“حق هنر این نیست” / دریا مهر پیشه

 

 

ایرانیان از قدیم الایام با هنر عجین بوده و هستند گویی انگار هنر با ذات و سرشت ایرانی پیوند خورده است.
هر شهری به هنری و صنایع دستی خاصی مشهور بوده و هست و به راستی که هنر دست ایرانیان بی نظیر و منحصر به فرد است و همواره مورد استقبال توریستها و مسافرین خارجی بوده است.
از بافت فرش و گلیم های دستی گرفته تا کار سفال و منبت و معرق و مینا و …. صدها هنر و صنایع دستی دیگر که هر کدام به نوبه ی خود بی نظیر و منحصر به فرد هستند .
این هنرهای باستانی در قدیم جز شغل مردم بوده است و بازار خرید و فروشش گرم بوده اما این روزها اکثر مردم به این صنایع دستی به چشم یک خرید مازاد بر خرج و غیر ضروری نگاه میکنند و ارزش چندانی برای آنها قائل نیستند.
با وجود تورم و فقر و بیکاری عده ای دوباره به سمت ساخت و فروش صنایع دستی رفته اند که میتوان گفت هشتاد درصدشان زنان خانه داری هستند که می خواهند گوشه ای از مخارج خانواده را تامین کنند اما متاسفانه به دلیل بی کفایتی و عدم حمایت مسئولین از صنایع دستی مردم نیز استقبال چندانی نمی کنند.
اگر مسئولین با تولید داخلی میتوانستند مواد اولیه صنایع و هنرهای دستی را با قیمت مناسب در اختیار صاحبان این صنایع قرار میداد به تبع قیمت این هنرهای ارزشمند کمتر می شد و بازار خرید و فروشش داغ و داغتر.
اما متاسفانه با وارد کردم مواد اولیه از کشورهای دیگر با قیمت گران مسلما قیمت کار انجام شده زیاد می شود.
یا با وارد کردن محصولات ارزان از چین بازار خرید و فروش صنایع دستی خود را به نابودی میکشند.
واقعا حق هنر این نیست
کار دست ایرانیان کجا و ساخته های یس کیفیت چینی کجا؟
وقتی وارد خرازی ها و مراکز فروش وسایل صنایع دستی می شویم ۹۰ درصد اجناس چینی هستند و این فقط گوشه ای از تصرف شدن بازار توسط چینی هاست جالب این است که چین تمام این وسایل را به سفار ایران و مختص ایران می زند.
این یعنی جنایت مسئولین در حق ایران و ایرانی.
بعد شعار حمایت از کالای ایرانی سر می دهید.
اگر این تزویر و دروغ و نفاق نیست پس چیست؟
اگر جنایت نیست پس چیست؟
وقتی تولیدات داخلی اینقدر بی کیفیت و نامرغوب است همه فروشنده ها کالاهایشان را از چین می آورند و با قیمتی مناسب و سودی عالی به فروش می رسانند.
چطور کشوری مثل چین با وجود آن همه جنگ اکنون این چنین بازار اقتصادی جهان را در مشت گرفته آن وقت ایران با یک انقلاب مزخرف تمام هستی ایران را به باد داد ایرانی که همه کشورها مقابلش سر تعظیم فرو می آوردند اکنون اینچنین ضعیف و بیمار شده که دیگر عزتی برایش نمانده است.
وای بر شما که همه چیز ایران را از او گرفتید و ایران را به خاک ذلت و مردمانش را به فلاکت نشاندید.

تولید داخلی
این طرف استکان یونانی
آن طرف قاشق لهستانی
گاز و یخچال بهترینش چیست؟
آلمانی و انگلستانی
برده از رو تمام قزوین را
سنگ‌پاهای ازبکستانی
معنوی کرده حالت ما را
مهر و تسبیح ارمنستانی
در خود چین هم احتمالاً نیست
جنس چینی به این فراوانی
هرچه دستت رسید وارد کن
شده از کشور موریتانی
فکر چیزی نباش غیر از سود
سود دارد کلاه سودانی
در همین حال و روز وانفسا
می‌نویسم چنان که می‌دانی
می‌رود رو به‌سمت ویرانی
روزگار جوان ایرانی
هر که تولید می‌شود هنرش
آن‌چنان می‌زنند توی سرش
که بریزد تمام کرک و پرش
و در آید ز شش جهت پدرش
چوب قاچاق از قضا و قفا
می‌خورد چون چماق بر کمرش
بعد هم هرچه دست و پا بزند
در نیاید حقوق کارگرش
می‌زند توی کار دلالی
تا که محسوس‌تر شود اثرش
بعد سی سال، شخص صنعتگر
دُم ندارد هنوز کره‌خرش
جنس تولید داخلی اوخ است
هموطن‌جان نگرد دور و برش
دولت وقت هم که فی‌الجمله
ریشه‌اش را زده است با تبرش
می‌رود رو به‌سمت ویرانی
روزگار جوان ایرانی
این جوان زور قابلی بزند
یا به دریا اگر دلی بزند
یا برای گرفتن یک وام
رو به هر کور و کاملی بزند
می‌تواند نهایتاً در شهر
یک دکان فلافلی بزند
یا اگر بیشتر هنر بکند
یک فلان‌شاپ فسقلی بزند
یا که دائم پی مسافرها
برود دور باطلی بزند
البته راه بهترش این است
که به موهای خود ژلی بزند
و سپس بین دود یک قلیان
دل خود را به غافلی بزند
وای اگر جنس خارجی روی
دست تولید داخلی بزند
می‌رود رو به‌سمت ویرانی
روزگار جوان ایرانی

✍️ دیدگاه شما 🙏