جذابیت‌های جنسی “آقازاده” در اوج!/تمام سریال‌هایی که حمایت «سپاه» را داشته‌اند

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ سریال نمایش خانگی “آقازاده” این روزها سروصدای زیادی به پا کرده است.

این سریال که کار سازمان فرهنگی رسانه اوج وابسته به سپاه است در آخرین قسمت خود طریقه صیغه یک ساعته با مهریه یک شکلات را به مخاطبان یاد داده است.

گفته می‌شود تعدادی از کارگردانان با ارسال پیام هایی به دستگاه های نظارتی گفته اند که اگر این سریال محصول سازمان اوج نبود، آیا باز هم مجوز انتشار می گرفت یا خیر!

جریانی در کشور وجود دارد که دلش می‌خواهد ما با معنای لفظی آقازاده و بد و بیراهی که ممکن است در کوچه و خیابان به هرکسی که شبیه آقازاده هاست می دهیم، سرگرم باشیم، اما خودش با فراغ بال به آقازادگی‌اش برسد.

 نوشتن و قضاوت درباره سریالی که شاید هنوز زوایای پنهان شخصیت‌هایش برای مخاطب روشن نشده و چراهای زیادی بعد از دیدن هر قسمت برایش ایجاد می‌شود، اگر سخت نباشد آسان هم نیست. سریال آقازاده از آن دست سریال‌هایی است که از ابتدا هم معلوم بود حرف و حدیث‌هایی که درباره‌اش در فضای رسانه و مجازی دست به دست می‌شود بیشتر از مباحث فنی و کیفی یک سریال بیست و چند قسمتی خواهد بود. از قبل هم معلوم بود ویژگی‌های فنی سریال کمتر از پراید حامد دیده شود. با این مقدمه به چند نکته درباره سریال اشاره می‌کنیم.

۱- ریتم قصه باید درخدمت محتوا و مفهوم اثر باشد و اگر چند دقیقه از آقازاده را نبینید ممکن است به آن حالی که دلتان می‌خواهد نرسید. آقازاده از آن سریال‌هایی نیست که جلوی تلویزیون دراز بکشی و در حالی که با گوشی موبایل‌تان بازی می‌کنید تماشایش کنید. برای دیدن آقازاده باید دغدغه داشت. یعنی باید به ذهن تنبل و بد عادت‌مان که البته تقصیری هم ندارد (به دلیل اینکه خوراک خوبی در این سال‌ها برایش فراهم نبوده) یک تکانی بدهیم. اینجا باید ببینی و بعد بنشینی و رابطه آدم‌ها را با هم کشف کنی. قصد و غرضشان و حتی مرضشان را حدس بزنی و بعد با خودت دو دوتا چهارتا کنی که : عجب! پس ماجرا اینطوریه؟

۲-عنقا در مصاحبه اخیر خود گفته آقازاده مثل یک پلاک به گردن این سریال است و طبعا آقازاده هم اسم و رسم نشان داری است که ناخودآگاه همه نگاه‌ها را به سمت و سوی فساد و نکبتی که در ذهن عامه از آقازاده و آقازادگی شکل گرفته می‌برد. اما چاقوی دو لبه سریال دقیقا همینجاست. نویسنده در فیلمنامه اش نمی خواهد با «چاقوی آقازاده» به ذهن و روان مخاطب زخم بزند (درست برعکس کاری که خیلی ها که با قلم و زبانشان می‌کنند)، بلکه نویسنده می‌خواهد برای منِ مخاطب که جزیی از عوام هستم، روشن کند که خواص را نباید با یک تیغ زد. اگر آقازاده‌هایی هستند که دُم شان را با  رانت، سوء استفاده و هزار کار دیگر در خفا گره زده اند اما نجیب زادگانی مثل حامد هم هستند که از حق عوام دفاع می کنند حتی اگر پدرشان حاج رضایی باشد که خانه اش چند میلیارد می ارزد. (ارزش خانه حاج رضا را بگذارید به حساب تورم ناخواسته این روزها وگرنه خانه فرشته و لواسان هم الان چند ده برابر خانه حاج رضا قیمت دارد.)

۳-می‌گویند پراید حامد بدجوری توی ذوق می‌زند مگر در این زمانه کسی دیگر با پراید به دنبال جرم و احقاق حق می‌رود.

