جبهه پایداری چیزی برای از دست دادن ندارد

اوضاع این روزهای جبهه پایداری به خصوص راه یافتگان به مجلس نهم ، بی شباهت به اوضاع اصول گرایان تندرو در مجلس پنجم نیست و تحرکات امروز جبهه پایداری رفتار آن روزهای اصول گرایان مجلس پنجم را در ذهن تداعی می نماید.
امثال کوچک زاده و رسائی ، نیک می دانند که آخرین روزهای حضور خود در خانه ملت را می گذرانند ، و به زودی و برای همیشه ازیکی از مراکز مهم تصمیم گیر و قدرت کشور بیرون رانده خواهند شد ، آنان به خوبی می دانند که انتخابات مجلس دهم به مانند انتخابات مجلس هفتم ، هشتم و نهم نیست که با اعمال تقلب و جابجائی آراء ، و یا با حضور حداقلی مردم در انتخابات و تنها با حضور طرفداران آن ها، به این آسانی ها کرسی مجلس را تصاحب نمایند .
در انتخابات مجلس دهم رقبای بسیار زیادی حتی در میان دوستان اصول گرای جبهه پایداری وجود دارندکه شاید با مصلحت اندیشی و در تعامل با دولت مجبور به حذف اعضای جبهه پایداری از لیست انتخاباتی اصول گرایان باشند ، چرا که اعضای جبهه پایداری از مهم ترین حامیان احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری او و حتی پس از آن بوده اند و حمایت از این افراد برای اصول گرایان نیز هزینه های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.
اعضای جبهه پایداری مجلس هم چنین برای حضور در عرصه های مدیریتی کشور حتی مراکز وابسته به اصول گرایان نظیر صدا و سیما ، قوه قضائیه و ….. در صورت ناکامی در انتخابات مجلس ، با مشکل روبرو هستند ، چرا که این افراد اقبال خود را ، حتی در میان دوستان اصول گرای خود به خاطر اتخاذ مواضع غیر اصولی طی این سال ها از دست داده اند.
این روزها سر و صدای رسائی و کوچکزاده در مجلس بیشتر شده و به افرادی هم چون بیرانوند نیز رسیده و حتی دامنه انتقادات و هتاکی آنان به رئیس جمهور و وزیر امور خارجه نیز رسیده و از هر اتفاقی برای رسیدن به هدف سوء استفاده می شود،چرا که این افراد قافیه را باخته اند و بعضا به دلیل داشتن محکومیت قضائی و سوء سابقه می دانند که دیگر جایی برای حضور در صحنه و انظار عمومی نخواهند داشت.
دامنه این سر و صداها حتی دامن رئیس مجلس را هم فرا گرافته و علی لاریجانی رئیس اصول گرای مجلس نیز بی نصیب از اتهامات و هتاکی های این گروه نبوده است ، چرا که لاریجانی را نیز هم اکنون رقیب خود احساس می کنند و هرکسی که به مانند لاریجانی ولو در جبهه اصول گرایان تعریف شود اما همسو با اهداف اعضای جبهه پایداری نباشد از تیغ انتقادات و اتهامات آنان در امان نخواهد بود.
توهین مستقیم به آقای هاشمی و رئیس جمهور و وزیر امور خارجه ، استیضاح های متعدد وزرا ، برخورد با هر کسی که با دولت همراه است ، نا رضایتی از فعالیت مجدد اصلاح طلبان برای ورود به مجلس ، ناخشنودی از تاسیس احزاب جدید اصلاح طلب ، فتنه گر و یا ساکت فتنه خواندن بسیاری از دولتمردان و فعالان سیاسی همگی در راستای این نگرانی های جبهه پایداری ارزیابی می شود.
منش جبهه پایداری در رقابت با رقیب در عرصه های سیاسی بی شباهت به روش کیهان نیست ، چرا که کیهان برای حذف و بی اعتبار ساختن رقیب از هر روش غیر اخلاقی از جمله وارد نمودن اتهامات کذب و پرونده سازی های بی اساس کوتاهی نمی کند ، اعتراف حسین شریعتمداری به استفاده از باب مباهته در فقه در مواجهه با اشخاصی چون سید محمد خاتمی و عبدالکریم سروش که مورد اقبال مردم واقع شده اند اما با اتهام های غیر واقعی هم چون جاسوسی با تمسک به این باب فقهی از منظر حسین شریعتمداری می توان از محبوبیت آنان کاست و موجبات بی اعتباری آنان را در اذهان عمومی با به کارگیری این روش فراهم آورد .
جبهه پایداری نیز دقیقا با اتخاذ همین روش ، مشی دوستان کیهانی خود را در پیش گرفته و تا کنون با وارد نمودن اتهام به رقیب اعم از اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدال گرا ، خود را به آب و آتش می زند تا حال که امکان تقلب و جابجائی آراء به مانند انتخابات های سه دوره قبل مجلس وجود نداشته و نمی توان دیگر به سهولت راه یافته ی مجلس شد و با توجه به احتمال شرکت گسترده مردم در انتخابات پیش رو به دلیل استقرار دولت آقای روحانی و نیز حضور سلائق مختلف سیاسی در صحنه ، دیگر عملا امکان رقابت سالم با دیگر جریان های سیاسی را ندارد با زیر پا گذاشتن اخلاق برای حذف رقیب از هر تلاشی فرو گذار نخواهد نمود .
سخن جبهه پایداری در این باب این است که ما چیزی برای از دست دادن نداریم چرا که یک طرف ماجرا باختن و از دست دادن تمام امتیازات است و طرف دیگر بردن است که برای از دست ندادن آن امتیازات می توان از هر روشی چون مباهته استفاده نمود.