حسین الله کرم: سیدحسن خمینی نامزد مشترک اصلاح‌طلبان و کارگزاران است/ صفایی‌فراهانی، معین و رضا خاتمی «رجل سیاسی» نیستند/ اصلاح طلبان دارند آماده اغتشاش می شوند

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: اصلاح طلبان متوجه شدند حتی در وضعیت مشارکت حداکثری هر سه آقایان صفایی فراهانی، مصطفی معین و محمدرضا خاتمی تأییدصلاحیت نخواهند شد چون در زمره رجل سیاسی قرار نمی گیرند بنابراین به سمت حمایت از سیدحسن موسوی (خمینی) خواهند رفت.

به گزارش سایت خبری مدآرا، هرچند اصلاح طلبان از همین حالا دست های خود را برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ بالا بردند و خود را بی رمق و بی انگیزه نشان می دهند اما حسین الله کرم تحلیلگر مسائل سیاسی و استاد دانشگاه معتقد است که اصلاح طلبان دنبال احیای استراتژی «فشار از پایین-چانه زنی از بالا» هستند.

مشروح گفتگوی نامه نیوز با حسین الله کرم را در ادامه بخوانید.

*به نظر می رسد اصلاح طلبان با نامه موسوی خوئینی ها و حمایت رادیکال هایی همچون حجاریان از او وارد یک انتحار سیاسی شدند، آنها چه اهدافی را دنبال می کنند؟
-اصلاح طلبان در واقعه دی ۹۶ به دلیل آنکه هنوز حمایت از دولت به نفع آنها بود سکوت کردند اما در حادثه آبان ۹۸ با توجه به گرانی بنزین، اعتراضات مردمی و اثرات گرانی بنزین بر زندگی مردم، مباحثی پیرامون حمایت از اعتراضات بین اصلاح طلبان مطرح شد. ضعف روزافزون و ناکارآمدی دولت باعث شد که روند جدایی از دولت بر اردوگاه اصلاحات حاکم شود. لذا بحث حمایت از اعتراضات بعدی تحت عنوان دفاع از سرمایه اجتماعی در میان اصلاح طلبان قوت گرفت، به طوری که آقای خاتمی تا حجاریان به آن موضوع پرداختند. در نهایت این روند با نامه آقای موسوی خوئینی ها به اوج خود رسید. گرچه همگان اشکال نامه را در آدرس غلط بیان مشکلات به رهبری می دانند اما به نظر می رسد این کار عامدانه صورت گرفت تا امکان رهبری اغتشاش بعدی و بهره گیری از آن تحت عنوان دفاع از سرمایه اجتماعی صورت بگیرد. البته زمان احتمالی اغتشاش می تواند رسیدن آنها به اهداف شان را روشن تر کند و به نظر می رسد اصلاح طلبان بستر آن را فراهم کردند که اگر این اتفاق رخ دهد آنها می توانند از آن بهره برداری کنند.
*نام هایی همچون صفایی فراهانی، مصطفی معین و محمدرضا خاتمی برای نامزدی از جناح اصلاح طلب در انتخابات ۱۴۰۰ مطرح است، آیا رادیکال ها با حاکمیت قصد چانه زنی دارند؟
-چانه زنی اساسا یک امرسیاسی است که عمدتا با ارائه نامزدهای متعدد آغاز می شود و با ائتلاف به نتیجه نهایی می رسد. از سویی دیگر ارائه چند نامزد به حاکمیت نیز امکان بیشتری در تأییدصلاحیت می دهد. این وضعیت با تأیید دکتر معین در سال ۸۴ مشاهده شد. گاهی از مواقع احزاب و گروه های سیاسی تعدادی نامزد معرفی می کنند تا بتوانند قبل و بعد از تأیید صلاحیت وارد ائتلاف شوند. احزاب به خوبی می دانند که برخی نامزدهای معرفی شده آنها طبق قانون اساسی نمی تواند بر اساس قانون رجل سیاسی تأیید صلاحیت شوند، لذا از نام آنها در ائتلاف های قبل از تأییدصلاحیت بهره می گیرند. مثل آقایان ابوترابی، زاکانی و لنکرانی که در سال ۹۲ برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردند. برخی نامزدها نیز بعد از مرحله تأییدصلاحیت نامزدها وارد ائتلاف می شوند مانند آقایان عارف و جهانگیری و قالیباف که این نقش را در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و سال ۹۶ ایفا کردند.
*حسین مرعشی گفته اصلاح طلبان روی هوا هستند چون سیاست شورای نگهبان را برای انتخابات ۱۴۰۰ نمی دانند که آیا شکل گیری رقابت حداکثری مدنظر است یا حداقلی. آیا کارگزاران می خواهد سفره خود را از رادیکال های اصلاحات جدا کند و با نامزد اختصاصی وارد میدان شود؟
