خانم ایرانی و ماجرای FATF

مهین دخت ایرانی

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت خانم ایرانی و عرض تبریک به مناسبت پوست کلفت و قدرت ادامه حیات ارزنده‌تان. به رسم جاری و ساری مسئولان که نامه‌های عزل و نصب و درخواست وام و حق ماموریت و غیره برای خودشان می‌نویسند، بنده نیز تصمیم گرفتم نامه‌ای پیرامون دغدغه اخیرم برای شما یعنی خودم بفرستم.

شنیده‌ها حاکی از آن بود که شما تصمیم گرفته‌اید به مساله FATF بپردازید. چند نکته ضروری را باید خدمت شما عرض کنم

اولا گویا شما اصلا در باغ نیستید و به اتفاقات اخیر اشراف لازم را ندارید.

ثانیا شما فکر کردید هر نقد و نظری که داشتید می‌توانید ارائه دهید؟ خیر عزیز من؛ هرچیزی روال و مسیر مشخصی دارد. مثلا آن عزیزان از چند سال قبل یعنی زمانی که FATF هنوز موز بود، برای اخذ مجوز تجمع و اعتراض مدنی اقدام کرده بودند. همین که تمام چوب پلاکاردهای‌شان مزین به جمله «بعد از تجمع برش گردونید» بود نشان از قدمت این اقدام مدنی داشت

ثالثا برخی از این عزیزان گفته‌اند که FATF مانند عهدنامه ننگین ترکمانچای است. می‌فهمی یعنی چه؟ یعنی شبیه جدا شدن تکه‌ای از کشورمان است. می‌فهمی اگر زبانم لال مثلا بگویند هزارمتر از لم‌یزرع‌ترین زمین‌های‌مان قرار است جدا شود چه اتفاقی می‌افتد؟ هیچی نصف جمعیت به دلیل اینکه امکان خروج از کشور فراهم است، به صورت سرپا و سوسیسی خودشان را در آن هزارمتر جای می‌دهند. چند نفر نیز از بین جمعیت داد می‌زنند که مهربون وایسید نصف دیگه جمعیت هم جا بشن! می‌فهمی این یعنی چه؟ یعنی غیر از یک‌سری مسئول دلسوز که در ویلای شمال شهرشان از دلبستگی‌شان به مام وطن دم می‌زنند، دیگر کسی نیست و تو می‌مانی و فصل پاییز و تنهایی کشنده‌ات! (روی بودن من هم حساب نکن، من هم با بقیه می‌روم)

رابعا دعوای بین شفافیت و موافقان و مخالفان FATF را برای خودشان بگذار. من که می‌دانم اگر به تو بود که به جای FATF، سی‌ تی‌ آر‌ اِل (Ctrl) را تصویب می‌کردی تا با ترکیبش با شیفت و دلیت بی‌عدالتی‌ها را پایان بخشی.

سرکار خانم ایرانی سیاست بی‌حساب و کتاب است. همین چند روز پیش بود داخل اتاقت جلوی لپ‌تاپ نشسته بودی که پدر ناگهان وارد شد و با عصبانیت گفت: «هرچیزی می‌خواهی نگاه کنی خودت می‌دونی ولی لااقل صداش رو کم کن که از هندزفری‌ات بیرون نیاد!» می‌بینی؟ کِی فکر می‌کردی صدای کواکبیان و جلسه مجلس چنین تصویر نامناسبی در ذهن پدرت ایجاد کند؟ تو از بازی‌های سیاست به خصوص شوخی‌های پشت سر افراد چیزی نمی‌دانی.

