دروازه های بهشت به روی چه کسی گشوده خواهد شد ؟ / گزینه های مطرح اصلاح طلبان برای شهرداری تهران

نگام ، سیاسی _ کلیددار بهشت چه کسی خواهد بود، این مهم ترین سئوال روز صحنه سیاسی نه در تهران که در جای، جای ایران است. صندلی طلایی سکان دار بلدیه پایتخت آنچنان راهبردی و مهم هست که فراتر از تهران، نگاه های داخلی و خارجی را به خود معطوف و پرسش پیرامون گزینه های مطرح را نقل محافل رسانه ای و گعده های سیاسی کند.

به گزارش خرداد _ کلیددار بهشت چه کسی خواهد بود، این مهم ترین سئوال روز صحنه سیاسی نه در تهران که در جای، جای ایران است. صندلی طلایی سکان دار بلدیه پایتخت آنچنان راهبردی و مهم هست که فراتر از تهران، نگاه های داخلی و خارجی را به خود معطوف و پرسش پیرامون گزینه های مطرح را نقل محافل رسانه ای و گعده های سیاسی کند. آنگونه که به طور رسمی اعلام شده از گزینه های نهایی و غایی برای جایگاه شهرداری تهران، ۱۴ تیرماه رونمایی خواهد شد اما بدون شک تا پیش از آن موعد هم می توان گفت که چه چهره هایی مطرح و چه کسانی خود را آماده حضور بر صندلی داغ شهرداری تهران می کنند، صندلی که این بار اجاره داری آن به نام اصلاح طلبان به قید اعتبار و اعتنای مردمی سند خورده است و گزینش بهترین گزینه برای شهرداری بی شک نقش بسزایی در وضعیت حال و آینده اصلاح طلبان در سپهر سیاسی خواهد داشت.

به گزارش خرداد؛ آنچه که جسته و گریخته از سوی منتخبین اصلاح طلب شورا به گوش می رسد، تبیین و ترسیم نظامند شاخصه های شهرداری تهران از سوی منتخبین شوراست، تا گزینش شهردار پایتخت بر اساس متر و معیارهای مدون و منسجم انجام پذیرفته و امکان هرگونه قصور و خطار در گزینش گزینه اصلح به حداقل ممکن برسد. ۱۶ شاخصه تعیین و بر اساس آن شهردار برگزیده خواهد شد و حال باید دید از میان گزینه های مطرحی که در اخبار غیر رسمی نام شان به میان آمده، کدامین گزینه بر اساس شاخصه های مطرح، منطبق ترین شرایط را با آن مولفه های از پیش تعیین شده دارد.

چندین و چند گزینه اکنون نام شان به عنوان گزینه های مطرح شهرداری، در میان است. پس از فراز و نشیب های بسیار که منجر به تصمیم به عدم خروج اعضای شورا شده و بدین سان نام محسن هاشمی از میان گزینه های اصلی کنار رفت، اکنون نام چند نفر بیش از دیگران مطرح و لابی ها و رایزنی ها پیرامون آنان در جریان است.

گزینه های اصلی چون محمود حجتی (وزیر فعلی جهاد کشاورزی دولت روحانی)، محسن مهرعلیزاده استاندار و معاون رئیس جمهوری در دوران اصلاحات، محمد علی نجفی وزیر آموزش و پرورش دولت سازندگی و رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت اصلاحات و مشاور حسن روحانی در دولت یازدهم، علی عبدالعی زاده استاندار دولت سازندگی و وزیر مسکن و شهرسازی در دولت اصلاحات. در کنار نام این چهره ها البته از افرادی چون حسین مرعشی و با حتی معصومه ابتکار نیز سخن به میان آمده است.

در وهله آغازین اولین چیزی که از مرور پرونده این افراد به ذهن می رسد، کارنامه پر و پیمان همه آنان در سمت های مختلف در همه دولت های پس از انقلاب منهای دولت محمود احمدی نژاد است، در واقع می توان گفت دست اصلاح طلبان برای گزینش شهردار باسابقه و با کارنامه معتبر و موجه باز است و باید با ریز شدن در پرونده هر یک از آنان و انطباق با شاخصه های اعلامی گزینه مطلوب و مرجح را شناخت.

