تشنگان قدرت یا شیفتگان خدمت؟

✍️ اکبر دانش سرارودی

اینکه بخواهم قاطعانه بگویم چرا این همه داوطلب برای بدست آوردن جایگاه بی اختیار ریاست‌جمهوری به صف شده و خود را نامزد پوشیدن قبای ریاست قوّه ای کرده اند که عاقبتی جز فحش خوردن، خراب شدن و بدنامی ندارد را بلد نیستم و هر چه فکر میکنم عقلم راه به جایی نمی برد.

زیرا سازوکار قدرت در جمهوری اسلامی مشخص است و «قانون اساسی» حاکمیت مطلق، سیاستگذاری، و امر و نهی امور را تماماً در اختیار «ولایت مطلقه فقیه» گذاشته و به قول آقایان، سایرین فقط عوامل اجرایی ایشانند و اختیاری از خود ندارند و خوب و بدشان فقط در میزان سرسپردگی و انقیاد مطلق یا غیر مطلق آنان نسبت به فرمایشات و منویات حضرت آقا ارزیابی می‌شود و علی القاعده آقایان «ولایی» مدّعی «ذوب در ولایت» نیز افتخارشان تأمین رضایت حداکثری حضرت آقاست و خود را ندیم حضرتش میدانند نه خادم و ندیم مردم!

پس در این مقال کاری به حضرات «ذوبی مسلک» نداریم و فعلاً از این قصه میگذریم
که اگر آنها نیز حتی مثل مرحوم هاشمی خودشان را فدایی رهبر بدانند و مثل کاندیدای اختصاصی امام زمان! (احمدی نژاد) سُفره تبعیت پذیری محض و دستبوسی مریدانه پهن کنند بازهم عاقبتی بهتر از آنچه بر گذشتگان رفته نخواهند داشت.

لکن فعلاً روی سخنم با مدعیان اصلاح‌طلبی است و از اینکه دوجین از شخصیت‌های مدّعی اصلاحات نیز در کنار سه چهار جین از شخصیت‌های «ذوبی» به اصطلاح اصولگرا برای ثبت نام ردیف شده اند تعجبم را برانگیخت!

زیرا جدای از جناب تاجزاده که در حرف و عمل، مشی متفاوتش را اثبات نموده و هزینه های فراوانی داده و این نامزدی را فرصت مغتنمی برای بیان مطالبات مردم قرار داده و شجاعانه اصلاحِ معایب موجود را فریاد نموده است از اکثریت ثبت‌نام کنندگان خاموشِ «مدعی اصلاحات» تعجب می‌کنم!

چرا که همگی به خوبی میدانند؛
۱- در کشوری که همه چیز در قبضه قدرت مطلقهٔ ولایت فقیه است و او حاکم علی الاطلاقی است که بر ریز و درشت امور حکم میراند و با نوع سیاست‌گذاری‌هایش انواع مین ها را بر سر راه مجریان میکارد و با مضایق فراوانی که ایجاد میکند بدون هرگونه مسئولیت پذیری، نهایتاً آبرویی برای مجریان باقی نمی گذارد و عاقبتی بهتر از قبلی‌ها نخواهند داشت! باز هم آزموده ای را می آزمایند که…

۲- آنها به خوبی میدانند که جناح انحصارطلبِ به اصطلاح اصولگرا، بقدری «تمامیت خواه» است که حتی به کلیّت جمهوری اسلامی، کشور و مردم نیز رحم نمیکند و میگوید اگر قرار است همه چیز برای ما و به نام ما نباشد اجازه نمی دهیم هیچ کلّه سگی در آن بجوشد و نه تنها نمیگذاریم بحرانی حل شود که هر روز بحرانی می آفرینیم و چنان می کنیم که…

۳- گرچه محروم شدن کشور از توان متخصصان کار بلدی چون امثال دکتر ظریف یک خسارت است اما خوشحالم که او به خوبی فهمید در این عرصه جایی ندارد و عطای این مُجری گری پرهزینهٔ مسلوب الاختیار را به لقایش بخشید و وارد این میدان مین نگردید.

اما نمی توانم تعجّبم را از ورود جناب جهانگیری مخفی کنم!
زیرا او از یکطرف شاهد تیراندازی ‌های از پشت سر، و خنجرِ خودی ها و فشارهای کمرشکن داخلی برای عدم موفقیت در مقابل تحریم‌ها و تهاجمات گسترده خارجی بوده.
و از طرف دیگر شرایط مدیریت و مضایق غیرقابل تحمّل موجود را بخوبی می‌شناسد.
و از سوی دیگر نیز توان و عُرضه ایستادگی و فائق آمدن بر مشکلات را ندارد و بعد از موضع‌گیری‌های شجاعانه ای که در مناظرات دوره قبل داشت و خود را سپر و فدائی مشدَسن کرد!
از قول خودش نقل شد که علیرغم اینکه مکرر عذرخواهی کرده‌ام بیش از شش ماه است دفتر رهبری مرا راه نداده و از ملاقات با ایشان محروم مانده‌ام!

اگر نقل قول مزبور که هیچ واکنش و تکذیبیه ای در پی نداشت درست است!
چطور ممکن است بپذیریم چنین فرد مثلاً عاقلی به خود اجازه دهد که در این میدان پر خطرِ مین گذاری شده وارد شود و بدون اینکه کاری از دستش برآید تمام حیثیت و زندگی اش را نابود کند؟

ضمن اینکه متحیّرم که این اصلاح طلبان چطور نمیدانند این دفعه، واقعاً إقبال عمومی جامعه و سرخوردگی آنان از صندوق رأی به گونه ای است که دیگر هیچیک از اصلاح طلبان بر مصدر نخواهند نشست و همان رأی حداقلیِ چند درصدیِ سبد ثابت رأی تکلیفی آن جناح، این تتمه آبروی کاندیداهای اصلاح طلبان را نیز مصادره خواهد کرد؟!
«فتأملوا یا اولی الابصار»

امید است بعد از اعلان رأی استصوابی حاکمیت! تا دیر نشده انصراف داده و بگذارید خودشان هر خاکی می خواهند به سر کنند
بالاخره باید پاسخگوی نیازمندی‌های مردم شان باشند و منبعد دیوار دولت فحش خوری چون روحانی را نیز نخواهند داشت که بتوانند تمام اشکالات را بر سرش خراب نموده و آدرس غلط بدهند.