“خانه” از پای بست ویران شده!

✍️حسین فرزین

ابوالقاسم سرحدی زاده از زندانیان مذهبی مشهور دوران شاه که نزدیک به ۱۴ سال را در زندان آن رژیم گذراند، روز گذشته و در سن ۷۵ سالگی در تهران بدرود حیات گفت.

او پس از انقلاب نخست سرپرست بنیاد مستضعفان شد، سپس به آیت‌الله بهشتی در حزب جمهوری اسلامی پیوست و پس از کشته شدن رجائی و باهنر (رئیس جمهور و نخست وزیر) در انفجار نخست وزیری و تشکیل دولت توسط میرحسین موسوی به او پیوست و پس از کنار گذاشته شدن احمد توکلی از وزارت کار، او وزیر کار کابینه موسوی شد.

او همراه با کاظم بجنوردی و چند تنی دیگر، از جمله عباس آقا زمانی که پس از انقلاب با نام مستعار “ابوشریف” اولین فرمانده سپاه شد و حجت الاسلام حجتی کرمانی از بنیانگذاران حزب ملل اسلامی در دوران شاه بود و به همین جرم نیز دستگیر و محاکمه و به اعدام محکوم شده بود.

او و کاظم بجنوردی ابتداء به اعدام محکوم شدند اما با نامه مراجع نجف به شاه حکم آنها به حبس ابد تبدیل شد.

سه دوره نیز نماینده مجلس شد.

زندگی ساده، خلق و خوی مردمی و صداقت همیشگی اش زبانزد بود و به همین دلیل تمام زندانیان مذهبی دوران شاه که بعدها در جمهوری اسلامی مصدر امور شدند، حتی آنها که اختلافات سیاسی با سرحدی‌زاده داشتند، مناسبات دوستانه خویش را با او حفظ کردند.

او پس از بیرون آمدن از زندان شاه تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل داد اما این ادامه تحصیل نیز هرگز مانع خوی “لوطی گری” او نشد و ادبیات جنوب تهرانی اش را حفظ کرد.

با حاج عراقی اولین رئیس زندان قصر و از یاران نزدیک آیت الله خمینی که ترور شد و مجاهدین خلق متهم آن ترور اعلام شدند بسیار دوست بود و با اسدالله لاجوردی رئیس زندان اوین نیز با آنکه منتقد تند و تیز رفتار و اقدامات او با زندانیان بود، مراوده اش را چنان حفظ کرد که گاهی به زندان اوین سر می زد و به داد زندانیان می رسید.

در جریان قتل های زنجیره ای، یک کمیسیون ویژه گزارشی تهیه کرد درباره این قتل ها که اجازه انتشار و توزیع آن در مجلس را نداشت.

قرار شد این گزارش برای شخص رهبر جمهوری اسلامی فرستاده شود.

تنها کسی که حاضر شد این گزارش را به بیت رهبری ببرد سرحدی زاده بود.

او را دو نماینده دیگر مجلس نیز همراهی کردند اما تنها برای حضور و نه صحبت.

سرحدی زاده که سابقه دوستی پیش و پس از انقلاب را با آقای خامنه ای داشت گزارش را نزد آقای خامنه ای برد و او از وی خواست تا گزارش را همانجا بخواند.

در نیمه های گزارش که نشانی صادر کنندگان فتوای قتل های زنجیره در بیت رهبری را میداد، آقای خامنه ای از جا برخاست و با تندی گفت :«نگوئید بیت، یکباره بگوئید خود من!” و از اتاق بیرون رفت.

سرحدی زاده که انتظار چنین واکنشی را نداشت، افسرده و مغموم از بیت به مجلس بازگشت و اندک زمانی پس از آن سکته کرد و از آن پس بتدریج از حکومت کناره گرفت و خانه نشین شد.

سال قبل (۱۳۹۸) جمعی از فعالین کانون زندانیان سیاسی- مسلمان پیش از انقلاب، برای دیدار و گرامیداشت خاطرات دوران مبارزات شورمند جوانی و صحبت درباره اوضاع از سامان گسیخته میهن و ملت، به دیدار وی و کاظم بجنوردی رفتند. بسیار ناتوان و ضعیف شده بود .

در این مراسم یار دیرینه اش کاظم بجنوردی که سرپرست دائرالمعارف بزرگ اسلامی است نیز حضور داشت. در حالیکه سر به پائین گرفته و نگاه به چهره حاضران نداشت، یگانه جمله ای که چکیده درد و اندوه آرزوهای برباد رفته بود را بسیار آرام از زیر لب، خطاب به بجنوردی که ۱۴ سال با هم در زندان شاه بودند گفت: «خانه از پای بست ویرانه!»

بجنوردی با هشدار نسبت به شرایط پر اضطراب و بحرانی کشور، تنها راه ممکن برای برون رفت از این اوضاع را، حمایت از آقای خامنه ای مطرح کرد. همه آنها که شاهد این گفتگوی کوتاه بودند در سکوت و بهت فرو رفتند. آنچه سرحدی زاده گفته بود تاییدی بود بر واقعیتی که بچشم خویش می دیدند. همه میدانستند ابوالقاسم بزودی رفتنی است.

آن که مخاطب سرحدی زاده بود، (بجنوردی) چند سالی بزرگتر از سرحدی زاده است. آن جمله کوتاه تر از کوتاه اشاره به فرو ریختن خانه با ادامه وضع کنونی در حیات بجنوردی بود؟ می خواست بگوید این وضع چند سالی دیر نخواهد پائید و تو خود شاهد ویرانی خانه ای خواهی بود که پای بست آن را ویران کرده اند.