محمود حجتی وزیر کشاورزی در دولت روحانی و دولت اصلاحات، توانسته موفقیت های قابل قبولی را در عرصه کشاورزی رقم بزند، هر چند که مهم ترین متر و معیار کارنامه او،یعنی خودکفایی گندم، از سوی برخی کارشناسان بواسطه هزینه های آن برای کلیت اقتصاد ایران محل تردید است و چنین گفته می شود که هزینه های آن فراتر از آورده ها و سود این خودکفایی است که البته برای کشوری که می خواهد مستقل باشد و در مظان تهدیدهاست، این خود کفایی با همه هزینه های آن ارزشمند است. حجتی مدیر بی حاشیه و آرامی است، هر چند هیچ گاه بر سر عقاید خود معامله نکرده و بی تعارف حرفش را زده است. آمدن حجتی از جهاد کشاورزی به شهرداری شاید در وهله اولیه گزینه خوبی باشد اما نکته آنجاست که از یکطرف این خروج می تواند ثبات و وحدت رویه در حوزه مهم و کلیدی کشاورزی آنهم با توجه به بحران های مختلف این عرصه به عنوان مثال کم آبی را تحت الشعاع قرار داده و هزینه های آن را بر فایده اش بچرباند. دومین نکته آنست که محمود حجتی مدیر سیاسی نیست، بدان معنی که همواره در حوزه هایی به ایفای نقش پرداخته که وجه سیاسی آن پررنگ نبوده و این نکته می تواند نقطه منفی بزرگ در کارنامه مدیری باشد که قرار است در شهرداری پایتخت به ایفای نقش پرداخته و از لوازم بدیهی موفقیت او، تبحر در حوزه سیاسی و مدیریت در این عرصه است.

محمد علی نجفی بدون شک از میان تمامی این گزینه ها کارنامه سنگین تر و پر و پیمان تری داشته و در حوزه تخصصی خود نیز مورد قبول و اعتنای اهالی فن است اما بدون شک حضور نجفی در حیطه و حوزه ای که سابقه کار چندانی در آن نداشته و درگیر شدن نجفی در امور اجرایی پر مشغله شهرداری آنهم با توجه به کسالتی که او بارها از آن نام برده، میتوان گفت هدر رفت پتانسیل ویژه ای است که از سوی چهره ای چون نجفی در دولت و برای کلیت کشور و در حوزه های تخصصی چون وزارت علوم یا آموزش و پرورش قابل استحصال است. به معنای ساده نجفی وزیر بی گمان موثر تر و کارآمد تر از نجفی شهردار است و حضور او در این جایگاه ارزش افزوده ویژه ای برای نجفی و دولت نخواهد داشت و به نوعی هدررفت کارویژه هایی است که از سوی فردی چون نجفی قابلیت اجرا در بعضی حوزه های تخصصی و در سطح کلان کشوری را دارد.

علی عبدالعی زاده، وزیر مسکن دولت اصلاحات شاید در وهله آغازین اگر شهرداری را درقامت ساخت و ساز نگریسته و تک بعدی به آن بنگریم، بهترین گزینه تخصصی باشد اما او چند سالی می شود که از متن و بطن آیند و روندهای سیاسی بدور بوده و مضاف بر آن شهرداری تهران را نباید در قالب سخت افزاری و روبنایی مورد تحلیل و نگرش قرار داد، که همان بلایی بر سر تهران خواهد آمد که در این ۱۲ سال گذشته آمده و البته به نظر نمی رسد حتی خود عبدالعلی زاده نیز چندان تمایلی به تصدی این سمت داشته باشد.

محسن مهرعلیزاده نیز همانند تمامی این چهره ها کارنامه پر و پیمانی در عرصه مدیریتی دارد اما چند نکته مهم و کلیدی او را تا حدودی گزینه ای متمایز و متفاوتی کرده است. مهرعلیزاده علاوه بر استانداری، سابقه کاندیداتوری برای ریاست جمهوری را نیز در کارنامه داشته و در تمامی این سال ها به عنوان یک فعال سیاسی به ایفای نقش پرداخته و جایگاه سیاسی مستقلانه ای برای خود دارد و از طرف دیگر او گزینه ای است که در میان اصلاح طلبان با بدنه جناح مقابل و نهادهای عالی روابط مطلوبی داشته و این می تواند در برون داد عملکردهای شهرداری بسیار موثر افتد. مهرعلیزاده با توجه به حضور در سازمان تربیت بدنی برحوزه های مهم و تاثیرگذاری چون ورزش و جوانان و مطالبات و خواست این قشر اشراف دارد و از طرف دیگر او از میان این گزینه های مطرح در طول این مدت حضور و تعامل دو چندانی با رسانه ها داشته که می تواند او را در سپهر شهرداری تهران در این عرصه راهبردی کمک کند و نقطه ضعفی که در اکثر دستگاه های دولتی و غیر دولتی دیده می شود، مرتفع کند.مضاف بر همه اینها، در طول چند سال گذشته مهرعلیزاده بر خلاف چهره های فوق درگیر در امور اجرایی دولتی نبوده و فرصت فعالیت در عرصه های فرا مدیریتی دولتی را داشته و به عنوان مثال در اتاق بازرگانی روابط مطلوبی با بخش خصوص داشته و به تعامل با این فعالان پرداخته و این نکته نیز اشراف خوب و دستمایه مطلوبی برای حضور بر صندلی می دهد که یکی از مهم ترین وجوه آن برقراری ارتباط مطلوب میان بخش خصوصی با سازه های دولتی و غیر خصوصی است.

حال البته باید منتظر ماند و دید که ۷۲ ساعت دیگر با اعلام رسمی گزینه های شهرداری و جدی تر شدن رقابت بالاخره در روزهای داغ و گرم مرداد دروازه های بهشت به روی چه کسی گشوده خواهد شد.