خودسوزی کارگران چرا بی اهمیت‌تر از خود سوزی دختر آبی‌ است؟

  • میثم شریف

خودسوزی کارگران چرا بی اهمیت‌تر از خود سوزی دختر آبی‌ است؟ این سوالی اساسی اما با یک کلافی تو در تو است که دلایل و منابع متفاوت و متقابل دارد.
اگر خیلی گذارا اخبار کارگری چند سال گذشته‌ی ایران را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم هم به لحاظ تعدد و هم به لحاظ مطالبه‌گری خودسوزی کارگران اهمیت و اضطرار بیشتری نسبت به موضوع دختر آبی دارد. اما رسانه‌های داخل و خارج از کشور در یک اتحادی؛ اخبار کارگری را کم اهمیت تر جلوه می‌دهند.
یکی از عواملش نزدیکی خبرگزاری‌ها و جریان‌های رسانه‌ای به جریان‌ها و مکاتب ضد کارگری‌ است. البته در نگاه اول، این ماجرا بسیار ساده لوحانه به نظر می‌رسد اما اگر ریشه‌ای و تاریخی بررسی شود (چه اتفاقات سال‌های ابتدایی انقلاب ۵۷ و قلع و قمع جریان‌های مارکسیستی ، و چه تاریخ جهانی حرکت‌های کارگری از لحاظ شکست‌‌ها و موفقیت‌ها) متوجه خواهیم شد که منبع این بی‌توجهی رسانه‌ای از کجا آب می‌خورد و این رسانه‌ها به چه جریان‌هایی وابستگی فکری دارند.
دومین عاملش خود حکومت جمهوری اسلامی است که بسیار هوشمندانه توانسته است اخبار مورد نظرش را در بین جریان‌های به اصطلاح اپوزیسیون منتشر کند. برای مثال با حرف زدن چند شخصیت حکومتی و سفارش به چند خبرگزاری درباره یک شخص یا اتفاق، به راحتی یک ماجرای به ظاهر ساده و مخالف، بازتاب گسترده پیدا می‌کند تا از اضطرار اخبار دیگر، که عموما حرکت‌های کارگری هستند، جلوگیری شود.
درباره‌ِ موضوع دختر آبی هم، چنین است. ماجرا نادیده گرفتن مطالبه دختر آبی نیست. بلکه ندیدن مطالبات پراهمیت دیگر، مانند مطالبات کارگران است. در حالی که از خودسوزی دختر آبی فیلم و عکسی وجود ندارد، و صحت و سقم اخبار منتشر شده در مورد وی امشخص نیست، این موضع به یکی از خبرهای جهانی تبدیل شده است.