جناب طبری ما هم دوستانی داشتیم، از جنس شما

✍️حمید مظاهری راد


طبرهایِ قصه ی ایرانیان در چهل سال قبل کم نبودند، بسیاری که قِسِر در رفتند و هیچوقت گرفتار قانون نشدند و هر ایرانی به تبع موقعیت خویش دهها، صدها و هزاران نفر از آنان را می شناسد.

دوستی داشتم که دوستم نداشت، عاشقم بود، بخاطرم در دبیرستان تغییر رشته داد تا همکلاسم شود، موعد اعزامش به جبهه را جوری تنظیم نمود و بر آن تاریخ اصرار ورزید که همرزمم گردد و در گردانهایی قرار گرفت که من بودم و آخر سر علیرغم توانمندی هایش کمک آرپیچی زن شد تا همراهم باشد، همان آرپی چی ای که می بایست پس از جنگ مراکز ثروت اندوزی زیاده خواهان را نشانه می گرفت اما بدلیل خیانت زراندوزان از تاب افتاد و در مواقعی مسیر اشتباهی را پی گرفت، البته قصه ی آن دوستمان با شهادت خاتمه یافت و حقیر بدلیل کم رمقی همانگونه که همراهم بود، به وقت هجرت، همسفرش نگشتم.

طبری جان کسانی را هم داشتیم که تلاش نمودند با ما دوستی کنند اما وقتی دیدند نمی توانند متقاعدمان کنند تا یا به وقت واقعه، اعزام نشویم و یا اگر اعزام شدیم در ستادها جا خوش کنیم و در معرکه نبرد حاضر نگردیم و یا در صورت حضور در خط مقدم، قبل از شروع عملیات، وقوع حادثه و یا حمله ی دشمن، با بهانه هایی واهی، پنهان گردیم و یا برگردیم، راه شما را پی گرفتند، که بهتر از هر ایرانی می دانید کدامین طریق را می گویم.

یارانی را می شناختیم وقتی دیدند نمی توانیم در خصوص اوضاع مردم در دوران انحصاری سازی سکوت کنیم و در قبال فروش اموال این مردم و شخصی سازی آن، خاموش باشیم، از ما فاصله گرفتند.
بسیاری در آن اوضاع یا لب فروبستند و یا فریادِ، آنانی را که نمی توانستند بی تفاوت باشند در گلو خفه کردند تا دنیای خود را آباد سازند، سرنوشتِ دنیای شان بسانِ شما، البته قبل از گرفتاری تان بود، چرا که خیلی ها گرفتار نشدند.
نوجوانانی که در جبهه، زمینِ بازی، خاکریزشان، و مدرسه، سنگرشان شد از اول دوستان امثال شما بودند، البته با یک تفاوت، اینکه هدف حضور آنها در جنگ، مراکز قدرت و خدمتگزاری سرافرازیِ ایران و ایرانی بود و هدف شما، حیلت، فریب و ریا و پرونده سازی برای یاران مخلص این مردم.

هیچوقت حضور صالحان در مراکز قدرت دوام نیاورد چرا که نقدِ قدرت و همراهی شان با دردمندان اجازت سکوت را به ایشان نمی داد.
اینان جایگاهی جز جایگاه تفکر انتقادی برای خود متصور نشدند، موقعیتی که هر آن با نیرنگِ دغل بازان ضعیف تر می شد.

درست از زمانی که ریا و چاپلوسی در این کشور نهادینه گردید، برای رشد و ارتقاء طبری ها بستر سازی شد و امروز در کشوری که تمام مردمش برای عزت آن جانفشانی نموده اند، اینان ریشه دوانیده و محترم شده اند.

جناب طبری شما با این گفته که دوستانتان، هر چه می خواستید را بنامتان می کردند به ریش مردمی می خندید که نه الان، از همان اوانی که برای ترویج تعالیم فسادستیزانه ی مرشدان روش ضمیر می جنگیدند و یا می نوشتند، از آنان فاصله یافته اید.

گستاخی تان علت دارد، امثال تان کم نیستند و شناختن تان هم مشکل نیست. پوزخندتان بیراه نیست، چرا که غده سرطانی ای که بنامتان خورده، دگرنشینی و فراگستری پیدا نموده است.

امید داریم قوه ی قضاییه با همراهی روشنگران به جد دنبال ریشه یابی، یافتنِ مصادیق و گرفتار نمودنِ طبری ها بوده و قوه ی مقننه تنها رسالتش را این مهم قرار دهد که سیستمی طراحی گردد تا از تکرار مفاسد حتی در سطح بسیار ناچیز جلوگیری گردد و این فقط با بهره گیری از اطلاعات منتقدان صادق ممکن می باشد.