این هم از بدِ زمانه است که چشم و دل‌مان هم به تظاهر عادت کرده. یادش بخیر روزگاری عده ای با موتور گازی و حتی پای پیاده، خودشان را سپر بلای ما می‌کردند. اصلا چه اشکالی دارد حامد با پراید یقه اختلاس گران و رانت خواران را بگیرد. اصلا فرض محال که محال نیست. کاش همه ‌پراید سواران به اندازه سهم خودشان  به دنبال احقاق حق و صیانت از بیت المال بودند و جلوی آقازاده هایی که از پیکان سواری به حق، به پورشه سواری ناحق رسیدند، می ایستادند.

نگاه تان به حامد و حامدها فقط به کت و شلوار و پرایدشان نباشد. به صبر و ایمان و توکل شان هم نیم نگاهی بیاندازید. حامد بغض فروخورده نجیب زادگانی است که در بدترین شرایط و عجیب ترین رذایل، باز هم لب به گله و شکایت باز نمی کنند مگر وقتی ظلمی به حقوق ملت می‌شود. اگر قصه را خوب دیده باشید، حامد در برابر ظلم به حقوق عامه، حتی صابون تذکر و توبیخ را به جان می خرد و صدای اعتراضش را نسبت به عملکرد بازپرس پرونده بلند می‌کند. اما همین حامد در برابر دامی که برایش افکنده شده و حیله آشکار شده نیما، سکوت می‌کند تا شبهه ترجیح منفعت خودش بر منفعت کار و مسئولیتش سایه نیافکند.

۴-تهیه کننده سریال، سانسور یکی دو قسمت اخیر را به یک سری سوء تفاهمات برطرف شده ارجاع می‌هد اما ظاهرا برای عده دیگری هم سوء تفاهم ایجاد شده. درام نویسی رئال در اینجا نه تنها دشوار بلکه ناممکن است. اینجا حتی اگر قصه ات هم کاملا واقعی نباشد و تنها بر پایه برخی واقعیت هایی که حتی بچه دبستانی هم از آن با خبرند، نوشته و ساخته شود، باید صابون هر گله و شکایتی را به تنت بمالی.

پاشنه آشیل سینما و تلویزیون ایران یعنی فیلمنامه خوب و درام جذاب. یعنی اگر به عنوان یک نویسنده بخواهی قصه ات کمی واقعی‌تر باشد و خواسته و ناخواسته شخصیت‌های داستانت به فلان شخص و فلان شغل و حتی فلان مکان شبیه شده باشد، آن وقت حسابت با کرام الکاتبین است.  اینجا همه حق دارند و تو حق نداری! کافی است بگویی آقای دکتر فلان بود آن وقت باید به صد نفر جواب پس بدهی اما اگر نقش اول هایت کارگر و نقاش و بقال و … باشند نه تنها صدای کسی در نمی آید بلکه بخاطر نوشتن فیلمنامه باورپذیر استحقاق کسب جایزه هم پیدا می‌کنی.

همین که حامد عنقا فیلمنامه ای مثل آقازاده نوشته که هر کس سعی می‌کند برای کسب شهرت بیشتر یا رفتن به کنج عزلت چنگی به آن بزند، یعنی الحق و الانصاف کارش را به درستی انجام داده. به قول معروف همین که آب به لانه مورچگان افتاده، سریال را بس. هیچ کس هم پیدا نمی‌شود که بگوید شما چرا به جای عذرخواهی از مردم به دنبال پاک کردن صورت مساله افتاده اید.

۵- سریال آقازاده در حال افشای نمونه ای از یک جریان فاسد است که بر جان و مایه این کشور چنگ انداخته. قرار است ما در سریال به پیچیدگی‌های گروهی پی ببریم که جنس کلاهبرداری شان از بیت المال با آن کلاهبردار میدان شوش که ضبط صوت دست دوم را جای نو به ما می‌اندازد، فرق دارد.

جریانی در کشور وجود دارد که دلش می‌خواهد ما با معنای لفظی آقازاده و بد و بیراهی که ممکن است در کوچه و خیابان به هرکسی که شبیه آقازاده هاست می دهیم، سرگرم باشیم، اما خودش با فراغ بال به آقازادگی‌اش برسد.

