دستاورد غرب ستیزی جمهوری اسلامی چه بوده است؟

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️مهدی نصیری

پریروز ویدئوئی از سوی معاونت رسانه ای دفتر رهبری در باره روابط ایران با غرب با عنوان “عبرت آیندگان” منتشر شد که ملاحظاتی در باره آن ضروری است:

۱. مذاکرات ایران با آمریکا و غرب بر سر مسائل هسته ای نه در زمان دولت آقای روحانی – که غربگرا و سازشکار خوانده می شود – بلکه در زمان دولت آقای احمدی نژاد با دستور رهبری و نماینده ویژه ایشان آقای سعید جلیلی آغاز شد. اگر مذاکره با غرب قبیح است و همیشه منجر به ضرر و زیان ما بوده، چرا اساسا چنین مذاکره ای با دستور رهبری کلید خورد و چرا سیاست تنش و آتش بازی با آمریکا در منطقه با قوت و قدرت بیشتری ادامه پیدا نکرد؟

۲. اگر مذاکرات برجامی موفق نبوده و متن توافق دچار نقصان و اشکال و حاوی اعتماد به غرب و آمریکا بوده است، چرا این متن از سوی دستگاه رهبری و دیگر نهادهای بالادستی که به تصریح رهبری سیاستگذار اصلی هستند و دولت فقط مجری است، اصلاح نشد و بلکه با دستور دفتر رهبری به آقای لاریجانی رییس مجلس وقت، طی ۲۰ دقیقه به تصویب مجلس رسید و بلافاصله شورای نگهبان نیز آن را تایید کرد؟

همچنین پس از نهایی شدن و امضای برجام، رهبری در پیامی خطاب به آقای روحانی نوشت:
” جناب آقای دکتر روحانی
ریاست محترم جمهوری
خرسندی خود را از اینکه مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه و تلاش دانشمندان هسته‌ ای در پیشبرد این صنعت مهم و کوشش خستگی‌ناپذیر مذاکره‌کنندگان، سرانجام طرف‌های مقابل را که برخی از آنان به دشمنی با ملت ایران شهره‌اند، وادار به عقب‌نشینی و رفع بخشی از آن تحریم‌های زورگویانه کرد، ابراز می‌دارم و از جنابعالی و هیئت مذاکره و شخص وزیر محترم و همه‌ دست‌اندرکاران تشکر می‌کنم.”

٣. چرا جشن انقلابی و با شکوه! آتش زدن برجام که خسارت محض و محصول اعتماد دولت روحانی به غرب بوده و رهبری نیز وعده آن را در صورت نقض و بی اعتبار کردن آن توسط آمریکا داده بودند، برگزار نمی شود و همچنان سیاستِ با دست پس زدن و با پا کشیدن برجام از سوی نظام دنبال می شود؟
چرا دولت انقلابی جدید وعده نقد کردن چک برجام را می دهد؟ چه منفعتی برای نظام در این نوع برخورد دو گانه با برجام وجود دارد؟!

۴. گفته می شود اعتماد به غرب خطاست. خب آیا اعتماد به شرق و روس و چین درست است؟ اگر روسها و چینی ها دوست قابل اعتماد ایرانند، چرا اساسا در شورای امنیت در سال ۱۳۸۹ به قطعنامه خطرناک ضد ایرانی که حاوی بدترین تحریمها علیه ایران بود، رای دادند و آن را وتو نکردند تا چنین مخمصه سیاسی داخلی و خارجی را برای ایران رقم نزنند؟ آیا همین نشانه این نیست که اساسا روابط خارجی نباید مبتنی بر اعتماد باشد بلکه باید مبتنی بر تامین منافع ملی بر اساس قدرت چانه زنی و توان اقتصادی، فرهنگی، نظامی، دیپلماسی و مهمتر از همه پشتوانه مردمی باشد؟
مگر آقای پوتین متحد ما در سوریه دست اسراییلی ها را برای حملات متعدد نظامی علیه مواضع و پایگاههای ما و به شهادت رساندن نیروهای ایرانی مستقر در سوریه بازنگذاشت و نتانیاهو را بر مقامات غرب ستیز ما بویژه نیروهای انقلابی میدان ترجیح نداد؟!

۵. بیش از چهل سال است سیاست خارجی ما مبتنی بر ستیزه گری و بعضا آتش بازی با غرب و آمریکا بوده است. اکنون در یک بازنگری، پرسش این است که این سیاست چه نتیجه ای برای دین و دنیای مردم و جامعه ایران داشته است؟ چرا ایران انقلابی و قهرمان مبارزه با غرب اکنون اسیر بحرانهای کمرشکن در همه ابعاد اجتماعی و فرهنگی و بدتر از همه فقر و فلاکت اقتصادی است؟ چرا میلیونها ایرانی اکنون در غرب زندگی می کنند و میلیونها دیگر حسرت کوچ‌ به آنجا را دارند و از ام القرای انقلابی گری و غرب ستیزی گریزانند؟

۶. آیا همه کشورهای دیگر دنیا – به جز ایران و کره شمالی – که با آمریکا و غرب ارتباط دارند از جمله دوستان شرقی مورد اعتماد ما، چین و روسیه، از این روابط خسارت دیده اند و توسط غربیها چپاول و غارت شده اند و در تعاملات خود پیوسته امتیاز داده اند و نفعی از ابن روابط نداشته اند؟ مگر امروز چین در عین حفظ استقلال سیاسی خود، قدرتمندترین رقیب اقتصادی آمریکا در جهان نشده و آیا این دو کشور بیشترین روابط اقتصادی و مالی را با هم ندارند؟

آقایان جمهوری اسلامی! احتمال نمی دهید دچار یک بدفهمی مزمن و عمیق از حکمرانی و روابط بین الملل هستید و آنچه از فقه و حدیث و فلسفه و … در حوزه های علمیه خوانده اید، برای اداره کشور کافی نبوده و اگر میخواهید بیش از این “عبرت آیندگان” نشوید، باید از کارشناسان سیاست و روابط بین الملل از جمله سیاستمداران کشورهای چین و روسیه، بیاموزید و کشور را از این وضعیت بغرنج و فرساینده جسم و روح مردم نجات دهید؟