جامعه ای که فقط در خانواده زندگی می کند

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️مصطفى مهرآئین

۱.رابرت بلا، جامعه شناس برجسته آمریکایی، مبتنی بر این اندیشه که جامعه شناسی باید تبدیل به یک “فلسفه همگانی” و یک “دانش اخلاقی” شود معتقد بود یک جامعه بزرگ جامعه ای است که در آن شفقت اجتماعی، فضیلت اخلاقی و تساهل معیار قدرت باشند و نه توان نظامی یا ثروت اجتماعی.

بلا مهمترین معضل جامعه آمریکا را فقدان انسجام و دستورالعمل اخلاقی می دانست. او معتقد بود جامعه آمریکا دارای چهار سنت انجیلی، جمهوری خواهی، فردگرایی فایده گرا، و بالاخره فردگرایی توام با ابراز وجود است که در کانون تمامی این چهار سنت با پیوند منافع فردی با خیر عام اجتماعی روبرو هستیم. بااینحال او معتقد بود نرخ بالای فرزندان نامشروع، طلاق، بی سوادی، رای دهندگان منفعل و…نشان می دهد جامعه امروز آمریکا از فهم وظایف اجتماعی، فضیلت، اجتماع، و وابستگی متقابل اجتماعی دور افتاده است و گرفتار در یک فردگرایی ویرانگر است.

او معتقد بود انسان مخلوقی اجتماعی است که نهادهای اجتماعی محل اصلی زندگی او هستند و اهداف شخصی او ممزوج در اهداف اجتماعی هستند. ازاینرو، او معتقد بود یک جامعه اخلاقی فضیلت مدار هرگز فقط در خانواده خود زندگی نمیکند و هرگز منافع شخصی و خانوادگی خود را بر منافع جمعی برتری نمی بخشد.

۲.ما برعکس آنچه رابرت بلا جزیی از ضرورت جامعه بودن می داند، صرفا در خانواده زندگی می کنیم. جامعه امروز ما فاقد هر گونه نهاد اجتماعی یا نهاد مدنی است که بخشی از میل و تعلق ما به جمعی زیستن را در درون خود جای دهد و ما را در پیوند با یکدیگر قرار دهد. از بین بردن سنت های دینی فضیلت محور، از بین بردن عمده نهادهای مدنی و غالب ساختن فرهنگ فردگرا فایده گرا در قالب هایی چون سرمایه داری شرکتی، بوروکراتیک شدن، مصرف گرا شدن، جدا افتادن از همسایگان یا همکاران، و….جامعه ما را تبدیل به جامعه ای ساخته است که در آن تنها نهاد خانواده، آن هم در معنای خوابگاه مشترک، پیوند اجتماعی را برای ما نمایندگی می کند.

جامعه ایران امروز تبدیل به مجموعه ای صرف از افراد شده است که دیگر قادر نیست نیاز خود به پیوندهای اجتماعی را به زبان آورد. ما قادر به فهم اهداف و پایبندی های اخلاقی مشترک و وابستگی اجتماعی متقابل نیستیم. نبود زبان پیوند یعنی ما تنها شده ایم.

رابرت بلا دعوت مردم به فهم بینش اخلاقی و ایجاد پیوند میان تصورات از خود با خلق یک جامعه فضیلت محور را وظیفه دانش جامعه شناسی می دانست. شاید به همین دلیل بود که او از این عناوین برای کتاب های خود استفاده می کرد: میثاق شکسته، عادت های دل، جامعه نیک…