 تمام سریال‌هایی که حمایت «سپاه» را داشته‌اند

سازمان اوج هر چقدر در فیلمسازی موفق عمل کرده، در سریال‌سازی به جایگاهی «مطلوب» دست نیافته و حالا چشم امیدش به «آقازاده» است. فیلم‌های «بادیگارد»، «به وقت شام»، «ایستاده در غبار»، «تنگه ابو قریب»، «۲۳ نفر» و… از جمله آثار شاخصی هستند که برای «اوج» اعتبار به ارمغان آوردند. این اتفاق، اما برای سریال‌های اوج رخ نداده و همچنان اثری قابل ارجاع در کارنامه‌اش دیده نمی‌شود. «پایتخت ۵» یک استثنا است و نباید موفقیت آن را تمام و کمال به حساب اوج گذاشت. این سریال برندی تثبیت‌شده بود که اوج در یک فصل آن سرمایه گذاری کرد و…

با این پیشینه، اهمیت «آقازاده» دوچندان می‌شود. اگر این سریال در شبکه خانگی تبدیل به بمب شود، مسیر تازه‌ای در سریال‌سازی پیش روی سازمان اوج قرار می‌گیرد. «آقازاده» با نویسندگی و تهیه‌کنندگی حامد عنقا ساخته شده که پیشینه‌ای موفق در عرصه سریال‌سازی دارد: نردبام آسمان، قلب یخی، انقلاب زیبا، تنهایی لیلا، پدر و بر سر دو راهی، آثار عنقا هستند که هم در زمان پخش پربیننده شدند و هم حواشی فرامتن آن، محل بحث بود.

حالا و طبق نشانه‌ها، «آقازاده» نه‌تنها عنصر جذابیت را داراست که فرامتن آن تندتر است! این دو ویژگی باعث می‌شود سریال، اثری منفعل نباشد و این همان چیزی است که اوج نیاز دارد. شاید یکی از انتقادات به سازمان اوج این بوده که ظرفیت شبکه خانگی را رها کرده و عرصه را به «دیگران» واگذار کرده است. از طرفی، مورد نقد بود که چرا از قدرت سریال برای نقد صریح اجتماعی استفاده نمی‌کند. «آقازاده» حالا همه خصوصیت‌ها برای اینکه سازمان اوج در کانون توجه قرار گیرد را داراست.

در آستانه توزیع «آقازاده» در شبکه خانگی، کارنامه سریال‌سازی اوج را ارزیابی کرده‌ایم تا مشخص شود این سازمان با چه پیشینه‌ای به «آقازاده» رسیده است.

سریال آقازاده / ۱۳۹۹

نویسنده و تهیه‌کننده: حامد عنقا
کارگردان: بهرنگ توفیقی

بازیگران: امین تارخ، امیر آقایی، مهدی سلطانی، امین حیایی، نیکی کریمی، جمشید هاشم پور، ثریا قاسمی، لعیا زنگنه، کامبیز دیرباز، سینا مهراد، دیبا زاهدی، مهدی کوشکی، سامیه لک، مسعود فروتن، کاوه خداشناس، سعید داخ، روزبه معینی و محمدحسین لطیفی.

«آقازاده» دست روی سوژه‌های داغ گذاشته و پرونده‌های ملتهب اجتماعی را دراماتیزه کرده است. از «آقازاده» به‌عنوان یک‌سریال سیاسی یاد می‌شود که پس‌زمینه عاشقانه دارد. این دو ویژگی می‌تواند به کمک سریال بیاید و همزمان خاص‌پسند‌ها و مخاطب عام را با خود همراه کند.

کارنامه حامد عنقا نشان می‌دهد او شیوه سرگرم‌کردن مخاطب را بلد است و می‌داند چگونه مفاهیم مختلف را در بستر یک سریال جذاب روایت کند. این مساله را در سریال پدر هم شاهد بودیم؛ هر چند انتقادات زیادی به نوع و نحوه روایت آن سریال وارد بود و بازیگران جوانش حاشیه‌های زیادی ایجاد کردند، اما به هر حال پربیننده بود. به جز این موارد، ترکیب بازیگران را هم از یاد نبریم که «آقازاده» را تبدیل به سریالی پرستاره کرده است. سریال «آقازاده» اولین محصول خانگی اوج است.

سریال گیله ‌وا 

«گیله‌وا» با موضوع قیام جنگل و جنایت‌های انگلیس در ایران ساخته شد. این سریال چند بار در کنداکتور قرار گرفت، اما پخش آن هر بار به تعویق افتاد؛ و یکی از حاشیه‌های انتشار فیلمی از یکی بازیگرانش در خارج کشور بود. با این حال «گیله‌وا» سریالی متوسط بود که در زمان پخش با استقبال بالا مواجه نشد.

