دستگاه های امنیتی کر و کور هستند

  • عقیل دغاقله / منبع: کانال تلگرامی سحام نیوز

اعتراضات به درگذشت حسن حیدری،‌ شاعر جوان (۲۹ ساله) در اهواز تداوم دارد. از دو روز پیش که حسن درگذشت، عده زیادی از مردم به اعتراض به خیابان ها آمده اند.

حسن از بازداشتی های قصه سیلاب های خوزستان است. او به همراه عدد زیادی از جوانان بازداشت شد. بسیاری ماه هاست که در انفرادی هستند،‌ عده ای با قید وثیقه آزاد شده اند و هنوز شمار زیادی در زندان ها بلاتکلیف هستند. حسن یکی از همین جوانان بود. همان جوان مشکی پوشی که در تصویر زیر با بیل می بینید. او بیل می زد، گونی پر می کرد و شعر می سرود. اما راه او به انفرادی ها خاتمه یافت و پس از ماه ها با قید وثیقه آزاد شد. حسن دو روز پیش- به دلیل سکته (آنگونه که پزشکان به خانواده اش گفته اند) در گذشت.

سکته اما برای دوستداران و خانواده حسن دلیل مرگ نبود. برای آنان حسن جوانی سالم و تندرست بود که تنها مدتی پس از آزادی از انفرادی (با قید وثیقه) در گذشته است. البته این تنها حسن نبود که مدت کوتاهی پس از زندان فوت می شود. چند سال پیش شاعری دیگر به نام ابو سرور مدتی اندک پس از آزادی از زندان درگذشت. به عوامل فوق اضافه کنید دخالت نیروهای امنیتی در مراسم تدفین. این نهادها که حدس می زدند جمعیت فراوانی برای تشییع حسن خواهند آمد، صبحگاهان و با حضور تعداد انگشت شماری از خانواده،‌ حسن را دفن می کنند. مردمی که بر حسب اعلام قبلی در ساعت ۲ بعد از ظهر برای تشییع آمدند می شنوند که با دخالت نهادهای امنیتی تدفین انجام شده است.

علاوه بر آن،‌ بر حسب آنچه که یکی از دوستان حسن نقل کرده است: «حسن گفته بود که در انفرادی همیشه خواب بوده است. او گفته بود که در انفرادی بعضی روزها حس میکرد ۲۴ ساعت در خواب بود.» و به او گفته بود که این حالت خواب آلودگی پس از آزادی به حالتی مزمن بدل شده است. همه اینها باعث می شود تا درگذشت حسن به سرعت به فوتی مشکوک مبدل شود.

حسن احتمالا از تبعات شوک زندان و انفرادی رنج می برد. همان عارضه ای که به عنوان پی تی اس دی PTSD شناخته می شود. مطالعاتی که در کشورهای دیگر انجام شده است نشان می دهد که بین ۶۵ تا ۱۰۰ درصد زندانیان از عوارض پی تی اس رنج می برند. پی تی اس دی بر اساس مطالعات دیگری که انجام شده است با بیماری قلبی و سکته نیز رابطه مستقیم دارد و در میان برخی به مرگ منجر شود. این موضوع شاید فرضیه ای بهتر برای «درگذشت مشکوک » حسن باشد. این توضیحات حداقل می تواند چشم ما را به تبعات زندان و انفرادی ها فراتر از آنچه که هست باز کند. با این حال برای آنهایی که جوان و عزیزی را از دست داده اند این مرگ دیگر طبیعی نیست. این مرگ محصول همان زندان و انفرادی است،‌ گرچه ممکن است توضیحی برای چگونگی آن هم نداشته باشند.

علت واقعی مرگ البته هر آنچه که باشد، چندان از مسئولیت نهادهای ذیربط نمی کاهد. در همین کانال بارها موضوع بازداشتی ها مطرح شد. بسیاری غیر از من نیز نوشتند که بازداشت جوانانی که در ایام سیل به کمک هموطنانش برخاسته اند نتیجه ای جز افزودن بر عمق شکاف های موجود نخواهد داشت. بسیاری گفتند که حتی اگر این جوانان در آن ایام حرف تندی زده اند باید به حساب فضای پرتنش آن روزها گذاشته می شد و از آن گذر می شد. آنها گناهی مرتکب نشده بودند تا اینگونه تقاص دهند. پاسخ همه این مطالبات اما سکوت بود. برخی دورا دور همدلی کردند و البته بسیاری بایکوت کردند. درگذشت حسن و رخدادهای پس از آن را بدون دیدن این حلقه سکوت نمی توان فهمید.

آخر اینکه، می دانم دستگاه های امنیتی کر و کور هستند. آنکه به مشت آهنین مجهز است چه نیازی به اندیشیدن و یافتن راه حل منطقی دارد. او سرمست آن مشت آهنین است. این نهادها احتمالا به جای تقبل مسئولیت این رخدادها، چند جوان و نوجوان خشمگین را به صلابه خواهند کشید و کاغذ و قلم به آنها خواهند داد تا اعتراف کنند از کدام کشور خارجی خط گرفته اند. می دانم که حرفی با آنکه به نیزه تکیه داده نیست. اما امیدوارم که کسی باشد که جرات داشته باشد به آنها بگوید به نیزه می توان تکیه کرد، اما بر آن نمی توان نشست. امیدوارم کسی باشد که با وجدانی انسانی به آنان یادآوری کند که مسئول این رخدادها در درجه اول آنانی هستند که این جوانان را در کنج انفرادی ها نگه می دارند و در درجه دوم مسئولین قضایی و اجرایی و فعالان سیاسی که با سکوت خود این رخدادها را ممکن می سازند.