خطر “پروکروستیزه” کردن سیاسی ایران / یادداشت

✍️سلمان موسوی

تکثرگرایی و تنوع فکری اگر با گفتگو و عقلانیت اجتماعی همراه باشد زمینه ساز توسعه و تحولات مثبت در جامعه خواهد شد.

بعد از خرداد ۷۶ و رویش بذر اصلاحات در زمین تک گویی ایران رفته رفته شاهد شکل گیری دیالوگ و تقابل دو گفتمان اصلاح طلبی و اصولگرایی در فضای سیاسی ایران بودیم.

اگرچه اصولگرایان هویت خود را به نهادهای قدرت و ثروت تکیه داده اما اصلاح طلبان پشتوانه و تکیه گاهی محکم در بدنه ی اجتماعی و سیاسی کشور داشتند و حضور اصلاح‌طلبان همیشه چالشی بزرگ‌برای جریان اقتدار گرا بود.

اما با گذر زمان تمامیت خواهی در ایران این موهبت و محبوبیت اصلاح‌طلبان را بر نتابید و با تکیه بر همان داشته های امنیتی و نهادهای قدرت به حذف و حصر اصلاح‌طلبان همت گمارد.
اما در دو دوره انتخاباتی که در یخبندان سیاسی ایران رقم خورد باز اصلاح‌طلبان با تکیه بر رای و همراهی مردم مانع استمرار قدرت اصولگرایان شدند .

لذا آنچه این روزها و بخصوص در دور دوم دولت روحانی و با جریان مشکوک دیماه ۹۶ شکل گرفت، طرح همسان سازی و (پروکروستیزه) کردن جامعه در ایران استارت خورد و با شعار اصلاحطلب ،اصولگرا دیگه تموم ماجرا

تعمدا جریان سیاسی کشور را به سمتی می برد که این تکثر و تنوع فکری را با همسان سازی و قالب گیری یکسان سازی فکری در جامعه همراه کند و در ذهن ایرانی امروز سایه و غباری از پرسشگری و اندیشیدن نماند، و این درحالی است که هم جامعه و هم بخشی از نخبگان ناخواسته گرفتار این همسانیزه کردن اجتماعی هستند و با تولید مفاهیمی چون،اعتدال گرایی، بدنبال قطع دو سر اندیشه سیاسی در ایران بوده و با رویکردی که بدنبال یک جریان خنثی و بدون محتوا که ویترینی از نمای زیبا اما پوچی و کویر در پشت پرده بدنبال تلقین حداقل ها به جامعه و عدم رویا پردازی های مطلوب برای آینده و حذف اندیشیدن و پرسشگری در جامعه ایران می باشد

*پروکروستس ،
در افسانه های یونان فردی بود با تختی برای عیار انسان های زمان خویش، که بلند قد ها را کوتاه و کوتاه قامتان را می کشید تا با اندازه ی تخت برابر و همسان کند.