تلافی شکست های مداوم اقتدارگرایان؛ مرگ بر روحانی

روحانی طبق سررسید کنار می رود، به فکر خودتان باشید، او شاه نیست و نیازی به شعار مرگ ندارد!

✍️ رستم شجاعی مقدم

گرچه روحانی در فاصله گرفتن از مردم قصور کرد و جانب قدرت را گرفت اما در هیچ صورتی هشت سال فرصت سوزی ، تعرض ، کارشکنی و فشار برای به شکست کشاندن دولت منتخب و پشیمان کردن مردم از رأی خویش که اکنون کشور را به بحرانی بزرگ نزدیک کرده است اصلا عملی عاقلانه نبوده و نخواهد بود.

کشور داری با لجاجت مداوم با مردم و رأی مردم نتیجه اش همین درخواست ملاقاتها و نامه های بی پاسخ و تحقیر کننده در خارج و بی اعتباری در داخل است.

گسیل رقبای انتخاباتی روحانی به روسیه و عراق برای نمایش نقش آفرینی آنان در نظام بین الملل حیثیت باختن برای هیچ است و چرایی آن هیچ پاسخی ندارد.

سر دادن شعار مرگ بر روحانی در داخل در حالی که عمر دولت او به آخر رسیده است و هر بالغی می داند که او ریشه هیچ مشکلی نبوده است نیز دردی را افاقه نمی کند!

تلافی شکست های مداوم نظامیان: مرگ بر روحانی

✍️ اکبر گنجی

آبروریزی قالیباف در سفر به روسیه، کارنامه وحشتناک حسین طائب و باقی سرداران در ترورها و خرابکاری های مداوم اسرائیل در ایران، سخنان مجنون وار نامزد متوهم ریاست جمهوری همیشه شکست خورده، سرنگون کردن هواپیمای مسافری اوکراینی با موشک، وضعیت فعلی احمدی نژادی که سپاه به عنوان فرد انقلابی و ارزشی رئیس جمهورش کرد، و…؛ در شعارهای مرگ بر روحانی ۲۲ بهمن تجلی یافت.

آتش به اختیارهای سپاه گویی فراموش کرده اند که حسن روحانی همیشه یکی از ارکان نظام و یکی از اصول گرایان بوده است.

او عضو روحانیت مبارز تهران بود، نه مجمع روحانیون مبارز.

او برای مدیریت جنگ از خامنه ای نشان درجه یک نصر دریافت کرد.

در قم شعار می دهند که در استخر فرح به سراغش خواهند رفت و سرش را زیر آب خواهند کرد.

خُب بکنید، چه کسی از رفتن رهبران جمهوری اسلامی ناراحت خواهد شد؟