“دردی تمام نشدنی”/ خاطره باقری

 

 

این روزها هر فروشگاه بزرگ مواد غذایی را که می بینیم صفی طولانی مقابش بسته شده است صفی متشکل از زنان و مردان پیر و جوان.
صفی که بی شباهت به صف های طولانی مردم در زمان جنگ و قحطی نیست.
صف گوشت های منجمد که از کشورهای دیگر وارد شده و به صورت محدود و با قیمتی نسبتا مناسبتر توزیع می شود و برای خریدن آن باید ساعت های طولانی در صف بایستند و با ارائه کارت ملی در صورت موجود بودن آن را دریافت کنند.
مردمی که به دلیل قیمت بالای گوشت گرم قدرت خرید آن را ندارند برای خرید مقدار محدودی گوشت یخ زده که معلوم نیست چند وقت است منجمد شده و چقدر مانده است و اصلا گوشت سالمی هست یا نه به دلیل کمی ارزان تر بودن آن مجبورند این حجم از سختی و فشار را تحمل کنند.
مردمی که زیر بار تورم و گرانی به حد کافی له شده اند به اندازه کافی روح و روانشان پریشان و خسته است اکنون در این صف های مزخرف با این ازدیام جمعیت تعجبی ندارد کنترلشان را از دست بدهند و با کوچکترین حرفی با هم گلاویز شوند و به جان هم بیوفتند.
کاری با مردم کرده اند که خودشان خودشان را نابود کنند و دیگر نتوانند به هم رحم کنند .
مسئولین ننگ بر شما که برای نابودی این مردم از هیچ کار و جنایتی فرو گذار نکرده اید انگار دزدی و چپاول و اختلاس و فروش آب و خاک این سرزمین راضیتان نکرده است و تا تیشه به ریشه این مردم نزنید آرام نمی گیرید و گورتان را از این کشور گم نمی کنید
لعنت به این انقلاب ننگینتان که جز نکبت و فلاکت و حقارت ثمره ای نداشت.
از آب و برق مجانی میگفتید و امروز همان قبض های نجومی دمار از روزگارمان درآورده است.
از رفراندوم و جمهوری میگفتید اما امروز اجازه نفس کشیدن نمی دهید و پای دیکتاتوریتان را روی گلویمان فشار می دهید.
از اسلام دم میزدید و امروز تنها چیزی که از شما نمی بینیم اسلام است.
از ایرانی مستقل و آباد میگفتید و امروز تنها ویرانه ای ضعیف از کشور به جا مانده است.
میگفتید نظام شاهنشاهی موروثی است و جمهوری شما با رای مردم است اما امروز فقط تمام اعضای یک فامیل نه در راس کشور که تمام پست های مهم دولتی را صاحب شده اند و عین یک علف هرز به دور شالوده و ریشه و اساس کل کشور پیچیده اند و زالو صفتانه خون مردم را می مکند.
شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس می دادید و امروز تمام فرزندانتان مقیم آمریکا و کانادا هستند.
کاخ نشینی را منع میکردید و امروز هرکدامتان بزرگترین کاخ ها را صاحبید.
گفتید حجاب اجباری نیست اما همین که قدرت را به دست گرفتید زنان و دختران سرزمینم را به اسارت حجاب درآوردید و زنان و دختران خودتان در آن سوی آب ها آزادانه و بدون محدودیت و حجابی زندگی می کنند.
گفتید پول نفت را بر سر سفره ها می آورید پس چه شد؟ سفره های خالی مردم بوی درد می دهد.
حیف صفت زالو که به شماها نسبت داده شود زالو صد شرف دارد به شماهایی که سیری ندارید زالو وقتی سیر شد دست از مکیدن خون بر می دارد اما شماها نه از خوردن حق مردم و بیت المال سیری دارید نه جیب هایتان پر می شود.
نیشتان را چنان در تن ایران فرو برده اید که دردی تمام نشدنی کل وجودمان را گرفته است.
یک مشت دزد و دروغگو و کلاهبردار و قاتل و منافق.
نفرین بر شما …..

طنز تلخ

ماه‌ها رفت و ندیدم رنگ گوشت
بیش از اندازه شدم دلتنگ گوشت

چون که رندان نانم آجر کرده اند
می زنم بر سینه دایم سنگ گوشت

شیشه ی عمر خلایق از ازل
هست تا یوم الجزا در چنگ گوشت

گربه، اقبالش ز من روشن تراست
چون که رسما می کند آهنگ گوشت

من قناعت کرده ام با دنبه لیک
او تلاوت می کند فرهنگ گوشت

با سبیل خونچکان قصاب گفت:
جنگ آینده ست حتما جنگ گوشت

وه چه بداقبالم ای «شاطرحسین»
ماه‌ها رفت و ندیدم رنگ گوشت

#عباس_خوش_عمل_کاشانی

#خاطره_باقری

 

✍️ دیدگاه شما 🙏