-آقای مرعشی با بیان این جمله که «اصلاح طلبان روی هوا» هستند می خواهد به اصلاح طلبان بگوید «نامزد کارگزاران حتی در مشارکت حداقلی نیز تأیید صلاحیت می شوند و اصلاح طلبان چاره ای جز دنبال روی از کارگزاران ندارند». در حالیکه اصلاح طلبان فکر می کنند به دلیل فشارهای خارجی نظام مجبور است تن به مشارکت حداکثری بدهد. از این رو نامزد اصلاح طلبان نیز تأییدصلاحیت می شود. در این میان گرچه تأیید صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری براساس معیار رجل سیاسی انجام می شود اما اصلاح طلبان مانند انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ منتظر گرفتن تأییدصلاحیت نامزد موردنظرشان از جانب رهبری هستند، نامه آقای موسوی خوئینی ها به رهبری هم در همین راستا قابل تحلیل است. منتها اصلاح طلبان این بار می خواهند از طریق فشار از بالا به مقصود خود برسند تا در صورت شکل گیری مشارکت حداکثری، رهبری را مجبور کنند تا به درخواست تأییدصلاحیت شدن نامزد آنها برای انتخابات ریاست جمهوری پاسخ مثبت بدهد. در مجموع اصلاح‌طلبان با طرح انتخاباتی «فشار از بالا» امیدوارند تا از موضع برابر با کارگزاران وارد ائتلاف مجدد شوند.
*نامزدهای مدنظر کارگزاران چه کسانی هستند؟
-نامزد مورد نظر کارگزاران می توانند ناطق نوری، علی لاریجانی یا سید حسن خمینی باشند.
*نام آقایان صفایی فراهانی، مصطفی معین و محمدرضا خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ مطرح شده است، کدام یک می تواند گزینه اصلی اصلاح طلبان باشد؟
-از میان آقایان صفایی فراهانی، معین و محمدرضا خاتمی، شانس آقای محمدرضا خاتمی به دلیل قرابت با سیدمحمد خاتمی، نزد اصلاح طلبان بیشتر از دیگران خواهد بود.
*پس اینکه برخی اعتقاد دارند اصلاح طلبان دنبال کاندیداتوری سیدحسین خمینی هستند، شما این دیدگاه را رد می کنید؟
-اصلاح طلبان متوجه اند حتی در وضعیت مشارکت حداکثری هر سه آقایان صفایی فراهانی، مصطفی معین و محمدرضا خاتمی تأییدصلاحیت نخواهند شد چون در زمره رجل سیاسی قرار نمی گیرند بنابراین به سمت حمایت از سیدحسن موسوی (خمینی) خواهند رفت تا با کارگزاران نیز همسو گردند.البته به نظر نمی آید که سیدحسن موسوی(خمینی) بتواند از قانون رجل سیاسی بطور موفق عبور کند.
*به نظر شما اگر محمدرضا خاتمی و سیدحسن خمینی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ ثبت نام کنند و تأییدصلاحیت نشوند، این مسئله مانند سال ۹۲ که هاشمی رفسنجانی تأییدصلاحیت نشد، موج اجتماعی به نفع جریان اصلاحات ایجاد خواهد شد، به عبارت دیگر این مسئله می تواند منجر به احیای سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان شود؟
-طرح احیای سرمایه اجتماعی به اصلاح طلبان امکان بازی در دو جبهه اپوزیسیون قانونی و اپوزیسیون غیرقانونی را می داد. تا از یکسو بتوانند استراتژی «فشار از پایین» را در اعتراضات آینده، فعال کنند و از طرف دیگر نامزد خود را با استفاده از استراتژی «فشار از بالا» در قالب مشارکت حداکثری وارد انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰کنند. حال آنکه به نظر می رسد امکان بازی در جبهه اپوزیسیون غیرقانونی برای اصلاح طلبان به پایان رسیده است، زیرا غرب براساس انقلاب فرانسه که سلطنت بوربون ها پس از اشتباهات دانتون،میرابو، روبسپیر وحتی ناپلئون در۱۸۱۵ به قدرت بازگشت، آنها نیز با متهم کردن انقلاب اسلامی ایران به ناکارآمدی و باجعل نمودن تاریخ بگویند رضاشاه کارآمده بوده است. در این وضعیت جریان ضدانقلاب و برانداز که در ادوار گذشته انتخابات به اصلاح طلبان رأی می دادند، با کاهش مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم دنبال تحریم انتخابات ریاست جمهوری هستند. این وضعیت امکان بازی به اصلاح طلبان در جبهه اپوزیسیون غیرقانونی را نمی دهد و از آنجاکه دولت نیز با شکست رویکرد مذاکره باکدخدا، جایی برای دفاع از عملکردش نگذاشته است، اصلاح طلبان در جبهه اپوزیسیون قانونی نیز جایگاهی ندارند بنابراین اصلاح طلبان چاره ای جز احیای سرمایه اجتماعی ندارند که البته در زمان حاضر تا طرد جریان افراطی سکولار و عذرخواهی از ایجاد فتنه ۸۸ به آن نخواهند رسید.