خاطرات پیمان معادی از دهه ۶۰ در پاسخ به ابهامات «بمب: یک عاشقانه»: بچه های مدرسه دوتا عکس بزرگ مارادونا میگرفتن و یه عکس کوچک مدونا جاش میدادن/ من و سیامک انصاری و علیرضا عصار هم مدرسه ای بودیم و کتک ها خوردیم

 

 

نگام ، فرهنگ و هنر _ پیمان معادی کارگردان فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» درصدد پاسخ به موارد مچ‌گیری شده توسط برخی مخاطبان فیلمش برآمده و نوشته است: بله روم به دیوار مدونا هم بود و تا این حد هم بود که بچه‌های مدرسه دو تا عکس بزرگ مارادونا میگرفتن و یه عکس کوچک مدونا جاش میدادن.

 

به گزارش کانون فرهنگی هنری خنیا  ، پیمان معادی کارگردان، بازیگر و نویسنده فیلم سینمایی «بمب؛ یک عاشقانه» با انتشار عکس زیر در صفحه اینستاگرام خود، نوشت:

در روند تولید فیلم بمب، مهم‌ترین نکته برام این بود که همه عوامل اصلى فیلم هم پشت دوربین و هم بازیگرها حتماً روزها و شب‌های موشک‌باران تهران را تجربه کرده باشند: محمود کلارى، مهرداد میرکیانى، ایرج شهزادى و محسن شاه‌ابراهیمی و از اون سمت لیلا حاتمی، سیامک‌ انصاری، حبیب رضایی و سیامک صفری.

اصرار ما این بود که طراحى صحنه، لباس و المان‌های مربوط به اون دوره بیش‌ازحد لازم خودنمایى نکنه و فقط بسترى برای روایت قصه ایجاد کنه که از این بابت خوشحالم و ممنون از محسن شاه‌ابراهیمی و سارا خالدی.

و اما عده کمى از عزیزانم سؤال‌ها و گیرهایی داشتن و البته که محبت داشته‌اند و گفتند که فیلم خوب بود فقط حیف که…

فکر کردم همین‌جا خیلى کوتاه به بیشترین موارد مچ‌گیرى‌ شده توسط این عزیزان پاسخ بدم!

١- بله در اون زمان دکل‌های مخابراتى وجود داشت. اصولاً دکل‌های مخابراتی از زمان ورود مخابرات به ایران وجود داشتن با این تفاوت که در اون روزها غیب شدن دکل‌ها امر معمولی نبود!

٢- بله علمک گاز وجود داشته. اون چراغ گازى‌های رو دیوار که در خاموشى زمان بمباران تهران روشن می‌کردیم با باطری کار نمیکردن و گازی بودن.

٣- بله فیلم «خانه دوست کجاست» کیارستمى عزیز محصول سال شصت و پنجه و در سال شصت‌وشش اکران شده.

۴- بله گروه Beegees هنوز وجود داشت و این آهنگ بخصوص مال هشت سال قبل از داستان ماست. برخی از جوانان غرب‌زده و منحط اون روزگار هم تلاش می‌کردند تا شبیه جان تراولتاى فیلم «تب شنبه‌شب» حرکات موزون جلف انجام بدن.

۵- بله روم به دیوار مدونا هم بود و تا این حد هم بود که بچه‌های مدرسه دو تا عکس بزرگ مارادونا میگرفتن و یه عکس کوچک مدونا جاش میدادن.

۶- بله متأسفانه معلم بدون ریش هم وجود داشت!

۷- نخیر؛ نسل خانم‌هاى زیبا و تروتمیز، بعد از موشک‌باران و جنگ به وجود نیامد. زمان جنگ هم بودن و کم هم نبودن!

۸- نخیر؛ کتک زدن و خوردن خیلی هم بیشتر از این‌که تو فیلم هست با دلایل دم‌دستی و الکی تو مدرسه‌ها اتفاق می‌افتاد. من و سیامک انصاری و علیرضا عصار باهم تو همین مدرسه درس میخوندیم و کتک‌ها خوردیم که قصه‌ش خیلی مفصله!

در آخر هم باید بگم که قطعاً فیلم ما مثل بقیه فیلم‌های جهان بدون ایراد نیست فقط قصد داشتم تا خیال اون دسته از رفقا رو یه کم راحت کنم.

یک‌بار دیگه خسته نباشید میگم به گروه پرتلاش صحنه و لباس و تولید «بمب؛ یک عاشقانه» و دم تک‌تک شما تماشاچیان فیلم هم گرم.