جامعه مدنی و کرونا؛ جامعه مدنی ایرانی از ظرف حکومت بزرگ تر شده است! / یادداشت

✍️ حمیدرضا همت آبادی

خبر خوش آن که جامعه مدنی ایرانی، از ظرف حکومت بزرگ تر شده است! به نحوی که می تواند در بزنگاه ها دست بر زانویش بگیرد، برخیزد و خود را بسامان کند. این میزان از توفیق بدست آمده … نمی‌تواند حاصل ساز و کارهای ناکارآمد دولتی باشد که توانش برای مقابله با سایر بحران ها در طی این سال‌ها و این روزها برکسی پوشیده نیست….


از ابتدای بروز بیماری [کرونا]، با همه ناشناختگی که در باره ویروس عامل آن و عملکردش وجود داشت، تا اندازه زیادی روش‌های اصلی مقابله با آن مشخص بود: «فاصله گذاری اجتماعی و ضدعفونی کردن». از آن جا که کشورهای بسیاری در جهان درگیر این بیماری شده‌اند و عملکردهای متفاوتی از آنان دیده شده است، راز این نتایج متفاوت بخصوص در باره ایران چیست؟


در ارزیابی اولیه، موفقیت کشورها را می توان بدون ترتیبی خاص به عوامل و زمینه‌هایی چون قدرت دولت مرکزی، اطاعت پذیری، فرهنگ ارتباطات مبتنی بر تماس‌های جسمی، فربهی جامعه مدنی، کارآمدی نظام سلامت، نظام آزاد اطلاع رسانی، اعتماد به دانش- در واکنش سریع به نظر اهل علم – و بنیه ی اقتصادی نسبت داد.


چین، علی رغم کتمان‌های نخست و اصلاح آمار اولیه، هنوز هم اولین مورد در فهرست کشورهای موفق است که بیش تر مرهون فرهنگ اطاعت پذیری شرقی، اقتدار و قدرت بالای حکومت مرکزی و نظام اقتصادی‌اش است. آلمان قصه‌ای متفاوت دارد و تقریبا از همه عوامل و بسترهای پیش گفته، به درجات بالا بهره‌مند است و نتایج کاملا درخشانی که گرفته مؤید این مدعاست. آمریکا به جز اعتماد به دانشمندان و نظام سلامت برابر، از بقیه مولفه‌ها کم و بیش برخوردار است. اما همین نقاط ضعف، تجربه‌ای تلخ و در نتیجه مرگ و میر بالایی را برایش رقم زده و البته هنوز هم می زند – به ویژه در میان رنگین پوستان و اقشار کم درآمد. ایتالیا و اسپانیا علاوه بر فرهنگ مبتنی بر ارتباط و تماس جسمی بالا، در ابتدای شیوع، به توصیه های علمی فاصله گذاری توجه نکردند و تجربه ای شد مایه عبرت.


اما ایران! در اینجا هرچقدر نظام حاکم نسبت به اجرای سیاست‌های پذیرفته شده، تعلل و حتی مقاومت کرد، جامعه مدنی عملکرد خوبی داشته است. شبکه ی اطلاع رسانی مردمی- که عمدتا تلگرام فیلتر شده توسط دولت است – با اتکا به دانش نظام سلامت پیام فاصله گذاری و رعایت نظافت را با قالب های خبر، هنر، شوخی، طنز – و حتی هراس افکنی – تبدیل به گفتمان غالب رفتارهای اجتماعی کرد و به نحو موثری توانست پیام اصلی و مهم خود را به دورترین روستاها و سنتی ترین افراد جامعه برساند…


چنان که در ایام فوق العاده مهم نوروز و نیمه شعبان، تعاملات بسیار کهن و ریشه‌دارِ گردهم آمدن، دیده بوسی، دست دادن و مهمانی را تقریبا تعطیل کند و نمایشی تا این اندازه رشد یافته و استاندارد از خود بروز دهد. البته دولت محترم هم در انجام وظایفش تعللی نکرده و تا جایی که توانسته موفقیت‌های جامعه ی مدنی را به نفع خود مصادره نموده است!


البته مدعای این نگارنده معطوف به وقایع روزهای پیشین است و آشکار نیست که اعتبار این مدعا با دستورهای کلی نسنجیده و راه اندازی بی برنامه ادارات دولتی، فشار اقتصادی بر اقشار تهیدست و فشار روانی حاصل از قرنطینه(که متاسفانه برنامه‌ای برای کاهش آن نیز وجود ندارد) ادامه پیدا می‌کند و یا ساقط می شود.
کاش قدرتمندان از این تجربه متفاوت درس گیرند، بحران های بزرگی در راه است که به اندازه جهت‌گیری کرونا بر سر حل آن‌ها اجماع ملی و جهانی وجود ندارد. آن زمان همه و همه سخت نیازمند جامعه مدنی قدرت یافته با همه اشکال آن سمن ها، احزاب، نهادهای صنفی و مدنی خواهیم بود.