خامسا یا پنجما فردی گفته که ۲۰۰ نفر از روزنامه‌نگاران ایرانی ماهیانه از بن‌سلمان حقوق‌های نجومی می‌گیرند‌. تو چییییی میگی این وسط بدبخت؟ تو نهایت بحث نجومی‌ات این است که واسه حق‌التحریرت رو به سردبیر سایت کنی و برایش بخوانی: تو که «ماه» قشنگ آسمونی منم «ستاره» می‌شم دورت می‌گیرم بلکه لطفی کنن حقوق این ماهت رو بدن شاید بتونی برای عید برای خودت یه جفت جوراب و یه روسری قرمز بخری بلکه بتونی با رنگش در حمایت به نه به حجاب اجباری قدمی برداری.

خب با این توضیحات امیدوارم بیخیال نوشتن راجع به این موضوع شده باشی. سخن را با یک خاطره به پایان می‌رسانم. به دوستی در وسط جمعیت گفتیم: «حالا این FATF چیست؟» گفت: «ترکیب ف (فرار مغزها)، ا (آوارگی)، ت (ترکیبی) و ف (لعنت)!» در حال خیره شدن به وی بودیم که بغل دستی‌اش که آدم پری به نظر می‌رسید گفت: «نه بابا FATF یعنی برنامه جامع اقدام مشترک». سرچرخاندیم و از نفر سوم‌شان پرسیدیم: «FATF چیه؟» گفت: «FATF دشمن خداست». گفتیم: «دروغگو چیه پس؟» گفت: «اونم دشمن خداست، اینا که چیزی نیست من بابامم چیزی بهم بگه دشمن خداست!»

تازه به جز اینهایی که گفتم چیز دیگری هست که شاید در این نامه جایش نباشد اما بنده فرصت را محترم شمرده در همین جا آن مسئله را هم مطرح مینمایم.

در این که آن خاستگار سمجتان دست بردار نیست که شکی ندارم و حتی در خصوص عدم علاقه شما به ایشان هم کم و بیش خبرهایی به گوشم رسیده است اما عزیز من علاقه سیری چند است به آینده ات فکر کن علاقه را کی داده کی گرفته؟؟؟ همین فردا اگر خدایی ناکرده این قرارداد ننگین امضا شود دیگر کسی خاستگاری که نمی‌رود هیچ آنهایی که رفته اند هم می‌زنند زیرش و درخواست ویدئو چک می‌دهند، آنوقت تو میمانی و خودت و مثلا فکر کردی با این دوزار ده شاهی که از بابت نوشتن این اراجیف میگیری می‌شود زندگی کرد؟؟؟؟
نه عزیز من پس به فکر آینده ات باش یک بله بگو و بچسب به زندگی ات.

در اینکه علم بهتر است یا ثروت هم حماقتهای کودکانه ات را بریز دور آن داستان علم بهتر است زیرا… که در دبستان حرا کلاس سوم (ب) نوشته بودی را فراموش کن امروز در ابتدای دهه چهارم (ب) زندگی ات هستی و در خوشبینانه ترین حالت ممکن نهایتا بیست سال دیگر زندگی که اما زنده هستی تا به الان که خیر

ی ندیدی پس سعی کن با یک انتخاب صحیح از این به بعد خیرش را ببینی.

ساکت لطفا ساکت بس کن دست از این عقاید احمقانه ات هم بردار! یعنی چه که مگر مردها غول چراغ جادو هستند که آرزوهای زنها را برآورده کنند؟؟؟
پس چی؟؟؟ نه غول چراغ جادو نیستند که عروس دریایی اند!
والله
تو این وسط کاسه داغ تر از آش نباشی نمی‌شود؟ نه؟؟؟
از زمان پیدایش زمین و زمان و آدم همینطور بوده که زنها کرده اند ( آرزو را) و مردها هم کرده اند (برآورده را )

به عنوان آخرین کلام هم لطفا در اولین فرصت به یک آرایشگاه برو و صفایی به آن صورتت بده ناسلامتی چهار روز دیگر عید است و تو همچنان قلم به دست خودت را مسخره عام و خاص کرده ای

عرض دیگری نیست. مشتی هستی کاپیتان کشتی هستی

ارادتمند خودت، خودم