جامعه فرهنگى، جامعه مصرفى!

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️فرید صلواتی

همیشه برایم این سوال بوده که : داش فرید! چطور می‌شود در یک کشور دو میلیارد جمعیتی چون چین ، که تاریخش گواه از اختراع کاغذ، نقاشی و اندیشه زیبای کونفوسیوسی و هزاران دست از این موارد میدهد در این زمانه حال ، هیچ‌گاه حتی یک مورد کوچک هم نمی‌شنویم که این کشور ، هنرمند ، ادیب ، عالم ، متفکر ، نویسنده ، موسیقیدان ، فیلسوف و … از خود تربیت کرده و به جهانیان معرفی کرده باشد.
چه شد ملتش تبدیل به انسان‌های مصرفی شدند؟

دقت کرده‌اید کشور کوچکی چون تاجیکستان با جمعیتی کمتر از هشت میلیون نفر چقدر زیبا هویت و فرهنگش را به جهانیان معرفی می‌کند ؟
متولیان فرهنگی و برنامه‌ریزان‌شان نگذاشتند موسیقی‌شان فراموش شود.
کره جنوبی با آن همه تکنولوژی راه چین کمونیست را در پیش نگرفت و با ساخت سریال‌ها ، فیلم‌ها و موسیقی های متفاوت ، نگذاشت فرهنگ و هویتش به فراموشی سپرده شود.
ملتش تبدیل به آدم‌های مصرفی نشدند.
گروه موسیقی پسران بی تی اس ، نمونه همین ارائه کردن موسیقی به جهانیان است .

کشور همسایه کره شمالی راه اندیشه کمونیست را در پیش گرفت و به ناکجااباد رسید .
نه عالمی ، نه هنرمندی ، نه نویسنده و متفکری ، هیچ و هیچ .
ملتش تنها آدم‌های مصرفی ، بی‌خاصیت ، خالی از محتوا ، نوکر ، مجیزگو و بله قربان گو.
کشوری چون روسیه که روزگاری ادبیاتش با نام بزرگانی چون شولوخوف ، پوشکین، لرمانتف، چخوف ، نیکلای گوگول ، ماکسیم گورکی ، تولستوی ، الکساندر گریبایدوف عجین شده و معماری و موسیقی‌اش چون دریاچه قو اثر جاودانه پیوتر ایلیچ چایکوفسکی که جزو یکی از بی‌نظیرهای عرصه موسیقی است حال تبدیل به جامعه مصرفی شده .
حاکمین‌اش، ملت روسیه را به سمت و سویی سوق دادند که دیگر حرفی از تحول اندیشه و نواوری نیست .
هر کجا سفر می‌کنی فاحشه‌های روسی و چینی زبان زد عام و خاص هستند .
گویا اندیشه‌های کونفوسیوس چینی و ادبیات چخوف روسی هیچ‌گاه در این جوامع وجود نداشتند .

زمانی داش فریدصلواتی با سینمای بی‌نظیر روسیه شور و حال می‌کرد.
در سال‌های قبل از فروپاشی روسیه صنعت فیلم این کشور در عرصه بین‌المللی شناخته شده بود.
بارها فیلم رنگ انار پاراجانف را دیدم و هر بار از این فیلم نکاتی آموختم .
تاجیکستانی که روزگاری جزو شوروی سابق بود ، حاکمین‌اش تلاش کردند غرق در افکار روسیه و چین نشوند ، که اگر به کمونیست جدید و اندیشه هایش اعتماد می‌کردند دیگر چیزی به عنوان هویت تاجیکی باقی نمی‌ماند.
و تبدیل به جامعه مصرفی می‌شدند که قیافه‌شان نماد انسانیست داشت .
و رفتارشان چون حیوان بود که تنها می‌خورد ، می‌خوابد ، کار می‌کند و تولید مثل انجام می‌دهد.

اگر حرف داش فرید را باور ندارید به رفتارهای ملت چین ، روسیه ، کوبا ، ونزوئلا ، کره شمالی نظری بیندازید تا منظورم را متوجه شوید.
روزگاری تجارت سکس در نروژ و سوئد فراوان بود و حال شنیدم اگر دولت‌شان بفهمد کسی در این زمینه فعالیت می‌کند جریمه خواهد شد .
تحقیق کنید برخی برای امرار معاش در ونزوئلا و کوبا دست به چه کارها می‌زنند ؟

کیفیت زندگی ما را دو چیز تعیین می‌کند:
۱. کتاب‌هایی که می‌خوانیم
۲. انسان‌هایی که ملاقات می‌کنیم
امیدوارم مسئولان ما دقت کرده و مراقب عملکردها و اهداف این دو کشور چین و روسیه باشند . بارها ثابت شده قابل اعتماد نیستند .
این‌ها به ملت خود رحم نمیکنند چه انتظاریست منافع ما ایرانیان را در نظر بگیرند ؟
مراقب باشید هویت و فرهنگمان را چون ملت‌شان نگیرند و ما را چون ملت‌شان تبدیل به آدم‌های مصرفی کنند که تنها دغدغه‌شان خرید ارزان مرغ ، گوشت و دستمال دستشوییست.