“دایه ی مهربانتر از مادر”/میثم بازیاری

تنها دوهفته مانده به پایان لیگ فوتبال های باشگاه هایی علی دایی سرمربی تیم سایپا از مقامش اخراج و کنار گذاشته شد.و برای فصل جدید هم به تیم ها گفته اند با وی قرار داد نبندند
چرا؟ چه چیزی باعث چنین تصمیمی شده است؟
ظاهرا علی دایی در آخرین مصاحبه ش حرفهایی زده است که به مزاح مسئولین شرکت سایپا خوش نیامده است و سرنوشت تیم سایپا را فدای سیاست های کثیفشان کرده اند.
علی دایی در مصاحبه جنجالی خود بعد از برد ۲ بر هیچ تیمش بر ذوب آهن گفت که با این تیم (سایپا) کار کردن خیلی سخت است. او در ادامه تاکید کرد: “من همیشه و در همه حال از حق بچه‌هایم دفاع می‌کنم. چند سال پیش که با آن همه مشکلات آسیایی شدیم و چه امسال که با دست خالی شروع کردم و عملا با تیم جوانان کار کردم و در بسیاری از بازی‌ها بچه‌های هجده نوزده ساله بازیکنانم بودند که عالی کار کردند،از کسی باکی ندارم و همیشه از حق خود و تیمم دفاع کرده‌ و خواهم کرد.”
علی دایی در بخشی دیگر از صحبت‌های خود به شدت از تیم خودروسازی سایپا انتقاد کرد و افزود: “همه چی ۴ برابر شده است. من نمی‌دانم برای کارخانه سایپا این رقم‌ها پولی هست. پراید ۷ یا ۸ (میلیون) تومانی شده ۵۰ میلیون. باید حق و و حقوق این بچه ها را بدهید. شما پول من را نگهدارید. پول این بچه ها را بدهید. آیا برای کارخانه سایپا این رقم پولی است. تا کی می خواهید شعار بدهید!”
چیزی که بیشتر از همه چیز خنده دار و مسخره است و شعور همه را زیر سوال می برد این است که باشگاه فرهنگی ورزشی سایپا دلیل اخراج علی دایی را دفاع از قشر کارگر اعلام کرده است واقعا که دایه ی مهربان تر از مادرند.
بیانیه باشگاه فرهنگی ورزشی سایپا به شرح زیر است:
مقوله حرفه‌ای گری در ورزش بر احترام متقابل باشگاه‌ها، مربیان، بازیکنان و تمامی دست‌اندرکاران این حوزه نسبت به یکدیگر بنا گردیده است و خروج از این چارچوب، تنش‌زا بوده و می‌تواند باشگاه‌ها را با چالش‌هایی بس جدی مواجه نماید.
در این راستا، باشگاه فرهنگی ورزشی سایپا با سه دهه قدمت و نقش آفرینی در سطح اول فوتبال کشور همواره با رعایت مباحث اخلاق حرفه‌ای در ورزش، فرهنگ‌سازی لازم را در این زمینه انجام داده و سعی کرده به دور از هرگونه حاشیه‌پردازی، نگاهی اصولی و اخلاقی به این مقوله داشته باشد.
ولی متاسفانه در نشست خبری پس از دیدار تیم‌های سایپا و ذوب آهن اصفهان، در روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۸، رفتار غیر حرفه‌ای، مصاحبه ای خارج از عرف و اظهار نظر غیر تخصصی جناب آقای علی دایی، منشور اخلاقی و مفاد قرارداد فی‌مابین با باشگاه سایپا را زیر پا گذاشت و علی رغم تذکرات قبلی، بی‌احترامی ایشان به مجموعه گروه خودروسازی سایپا، موجب ناراحتی و تکدر خاطر مجدد قشر عظیمی از کارگران شریف و زحمتکش این مجموعه صنعتی بزرگ گردید و همزمان با روزهایی که متعلق به این عزیزان بوده و به نام «کار و کارگر» نامگذاری شده است، کام آن‌ها را تلخ کرد، بطوریکه مراجعات مکرر و متعدد ایشان به مجموعه مدیریتی گروه سایپا و خواسته این بزرگواران (به عنوان صاحبان اصلی این گروه صنعتی) در خصوص لزوم برخورد با سرمربی تیم فوتبال، موجب گردید تصمیم هیئت مدیره باشگاه فرهنگی ورزشی سایپا مبنی بر ادامه همکاری با آقای دایی تا پایان فصل به منظور حفظ آرامش تیم، تحت تاثیر قرار بگیرد و در راستای توجه به مطالبات بر حق کارگران شریف و کارکنان فهیم گروه خودروسازی سایپا، قرارداد آقای علی دایی به عنوان سر مربی تیم فوتبال سایپا فسخ و ایشان از باشگاه اخراج گردید.
به همین راحتی با آوردن اسم کارگر احساسات مردم را تحت تاثیر قرار دادند و به جای پاسخ به شبهات پرایدی که معلوم نیست دلیل پنجاه میلیون شدنش چیست با اخراج علی دایی صورت مسأله را پاک کردند.
رییس سایپا که جنبه انتقاد به این کوچکی را ندارد بهتر است خودرویی معقول و بی نقص با قیمتی معقول دست مردم بدهد و حساب ریال به ریالش را پس بدهد با اخراج علی دایی و علی دایی ها چیزی از گناه و خیانت و جنایت شرکت سایپا در حق مردم کم نمی کند.

بچه این قدر مکن چرب زبانی، خفه شو/ این همه حرف مزن ،لال بمانی، خفه شو
حرف هایی که کند فتنه مکش پیش و مکوش /که مرا هم به سر حرف کشانی، خفه شو
گر که یک دزد اسیر است و دو صد دزد آزاد /علتی دارد و آن را تو ندانی، خفه شو
هیچ شک نیست که رازی ست به هر کار نهان/ چون نداری خبر از راز نهانی، خفه شو
حرف های تو نسازد به مزاج حضرات / این قدر قصه ی بو دار چه خوانی؟ خفه شو
گر که صد گرگ در این گله بیافتد به تو چه؟ / چون که بی بهره از کار شبانی خفه شو
ترسم آخر به تو صد وصله و بهتان بندند/ تا نگفتند چنینی و چنانی خفه شو
تو چه داری خبر از آن که چرا روز به روز / بیش تر می شود این فقر و گرانی، خفه شو
این قبیح است که چون گرسنه ماندی دوسه روز / بکنی شکوه ز آغاز جوانی، خفه شو
گیرم افتادی و مُردی،همه کس خواهد مُرد/ چون چنین است،چه جای نگرانی، خفه شو
گفت مردی که در این دوره من آخر