حکمرانی زنان / یادداشت

✍️امیر محمدیان خراسانی

این روزها بسیار از خوبی های رهبران زن جهان مثلا در فنلاند و نیوزیلند و آلمان و غیره گفته می شود. حتی کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت رهبر آن نسبت می دهند و فمینیست ها داد سخن سر می دهند که باید تمامی امور را به رهبران زن سپرد و از این رهبران به عنوان موارد تجربی موفق یاد می کنند. در باب حکمرانی زنان و حکمرانی زنانه نکاتی مهم را در این یادداشت بیان می نمایم:

  1. حکمرانی، زنانه و مردانه ندارد. یعنی متغیر جنسیت را نمی توان به عنوان صفت به حکمرانی اضافه کرد و طبق کلیشه های از پیش فرض شده ی جنسیتی آن ها را به هر یک از دو جنس نسبت داد و سپس نتیجه گرفت که حکمرانی زنان با مردان تفاوت دارد. ممکن است طبق این استانداردهای مفروض زنانی باشند که مردانه حکمرانی ورزند و مردانی باشند که زنانه حکمرانی کنند. هیچ یک نه مطلوب است و نه ناپسند و این تعریف ها و مقوله بندی های پیشین ما را از رسیدن به تببین و تفهمی درست دور می سازد.
  2. من موافق این هستم که زنان و مردان هر دو بتوانند به جایگاه رهبری در یک کشور برسند و از این منظر هیچ نگاه مردسالارانه و یا ضدزن ندارم. اما همان طور که گفتم حکمرانی زنان داریم و نه حکمرانی زنانه یعنی یک زن حاکم و یا رهبر باشد همان طور که حکمرانی مردان داریم و نه حکمرانی مردانه.
  3. روندها و امواج اجتماعی، اقتصادی و شغلی در بسیاری از نقاط جهان به نفع زنان تغییر جهت داده است که این تغییر جهت گاهی با تبعیض علیه مردان همراه بوده است. توجه بیش از حد به نهضت های فمینیستی و حقوق زنان و تمرکز بیش از اندازه بر آن چه برابری جنسیتی عنوان می شود و تلاش در جهت احقاق حقوق زنان دارد، باعث نادیده گرفتن نیمه ی دیگر انسان ها یعنی مردان شده است. در ایران امروز هم حتی می بینیم که مردانِ بیکارِ مسئول که باید نفقه بدهند و سرپرست باشند و تحت هیچ شرایطی این وظایف شرعی و عرفی و قانونی از آن ها ساقط نمی شود تعدادشان بسیار زیاد شده است. بنابراین همان طور که در یادداشت های دیگری هم گفته ام وقت آن است که از توجه بیش از حد نسبت به حقوق زنان که طبیعت با آن ها مهربان است و ” شدن” آن ها به ” بودن ” شان نزدیک تر است دست برداریم و با جنس مذکر یا مردان نیز همدردی کنیم و حقوق از دست رفته ی آن ها را نیز بازتاب دهیم. ما بسیار دیده و شنیده ایم که با اشکی و گوشه ی چشم نازک کردن و طنازی، رقیب ماهر مردی را یک زن کم تر ماهر و یا ناماهر، کنار زده است و این کار را با همدستی کارفرمای مرد خود انجام داده است و مرد داوطلب شغل را سرخورده کرده است. این امر را در محیط دانشگاه و هنگام نمره دادن اساتید نیز متاسفانه دیده ایم که در برخی مکان ها و وضعیت ها یکی از دلایل بالاتر بودن معدل دانشجویان دختر نسبت به همکلاسی های پسرشان است. مواردی از این دست فراوان است. متاسفانه با نویسندگان و اندیشمندان و شاغلین و افراد مذکر دیگری هر روز بر خورد می کنم و از آن ها می خوانم که فقط مطابق میل زنان و دختران سخن می گویند تا تایید و لایک آن ها را دریافت کنند…
  4. از جهت روش شناسی علمی نمی توان برای مثال کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت زنانه ی نخست وزیر آن نسبت داد. یعنی اگر محال نباشد بسیار دشوار است که اثبات کنیم اگر جاسیندا آردرن یک مرد بود وضعیت امروز نیوزیلند بدتر بود. این کاری بسیار سطحی و ساده لوحانه است و مخالف روح علم و همسو با جزم اندیشی است. پژوهشی که بتواند موفقیت یک پروژه را به جنسیت رهبر به عنوان یک متغیر نسبت دهد انجام نشده است و حتی تبیینی از این نوع نیز بسیار دشوار است. همچنان که موفقیت ها و شکست های رهبران مرد جهان را نمی توان به جنسیت آن ها نسبت داد. ممکن است فجایعی در یک کشوری که رهبرش زن است نیز رخ دهد. متغیرهای دیگری در موفقیت و شکست یک رهبر نقش دارند. … تنها در آینده ها هنگامی که میزان زمامداران زن زیاد شود با بررسی آماری می توان همبستگی جنسیت و عملکرد رهبران را نشان داد که این هم به معنای تبیینی دقیق از دلایل موفقیت یا شکست رهبران نمی تواند باشد.