جبهه مقاومت و بازی دوگانه کیهانی!

✍️ حبیب رمضانخانی

روزنامه کیهان و شخص حسین شریعتمداری را همگان به عنوان تریبون رسمی جناح اصولگرا و اقلیت حاکم می شناسند. این روزنامه در ادامه مخالفت های خود با خواست مردم، در تازه ترین واکنش، نسبت به انتقاد مردم از رویکرد نظام در حمایت از طالبان، مثل همیشه آن را نسبت به اصلاح طلبان مرتبط و اعلام کرده: «دلیل حضور در سوریه به دلیل ایجاد داعش توسط آمریکا و ضربه زدن به ایران بود… تیپ فاطمیون داوطلبانه بوده و حاکمیت ایجاد نکرده که حالا بخواهد به افغانستان بفرستد… حالا اگر راست می گویید، شما هم تحت نام «تیپ اصلاحاتیون» ثبت نام کرده و برای اعزام به پنجشیر داوطلب شوید»

در جواب به ادعای روزنامه کیهان می توان به چند مطلب اشاره کرد:

۱. این انتظار مردم از بابت توقعی هست که شما در مردم ایجاد کرده اید. همواره برای حضور و کمک به گروه های مخالف در کشورهای منطقه، اصل اساسی انقلاب اسلامی، «حمایت از آزادی خواهان و مستضعفین جهان» را مبنا قرار داده اید و مطابق آن از عراق تا یمن با هر شیوه ای از مخالفان حمایت کرده اید. حال برای مردم این شائبه ایجاد شده که چرا «دره پنجشیر» نمی تواند طبق الگو مبنای حمایت از مقاومت باشد؟ نکند مفهوم مقاومت نیز مثل مستضعف تفاوت یافته و ما بی خبر هستیم!

۲. شما هر چیزی را با معیار دشمنی با آمریکا ارزیابی و اقدام می کنید. اینجا آنقدر غرق در شادی رفتن آمریکا از افغانستان هستید که نمی خواهید با حمایت از مقاومت احمد مسعود آن پیروزی ذهنی را باطل کنید.‌ چون عدم حمایت از طالبان که بیرون کننده آمریکاست، به معنای عدم پیروزیست! ولی حالا که دولت طالبان با میدان داری پاکستان و دخالت مستقیم نظامی آن کشور تشکیل و خبری از دولت فراگیر نیست، حالا که مشخص شده طالبان با هماهنگی کامل آمریکا و اشرف غنی از آن کشور خارج و وظیفه خود را به پاکستان و عربستان شیفت کرده، حالا که متوجه شدید طالبان رسما اعلام کرده حاضر به برقراری روابط دیپلماتیک با آمریکاست و… فقط فردا روز طوری تغییر موضع دهید و جنبش اصیل منطقه را بنوازید که مثل داستان برحام و ممنوعیت ورود واکسن خارجی چرخش ۱۸۰ درجه ای آن به چشم نیاید!

۳. در رابطه با سوریه و داعش بایستی اشاره کرد؛ وقتی بشار اسد مخالفان و انقلابیون آن کشور را سرکوب کرد، ما به کمک او شتافتیم. بعد از سرکوب مخالفان و فضای جنگ داخلی بود که داعش سربرآورد و گسترده شد. در ضمن اگر داعش را آمریکا غیرمستقیم ایجاد کرده، همگان می دانند مجاهدان را که طالبان از آن ایجاد شد، آمریکا مستقیم ایجاد کرده است.

۴. در رابطه با تشکیل تیپ، همه می دانیم که اعزام نیرو با آن حجم گسترده حمایت نظامی و صرف بیش از ده ها میلیارد دلار در هشت سال، داوطلبانه و توسط خود اصولگرایان انجام و هزینه نشده که حالا رقیب و مردم را به آن توصیه می کنید. تمام این تشکیلات و هزینه ها از جیب ملت و بیت المال و با همراهی کلیت نظام انجام شده است. حال چگونه است که شما نمایندگی دارید، تصمیم گرفته و اموال مردم را در آنجا هزینه و پاسخگو نباشید، ولی حتی حمایت لفظی مردم از مقاومت پنجشیر را بر نمی تابید و اینگونه می تازید؟

۵. سال ها یاد گرفته اید که با تغییر خواست مردم و مرتبط کردن آن به فلان سازمان خارجی و دشمن آن را دست به سر کرده و کنار بگذارید. حال در بحث خواست مردم ازحمایت، فورا آن را به خواست تهاجم نظامی تغییر داده و مبنای حمله قرار داده اید. بایستی به عرضتان برسانیم منظور از حمایت این هست که از طریق دیپلماسی یا همان «میدان» که در آن تبحر دارید، بر طالبان فشار آورده و اجماعی منطقه ای و جهانی برای اعاده حق اقلیت ها و دیگر گروه ها پیدا کنید. با دخالت نظامی پاکستان مخالفت کنید و سفیر آن کشور را فراخوانید. به طالبان فشار بیاورید و برایش شرط بگذارید. مسلما کمتر ایرانی هست که خواهان اعزام نیرو به آن کشور باشد وقتی دو ابرقدرت در کمتر از پنجاه سال در آن زمینگیر شد. بر ایرانیان روشن است، نهایت توان ایران، بسان سابق، در حد تصرف هرات بتواند عملیاتی شود.

۶. چطور هست که تیپ فاطمیون و زینبیون که از شیعیان افغان و پاکستانی تشکیل شده، برای اعزام به سوریه و حفظ نظام بشار اسد داوطلب می شوند، ولی برای حفظ جان، ناموس و وطن خود داوطلب نمی شوند؟ حال اعتراف کنید، شائبه عدم همراهی و قبول افغان ها به دلیل الگوی ایجاد نیروهای نیابتی در آن کشور، باعث شد که از ارسال گروه فاطمیون به آن کشور پرهیز کنید یا قول و قرارها با جنبش اصیل منطقه؟

در آخر بایستی تاکید کرد توجیهی که سال ها با آن حضور و حمایت گروه های مخالف در منطقه را برای اقناع مردم به کار می بردید، در قضیه افغانستان چنان بی اعتبار گردید که آوردن صدها دلیل و مدرک، دیگر کفایت نمی کند.