خون به پا خواهد شد / یادداشت

✍️بهزاد صبری

از همان شب انقلاب شروع شد. وقتی چند نفر خودی شدند، بقیه غیر خودی میشوند. رفته رفته این غیرخودی ها تبدیل شدند به بیخودی. و بی خودی ها هم قطعا باید حذف شوند. این سرگذشت انقلاب است در چهل و اندی سال. برای حذف هم چه چیز بهتر از مارک و انگ. آمریکا ستیزی برای همین گفتمان انقلاب شد.

“زیباکلام” خیلی دنبال دلیل امریکا ستیزی در فردای انقلاب است، در حالیکه انقلاب چیزی در این مورد نگفته بود. خواسته های انقلاب و انقلابیون نه غرب ستیزی بود و نه غرب گریزی. حتی بسیاری از آنها تحصیل کرده غرب بودند و قرار بود مدینه فاضله مان شبیه سوئد باشد. حاکمان انقلاب برای حذف عقاید مخالف چه میتوانستند بگویند و انجام دهند؟ اتهامی چیزی لازم بود. چه اتهامی راحت تر و دم دست تر از ارتباط و حتی جاسوسی و عامل امریکا و غرب بودن. خیلی وقتها مدرک لازم نبود. چندتا احوالپرسی با دیپلماتی غربی کافی بود مدرک مستدل باشد. امیرانتظام با همین سلام علیکها دهه ها به زندان فرستاده شد. بشمارید!

در این چهل سال، چند نفر از بانیان و دست اندرکاران انقلاب، به بهانه ارتباط و جاسوسی برای امریکا حذف و اعدام شده اند؟ از آن گروهی که همراه آیت الله خمینی از پله های ایرباس فرانسه پائین می آمدند، چند نفر در تصویر ماندند جز خود خلبان؟ آری انقلاب با تهمت و انگ، شروع به تسویه حساب و تصفیه کرد. بعدها هم که مجاهدین علیه حکومت دست به اسلحه بردند، موارد اتهامی بیشتر شد. اگر عامل امریکا و اسرائیل بودن در هیبت فلانی فرو نمیرفت؛ منافق نامیدن میتوانست همه چیز را تمام کند. آنها انگ زدند و زدند و چسباندند و زدند و حذف کردند تا به امروز رسیدیم.

آنها یاد دادند و پیروانشان هم چشم بسته یاد گرفتند. تا از اصلاحات بگویی، فحشها و توهین ها شروع میشود؛ لیبرال، منافق، فتنه گر. از یکی پرسیدم معنای فحش لیبرال را میدانی؟ پاسخ داد یعنی تو و صاحبت امریکا. دعوت به آرامشش کردم و دوباره پرسیدم و از او خواستم معنی واژه لیبرالیسم را در همین گفت و شنود فحاشی برود از جایی جستجو کند. حتی چنین زحمتی هم به خود نداد و ندادند و باز… فحش.

این تخم نفرت از چهل سال پیش کاشته شد. قبلا تمام قدرت دست خودی ها بود اما اکنون ما “بی خودی ها” متاسفانه قدرتی بنام رسانه داریم. شبکه های اجتماعی باعث میشوند در برابر انگها، فحش از طرف بیخودی های دیروز تبادل شود. این بده بستانها خطرناک است.

کار چنان بالا میگیرد که یکی از دیگری آدرس میگیرد تا بیاید حرفش را در حلقومش کند. از آمار جنایات اینگونه ای خبر ندارم اما میدانم که این خصومتها و نفرتها در حال افزایش اند. هر دو گروه هم حق دارند! آنانکه انگ عامل امریکا و موساد میزنند حق دارند ، چون چیزی را عرضه میکنند که تحویل گرفته اند. “آنها اینگونه بار آمده اند”. بار آمده اند که در مرقد عبدالعظیم جلوی محسن هاشمی را بگیرند و رکیک ترین فحشها را بر زبان آورند؛ او هم بترسد و معذرت گویان عرصه را خالی کند. طرف مقابل هم حق دارد، چون اتفاقا از ابتدا حق با آنها بود فقط خفه شده بودند. حکومت بارها نشان داده که از این دوقطبی سازی واهمه ای ندارد که هیچ، خود بر آتش آن میدمد.
اما اشتباه میکند.

حکومت باید به یاد بیاورد که در خرداد ۸۸ ، سبزپوشان، “رژه سکوت” برگزار کردند و هیچ نگفتند. در روزهای اول تظاهرات حتی شعار هم نمیدادند. “رای من کجاست” بعدا بر زبان آمد. و مرگ این و آن را خواستن هم در عاشورای ۸۸. یعنی بین مطالبه و سرکوب همیشه رابطه مستقیم برقرار است. هرچقدر سرکوب شدیدتر شود، مطالبه ساختارشکن تر خواهد شد.

در آبان ۹۸، تظاهرات شکل خشن تری به خود گرفت. مغازه ها و بانکها و فروشگاهها سوختند و عده زیادی هم کشته شدند. این خشونتِ فراگیر، رفته رفته عمیق تر خواهد شد. نشانه های آن همینجا و در موبایل شماست. همین الان به یک کانال چه اصلاح طلب و چه اصولگرا مراجعه کنید و در نقد یک آیت الله حرفی بزنید؛ کمتر از منافق نخواهید شنید. بالعکس، از جبهه آنها کسی را وارد گروه دگرخواهان بکنید و از او بخواهید که فقط حدیثی به عربی بنویسد.

چیزی جز فحشهایی نظیر ساندیس خور و مزدور عایدش نخواهد شد. این همه خصومت روزی به یک بحران تمام عیار ختم خواهد شد. پایانی برای همه چیز.