببند نیروهای دموکرات داخلی‌ شد، اسرائیل، عربستان، و دیگر متحدان در منطقه در ایران یا خود مرتکب تروریسم دولتی شده ا‌ند، و یا از گروه‌های خائن تروریستی در ایران حمایت کرده ا‌ند.

اسرائیل بسیاری از دانشمندان و کارکنان هسته‌ای ایران را ترور نمود، دو بار به تأسیسات زیر زمینی‌ فردو در نزدیکی‌ قًم و سه بار به تأسیسات نطنز حمله نموده است، و با برخی‌ از گروه‌های تجزیه طلب کرد اتحاد دارد. با هر معیاری این اقدامات چیزی نیست مگر تروریسم دولتی، و نقض فاحش تمامی معاهده‌های و توافق‌های بین المللی.

عربستان نیز از تروریست‌های بلوچ و ایرانی-عرب خوزستان حمایت کرده است.

هر دو کشور نقش کلیدی در فشار به دولت ترامپ برای خروج از برجام، و آغاز جنگ اقتصادی با مردم ایران داشتند. حال نیز که دولت آقای بایدن میکوشد دوباره به برجام برگردد، این دو کشور نهایت کوشش خودرا را میکنند تا از آن جلوگیری کنند، و یا دستکم دست ایران در در مذاکرات با اروپا و آمریکا ضعیف تر کنند.

مسول این شرایط کیست و چیست؟ اسرائیل و عربستان، به همراه دولت ترامپ مرتکب تروریسم دولتی شده ا‌ند، ولی‌ در تحلیل نهایی آنها به دنبال آنچه که تصور میکنند مصالح ملی‌ آنها میباشد هستند [قصد من توجیه کار آنها نیست]. مسول داخلی‌ این تروریسم “دولت پنهان” است که به جای انجام تنها وظیفه خود، حفظ امنیت ملی‌ و محافظت از دستاورد ها، ثروت ها، و منابع ملی‌ کشور یا به دنبال گرفتن پروژه‌های هزاران میلیاردی است، و یا به دنبال خاموش کردن صدای مخالفان، و همه آنهایی که به این سیاست‌ها اعتراض دارند. در عین حال با سرکوب نیروهای دموکرات، جنگ قدرت در میان جناح‌های “دولت پنهان ” نیز بالا گرفته، و هر روز گروهی به بقیه گروه‌های اصولگرای حامی‌ “دولت پنهان” حمله می‌کند. در چنین شرایطی شاید تنها موضوعی که برای “دولت پنهان” و هواداران آن مهم نیست حفظ امنیت ملی‌ و جلوگیری از تروریسم مورد حمایت دولت‌های خارجی‌ است.

به گمان من تنها موضع صحیح برای میهندوستان واقعی‌ کشور هم اعتراض تمام قد و رسا به بی‌ لیاقتی “دولت پنهان” برای حفظ امنیت ملی‌ کشور، و همچنین مداخله آن در اقتصاد و سیاست که ریشه اصلی‌ شرایطی کنونی است، و هم اعتراض جهانی‌ به تروریسم دولتی اسرائیل و متحدان و طرد همه به اصطلاح ایرانیانی است که از این اقدامات تروریستی شادمان هستند.

میرحسین بدرستی و دقیق شرایط کنونی را پیش بینی‌ کرد