در روزگاری که دیگر به سادگی نمی شود از علی (ع) سخن گفت / یادداشت

✍️ رسول جعفریان

وقتی بود و زمانی، در عصر پهلوی، و شریعتی و مانند او، از امام علی می گفت، با جذابیتی خاص، با عباراتی شگفت و اشتیاق برانگیز. همه دوست داشتیم مثل علی باشیم، و جامعه ای را بطلبیم که علی می خواست. با معیارها او… اما حالا پس از گذشت سالها، آن آرزو، دست نایافتنی شده است.

برای حل مشکل، فراوان دست به توجیه زدیم. این که زمان امام علی هم اوضاع چندان خوب نبود، این که انبیاء هم مشکل داشتند.

و هر بار گفتیم، زمان لازم است و به زودی به آن نقطه خواهیم رسید اما مع الاسف نرسیدیم که دورتر شدیم. شاید از اول انتظار بیهوده داشتیم. به هر دلیل. لیاقتش را نداشتیم. مقدماتش را نداشتیم. اصلا شاید بد فهمیده بودیم.

مثلا نمی دانستیم سیاست چیست و چه لوازمی دارد. یک وقتی هم گفتیم: حفظ اصل حکومت واجب است و این جزئیات مهم نیست.

انگار قدیمترها این طور نبود، جزئیات هم مهم بود و از کشیدن خلخال از پای یهودیه هم بحث می شد. گفتند همین که در کل، مسیر درست باشد، بقیه خودش درست می شود. این اواخر گفتند، همین که در عصری زندگی می کنیم که عنوانش حکومت اسلامی است، در سعادت ما کافی است.

حالا از علی گفتن خیلی سخت شده است. وقتی نهج البلاغه می خوانیم، خطبه ها را مرور می کنیم حس می کنیم خیلی فاصله داریم. البته برخی روشی را دوست دارند، و اسمش را روش عمار می گذارند، و دوست دارند مثل عماری باشند که خودشان می شناسند، و کاری به بقیه جامعه ندارند و آنها را طلحه و زبیر می دانند.

شاید در فکرشان این است که بقیه بی خود هستند، مگر حقوقی هم دارند؟ همین که عده ای خاص، راضی باشند، کافی است.

حالا از امام علی گفتن سخت شده است. این همه فساد و اختلاس که نشان از فسادهای ریشه ای و عمیق دارد. خداوند ما را از شر این فسادها نجات دهد.

نمی دانم، شاید ما، یک امام علی برای دلمان ساخته بودیم، اختصاصی خودمان؛ بعد نتوانستیم روش او را چنان که خودمان ساخته بودیم، محقق کنیم. آن وقت ها و حالا یک عادت بد هم داشتیم. هرچه در تواریخ می خواندیم درست می انگاشتیم و می خواستیم همان را محقق کنیم. به جای فقه، تاریخ را گذاشته بودیم.

به جای این که فقیهان اصیل نظر بدهند، منبری ها رشته امور را در دست داشتند. خلاصه این روزها سخن گفتن از امام علی سخت شده است. کدام امام علی؟ کدام روش؟ کدام سبک زندگی؟ شاید بهتر بود، امام علی را به آسمان می بردیم و اعلام می کردیم که او دور از دسترس است.

او را با زندگی روزمره نیامیزید. مثل مداحها، او را به عرش و بالاتر ببرید و دیگر کاری به تحقق روش های او در زندگی نداشته باشید. بنده، اعتقادم این است که با این همه کتابهایی که در سال امام علی و قبل و بعدش منتشر شد، حتی یک کتاب زندگینامه ای دقیق برای حضرت منتشر نشده است.

ما هنوز امام علی را نمی شناسیم و بیش از هر چیز خواسته ها و علائق خود را به جای واقعیات زندگی او گذاشته ایم. نه روش علمی در بررسی متون داریم، و نه تاریخ درستی می دانیم. ما تاریخ را از چشم منبر و سخنرانی می شناسیم.

ما تاریخ را برای آمال و آرزوهای خودمان تفسیر می کنیم و تغییر می دهیم و معرفی می کنیم. مدام این و آن را طلحه و زبیر می خوانیم، و هیچ وقت حس نمی کنیم، شاید خودمان مثل دشمنان علی شده ایم.

مسلما و مسلما ما امام علی را نمی شناسیم. از خدا بخواهیم امام علی را به ما بشناساند.