درخواست توقف اجرای حکم نجات بهرامی و مرخصی معلمان زندانی / یادداشت

✍️شیرزاد عبداللهی

نجات بهرامی همکار محجوب و با سواد و با اخلاق ما برای اجرای حکم یک سال زندان ، ظرف ۵ روز باید خود را به شعبه اول اجرای احکام دادسرای شهید مقدس معرفی کند. او در دوره وزارت سید محمد بطحایی معاون رسانه ای روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش بود. دوره ای که بی شباهت به کشورداری شاه سلطان حسین نبود زیرا دخالت ارگانها و نهادها در امور آموزش و پرورش و عزل و نصب مدیران از حد گذشت.

داستان از آنجا آغاز شد که روزی از روزها، وزیر به نجات بهرامی تلفن زد و از او خواست که استعفا بدهد و جلوی چشم نباشد و گرنه یک نهاد قدرتمند تصمیم گرفته که او را بازداشت کند. نجات بهرامی با اطمینان از بی گناهی خود و این باور که قبول استعفا، اعتراف به خطا است و نیز احتمال اینکه ممکن است این نقل قول یک بلوف اداری و “پاپوش دوزی” از ناحیه دفتر وزیرباشد پاسخ میدهد : “من کار خلافی نکرده ام اگر تشخیص این است که من نباید مسئولیت داشته باشم مرا برکنار کنید.” [نقل به مضمون ]
قضیه مدتی مسکوت می ماند و احتمال “بلوف” تقویت می شود. بقیه ماجرا یعنی دستگیری توسط اطلاعات سپاه، بازداشت و انفرادی و حکم محکومیت یکسال زندان و حالا اجرای حکم را همه می دانیم.

بایدتاسف بخوریم، بابت اینکه قوه قضاییه به جای بی طرفی، در نقش مدافع سایر بخش های حکومت عمل می کند و دانشجویان، معلمان، نویسندگان و روزنامه نگاران بی پناه را به خاطر عقایدو نظرات آنها و یا انتقاد از وضع موجود، احضار ، بازداشت و زندانی می کند و عده ای را هم با وثیقه های سنگین یا احکام تعلیقی زیر حکم در حالت خوف و رجا نگه می دارد.
وجدان عمومی جامعه به عنوان هیات منصفه، رفتار قوه قضاییه با فرهیختگان جامعه از جمله فعالان صنفی و سیاسی و منتقدان را عادلانه نمی داند.
نجات بهرامی، مولف کتاب “توسعه و بازار در برابر پوپولیسم “، صاحب نظر در امور توسعه و مکاتب سیاسی و نویسنده ده ها یادداشت و مقاله ارزشمند است . جای چنین انسان خردمندی ، زندان نیست. باید تاسف بخوریم و بپرسیم که در این شرایط بحرانی و پاندمی کووید۱۹ که مملکت با هزار مساله بهداشتی و اقتصادی مواجهه است از طرف نجات بهرامی و امثال او چه خطر فوری و فوتی متوجه حکومت است که با وجود بیماری فشار خون و خطر ابتلا به ویروس کرونا در محیط پر ازدحام زندان و گذراندن دوهفته قرنطینه با شرایط خاص، آن هم در ماه مبارک رمضان، بر اجرای حکم اصرار دارند؟
اصولا از فردی که سروکارش با کتاب و قلم است و جز مطالعه و نوشتن کار دیگری بلد نیست ، چه تهدیدی متوجه نظام است که باید زندانی شود؟ در هیچ کشور پیشرفته ای افراد را به خاطر عقیده و نگاه سیاسی متفاوت و یا اظهار نظر زندانی نمی کنند. اصلا عنوان جرم سیاسی و عقیدتی خلاف شان و منزلت انسان وجمع نقیضین و نشانه عقب ماندگی است، به همین دلیل است که با وجود وعده ها ، جرم سیاسی تعریف نمی شود و جرایم سیاسی را ذیل جرائم امنیتی طبقه بندی می کنند.

از مقامات قضایی درخواست می کنم به احترام جامعه فرهنگی کشور ، اجرای حکم نجات بهرامی را عقب بیاندازند و علاوه بر آن همه زندانیان سیاسی و عقیدتی مخصوصا فعالان معلمی را تا پایان بحران کرونا به مرخصی بفرستند. من تصور می کنم این حداقلِ خواست اغلب فرهنگیان و معلمان است.
باید تاسف بخوریم بابت این که اثرات اجرای این احکام ظالمانه به شخص زندانی محدود نمی شود. همسر و فرزندان زندانی سیاسی و پدر و مادر و بستگان او نیز دچار بحران های عاطفی عمیقی می شوند و به عبارتی پابه پای فرد زندانی زجر می کشند و آثار آن مخصوصا بر روح و روان کودکان مخرب و پایدار است. شاید برای همین است که آقای نجات بهرامی دردناک ترین بخش این تراژدی را تاثیر اجرای حکم بر دختر دوساله اش هانا می داند.
تاسف آخر بابت این است که گاهی دستگاه اداری متبوع، برای خودشیرینی نزد مقامات امنیتی و قضایی با اعمال مجازات های اقتصادی (قطع حقوق و اخراج ) خانواده زندانی را هدف قرار می دهد(نمونه محمد حبیبی). چه می شد اگر وزیر آموزش و پرورش در یک توئیت، حداقل با معلمان زندانی و خانواده آنها به دلایل انسانی ابراز همدردی می کرد؟ چه میشد اگر آقای حاج میرزایی در توئیتی از مقامات قوه قضاییه در خواست می کرد که حکم زندان نجات بهرامی را به تعویق بیاندازند و معلمان زندانی را مثل زندانیان عادی در شرایط کرونایی به مرخصی بفرستند.