ثروتی که با سوءمدیریت به باد رفت/قلب‌ تپنده فولاد کشور هنوز خوب کار نمی‌کند

نگام ، اقتصادی ، ثروتی که با سوءمدیریت به باد رفت/قلب‌ تپنده فولاد کشور هنوز خوب کار نمی‌کند.

 

به گزارش ایلنا ، در دیدار با کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در محل شرکت، آنها متفق‌القول می‌گویند اگر مواد اولیه شرکت تامین شود، تولید ادامه خواهد یافت. اگر مدیریت می‌خواهد کارگران تحت فشار نباشند باید در آنها اطمینان خاطر به وجود بیاورد.

اقامتگاه‌مان در کیانپارس اهواز است؛ منطقه‌ای پر از مراکز خرید و ساختمان‌های سر به فلک کشیده و بی‌شباهت به بسیاری دیگر از بخش‌های شهر. از آنجا تا محل شرکت گروه ملی صنعتی فولاد ایران _ که بیشتر به فولاد اهواز مشهور است _  بیست دقیقه‌ای راه است. هوا مه‌آلود است و جز فواصل نزدیک، جایی را نمی‌توان دید اما همین مساله هم مانع از دیدن خانه‌ها و محله‌های حاشیه شهر نمی‌شود؛ فضاهایی که بیشتر چهره‌ای روستایی دارند با رنگ و نمای محرومیت.

در ادامه، به خیابانی می‌رسیم که دیوارهای گروه ملی صنعتی فولاد ایران در آن نمایان می‌شود. اینجا یکی از مهم‌ترین قلب‌های تپنده صنعت فولاد کشور است. علاوه بر گروه ملی، شرکت فولاد کاویان که آن نیز از جمله مهم‌ترین صنایع فولاد کشور است، در طرف دیگر خیابان خودنمایی می‌کند.

گروه+ملی+فولاد+ایران

در تارنمای رسمی شرکت درباره تاریخچه گروه ملی صنعتی فولاد ایران یا همان فولاد اهواز می‌خوانیم: “در سال ۱۳۴۲، نخستین کارخانه نورد فولاد کشور به منظور تولید انواع میل‌گرد ساده، آج‌دار و نبشی، در شهر اهواز تاسیس گردید. 

خطوط تولیدی با نصب تجهیزات و مونتاژ ماشین‌آلات با ظرفیت سالیانه ۶۵ هزار تن، در سال ۱۳۴۶ راه‌اندازی و به تدریج سایر کارگاه‌ها و فرایندها به آن افزوده شد. پس از انقلاب باشکوه اسلامی، این مجموعه‌ صنعتی با داشتن خطوط و محصولات متنوعی از فرایندهای نورد و فولادسازی به نام گروه ملی صنعتی فولاد ایران نام‌گذاری شد.

با اجرای طرح‌های توسعه و بازسازی خطوط تولید طی سال‌های ۱۳۷۱، ۱۳۸۳و ۱۳۸۵ ظرفیت تولید افزایش و کیفیت محصول، سیستم‌های بهره‌برداری و کنترل تولید ارتقاء یافت. اکنون این مجتمع عظیم با ظرفیت سالیانه ۱,۴۳۵,۰۰۰ تن فرآورده‌های فولادی و ۴۳۰,۰۰۰ تن شمش فولادی ضمن تأمین بخش عمده‌ای از نیازهای کشور، یکی از صادرکنندگان مهم محصولات فولادی می‌باشد.”

در همین وبسایت نام بخش‌های مختلف شرکت آمده که بدین شرح هستند: کارخانه فولادسازی، کارخانه نورد کوثر، کارخانه‌های نورد میل‌گرد و مفتول، کارخانه نورد تیرآهن، کارخانه لوله‌سازی و کارخانه ماشین‌سازی.

