جامعه و آشغال هایش / یادداشت

✍️ سلمان موسوی

“اینکه وقتی آشغال میذارن جلوتون، بخورین.

ومجبور باشین بخورین، خب میگین مجبوریم، چکار کنیم.

ولی اینکه آشغال میزارن جلوتون و به به ،چه چه کنین،و بگین خوشمزه اس

خفته

یادتون باشه ؛آشغال آشغاله…

این دیالوگ کوتاه اما پرمحتوای رضا کیانیان در سریال سیاوش منو به فکر انداخت که چقدر این حرف به جامعه ی امروز ما میخوره ،

جامعه ای که با انواع واقسام آشغالهای سیاسی،فکری،دینی،فرهنگی و حتی عاطفی روبرو میشه و مجبوره از این آشغالها هر روز ارتزاق کنه .

اما باید به حال کسانی تاسف خورد که خوراک فکری و فرهنگیشان را با چاشنی آشغالهایی که براشون رقم خورده با ذوق و شوق درونی پذیرفته و یا در اثر جهل ، نادانی ، ترس و دلهره با رضایتمندی به آنچه به آنان خورانده می‌شود مهر تایید بزنند،

جامعه ی آگاه،جامعه ی پرسشگر و شهروندان همدل و عصیان گر میتوانند با شجاعت مدنی و عبور ازهر گونه جبر و تحمیل و همچنین ترس و دلهره های تنهایی ، در برابر مسببان و تولید کنندگان آشغال های اجتماعی ،سیاسی،دینی و فرهنگی ایستاده و با آموزش و تمرین “نه گفتن” ،همچون سکانس نهایی سریال ، تمام آشغال ها را روی سرآشپز خالی کرده و از خوردنش ممانعت کنند.