خشونت ساختاری فراتر از خشونت عریان / یادداشت

✍️ مجتبی نجفی

چند شب پیش با دکتر سعید مدنی در کلاب هاوس بحثی داشتیم که یکی از محورهای آن موضوع ” خیابان و خشونت” بود. نکته مهم مطرح شده بحث خشونت ساختاری است که پنهان تر از خشونت عریان علیه معترضین در خیابان است. خشونت ساختاری لایه های وسیعی را در بر میگیرد. زندگی های بیشماری را نابود میکند بدون آنکه رنج قربانی را درک کنیم.

خشونت نسلی هم داریم. نسلهای عقب مانده از قطار توسعه که مجبورند نیروی خود را صرف بدیهی ترین حقوق خود کنند قربانی این خشونتند.ما در دهه شصت دیدن فیلم در ویدیو، مجازات به خاطر آستین کوتاه و موی بلند را به چشم دیده ایم. برای نسلهای جدید مسخره است اما واقعیتی است که ما نسل تحت خشونت بوده ایم همچنانکه نسلهای بعدی در اشکال متفاوت هستند. خشونت ساختاری از حکمرانی نامطلوب می آید وقتی که حکومت شهروند مستقل و معترض را به رسمیت نمیشناسد و انرژی یک جامعه را به جای توسعه صرف بدیهی ترین حقوق خود از سبک زندگی گرفته تا آزادی بیان و حق حضور انسان در عرصه عمومی میکند.

قربانیان خشونت ساختاری میلیونی هستند و حتی فراتر از آن دویست سیصدتای شهید جنبش سبز یا قربانیان مظلوم آبان نود و هشت هستند. خشونت ساختاری یعنی اینکه وزیر بهداشت متملق بارها از پایان کرونا بگوید و هر بار موج کشنده اش مرزهای ایران را بپیماید. یعنی اینکه وزیر به دلیل ناتوانی در مخالفت با حرف غیرکارشناسی سلطان در ممنوعیت واردات واکسن پا بر تخصص خود بگذارد و از حاکمی بدهکار به مردم ستمدیده، چهره پدری طلبکار را ترسیم کند.

خشونت ساختاری همان وضعیت امروز سیستان و بلوچستان است،جایی که در انبوه از دست رفتن جانها هر روز خبر تولید یک واکسن منتشر شود. خشونت ساختاری یعنی بی کفایتی حاکمیت در تامین حداقلی نیازهای مردم، در محافظت از جانها که روزی قربانی زلزله بودند روزی قربانی جاده ها و وسایل نقلیه معیوب و روز دیگر قربانی تحریم و روزی دیگر قربانی کرونا. خشونت را به کشتگان خیابان های اعتراض تقلیل ندهید، حیات ایرانی تحت ضربات شدید خشونت است، هم روحی هم جسمی. مرگ آن “رفتگان بی برگشت” به خاطر کرونا تنها یک حلقه کوچک از این خشونت ساختاری است. جایی که ” انسان ” غایب باشد و زور حاکم باشد سرشار از خشونت است. زمانی با شلیک مستقیم تیر است و زمانی با شلیک بی تدبیری. گاه با محرومیت از انتخاب شدن و انتخاب کردن است گاه با فساد و چپاول. زمانی با گشت ارشاد زمانی با اینترنت ملی. گاه به نام خدا توجیه میشود و گاه به نام نظام. هر آنچه هست خشونت جاری است. معنایی است در صورتهای مختلف. صورت امروزش در سیستان و بلوچستان سرخ شده.