با بازداشت مه‌آفرید امیرخسروی در سال ۱۳۹۰ که در مقام مدیرعاملی شرکت قرار داشت و به بخش خصوصی تعلق داشت، مشکلات و چالش‌های پیش‌روی این قطب مهم تولید محصولات فولادی کشور، آغاز شد. مسائلی که تا همین اواخر هم ادامه داشته و بازداشت‌های گسترده تعدادی از کارگران معترض به وضعیت نابسامان تولید شرکت و مداخله مجلس‌نشینان و برخی مسئولان و مقامات منطقه‌ای را به همراه داشته است. به‌علاوه، اعتراضات کارگران این شرکت تاثیر قابل توجی بر افکار عمومی کشور داشته و حتی موجب همراهی و حمایت برخی چهره‌های هنری شده است که تازه‌ترینش مهدی یراحی (خواننده پاپ) بود که با پوشیدن لباس فرم کارگران از آنها حمایت کرد.‌  

بعد از ورود به محوطه شرکت، با هدایت روابط عمومی وارد محوطه فولاد می‌شویم. گفته می‌شود وسعت زمین این شرکت نزدیک به ۲۶۰ هکتار است. عظمت و قدمت بخش‌های مختلف شرکت و پیچیدگی ماشین‌آلاتشان هر بیننده‌ای را به تحسین وامی‌دارد. گرچه بسیاری از این دستگاه‌ها ممکن است وارداتی باشند اما نمی‌توان منکر این شد که این دست‌ها و فکر کارگران و متخصصان توانمند ایرانی است که آنها را به اطاعت واداشته و به مسیر تولیدشان ‌افکنده است.

شرکت چند روزی بیشتر نیست که راه افتاده به همین دلیل تعداد بسیار کمی از کارگران را می‌بینیم. هنوز برخی بخش‌های شرکت به‌طور کامل آغاز به کار نکرده‌اند. ما را به بخش لوله‌سازی می‌برند. در اینجا تعدادی از کارگران در یک اتاقک فرمان نشسته‌اند. بیرون از اتاق یک کوره وجود دارد که هر چند دقیقه یک‌بار گداختگی آن افزون‌تر شده، و سپس رو به آرامش می‌گذارد. گرمای کوره بر سرمای محیط غلبه دارد. کارمند روابط عمومی شرکت می‌گوید: فکر کنید در این هوا که گرما را در مجاورت این کوره حس می‌کنید، در هرم گرمای تابستان، در دمای نزدیک به ۶۰ درجه، کارگران چه شرایط سخت و طاقت‌فرسایی را باید به جان خریده، تا در نزدیکی آن کار کنند.

تصورش برای همچون من که تجربه زندگی و کار در چنین محیطی را نداشته‌ام، بسیار سخت است.

14

وارد اتاقک فرمان می‌شویم. کارگران را با دستانی ستبر و هیبتی جدی و مستحکم، اما با لبخندهایی زیبا و رویی گشاده می‌یابم. صمیمیت کارگران ترغیبم می‌کند که سریع و بدون فوت وقت گفتگو پیرامون مشکلات و مطالباتشان را آغاز کنم. یکی از آنها که مشخص است از لحاظ سن و تخصص در جایگاهی نسبتا بالاتر از دیگران قرار دارد، صحبتش را با اشاره به زمان خصوصی‌شدن شرکت از سال ۱۳۸۸ و واگذاری آن به مدیرعامل شرکت توسعه سرمایه‌گذاری امیرمنصور آریا (مه‌آفرید امیرخسروی) آغاز می‌کند.

او و دیگر حاضران در اتاق فرمان از دوران مدیریت مه‌آفرید امیرخسروی به خوبی یاد می‌کنند. به گفته آنها؛ شرکت نظم بسیار خوبی پیدا کرده بود. مه‌آفرید برای پرسنل اعتبار زیادی قائل بود. کارگران در آن زمان از حالت پیمانکاری درآمده، رتبه‌شان ارتقا یافت. این امر موجب یکدست شدن پرسنل شرکت شده بود. همچنین حقوق و مزایا بهتر شده، مرتبا هم پاداش داده می‌شد.