سریال مینو / ۱۳۹۷

کارگردان: امیرمهدی پوروزیری

بازیگران: عباس غزالی، سیاوش طهمورث، محمود پاک‌نیت، پروانه معصومی و…

سریال مینو 

«مینو» روایت اتفاق‌هایی است که در خرمشهر در روز‌های منتهی به اشغال رخ می‌دهد. در این سریال گوشه‌ای از مقاومت و تلاش مردان و زنان برای آزاد سازی این شهر به تصویر کشیده شد. «مینو» سریالی متوسط است و باوجود ویژگی‌های مثبت تبدیل به یک اتفاق نشد. سریال «مینو» اثری محترم است که می‌توانست به مخاطب گسترده‌تر دست یابد. در حالی که آخرین قسمت سریال طوری ساخته شد که مخاطب در انتظار سری دوم این سریال باشد، به نظر می‌رسد که از طرف عوامل تمایلی برای ادامه سریال نباشد.

سریال در میان خاکستر / ۱۳۹۶

کارگردان: سجاد امیریزدانی
بازیگران: ارسطو خوش‌رزم، حمیدرضا محمدی، سوده ازقندی، ژاله کاظمی، ایمان سلگی، مرتضی حسنلو، فاطمه عریضی و…

سریال در میان خاکستر 

«در میان خاکستر» زندگی شهید مهدی آلبوغبیش، اولین منتخب شورای شهر خرمشهر را روایت می‌کند. او از مبارزانی بود که در مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر در برابر متجاوزان بعثی ایستادگی کردند… «متوسط» بهترین عنوان برای ارزیابی کیفیت این سریال است و سریال «در میان خاکستر» نتوانست جایگاه بالایی میان بیننده‌ها به دست بیاورد. شاید خیلی از مخاطبان تلویزیون اسمی از این سریال هم نشنیده باشند.

سریال پایتخت ۵ / ۱۳۹۶ 

کارگردان: سیروس مقدم
بازیگران: محسن تنابنده، احمد مهران‌فر، علیرضا خمسه، ریما رامین‌فر، نسرین نصرتی، هومن حاجی‌عبداللهی، بهرام افشاری و…

پایتخت ۵

«پایتخت ۵» یکی از بهترین فصل‌های این سریال محبوب لقب دارد. داستان سریال از شمال ایران شروع شد، به ترکیه رفت و در سوریه به پایان رسید. سیروس مقدم و محسن تنابنده در مقام کارگردان و نویسنده، روایتی جذاب و تکان دهنده از جنایات‌های داعش به تصویر کشیدند. «پایتخت ۵» تبدیل به سریالی پربیننده شد که همه جای ایران نامش سر زبان‌ها بود! این سریال به‌واسطه حمایت سازمان اوج توانست از برخی خطوط قرمز عبور کند. حمایت مالی اوج از «پایتخت ۵» نیز منجر به سریالی با پروداکشن عظیم شد.

سر دلبران / ۱۳۹۶

کارگردان: محمدحسین لطیفی
بازیگران: برزو ارجمند، محمد کاسبی، فرهاد قائمیان، اسماعیل محرابی، متین ستوده، جعفر دهقان، کامران تفتی، جهانبخش سلطانی و…

سر دلبران 

«سر دلبران» چالش ایمان مردم در عصر حاضر است. این مفهوم متعالی در سریال به شعاری‌ترین شکل ممکن روایت شد. خود سریال هم جذابیت دراماتیک نداشت تا بتواند نظر مخاطبان را جلب کند. «سر دلبران» در زمانی طولانی تولید شد، اما نتیجه‌اش سریالی قوی نبود.

آسمان من / ۱۳۹۴

کارگردان: محمدرضا آهنج
بازیگران: دانیال حکیمی، حسن پورشیرازی، آتیلا پسیانی، امین حیایی، پژمان بازغی، سام درخشانی، حامد بهداد. امیر آقایی و… 

سریال آسمان من

«آسمان من» بر اساس پرونده‌های واقعی دهه ۶۰ با موضوع امنیت پرواز ساخته شد. این سریال قصه‌های جذابی داشت و در هر قسمت یک داستان را روایت می‌کرد. پروداکشن سریال هم بر کیفیت بصری آن می‌افزود. «آسمان من» مخاطب گسترده‌ای در پخش اول نداشت. در بازپخش، اما مورد توجه قرار گرفت و مخاطب خوبی به دست آورد. این سریال شروع خوبی برای سازمان اوج محسوب می‌شود، اما در ادامه این موفقیت آنطور که باید تداوم نیافت.