دست‌فروشی؛ سرکشی یا کاستی اقتصادی ‌واجتماعی / یادداشت

✍️احمدرضا احمدپور


دست‌فروشی از کاستی‌های اجتماعی و گرفتاری‌های مدنی جوامع توسعه‌نایافته و در حال توسعه است و گاهی از برخوردهای زورمدارانه دست‌اندرکاران شهری و انتظامی به دشواری‌ سیاسی و اجتماعی نیز دگرسان و بر پیچیدگی آن می‌افزایند.

در جوامع توسعه‌نایافته، همیشه درآمدها و فرصت‌ها برای همگان یکسان نیست و شهروندان بسیاری از نداشتن درآمدِ بسنده، رنج می‌برند؛ ازاین‌رو برای رهایی از دردورنج خود به دست‌فروشی و گاه همراه با قاچاق، روی می‌آورند و گذران زندگی می‌کنند.

در ایران نیز دیرزمانی است که آشفتگی آزاردهنده بر چهره شهرها دیده می‌شود که همانا نشان از فقر و بیکاری و شلختگی اقتصادی دارد و پیوسته نمایشی از درگیری‌های دلخراش، میان ماموران و دست‌فروشان را پدید می‌آورد.

کاستی اجتماعی دست‌فروشی، از آن‌روی که هنوز با رویکردی شایسته و علمی روبه‌رو نشده، بر آستانه و گستردگی آن نیز افزوده شده است؛ بنابراین تا هنگامی‌که جامعه‌شناسان و اقتصاددانان و مدیران شایسته شهری دست‌دردست هم ندهند و راهکاری عملی نیابند در بر همان پاشنه پرآزار و گوش‌وچشم‌خراش خواهد چرخید.

به ‌نظر می‌رسد این‌روزها، درگیری‌ با دست‌فروشان از زدوخورد، زیان‌آوری، بازداشت و تصاحب اموال به درگیری لفظی فروکش کرده است [دست‌کم در بخش‌هایی از تهران] که می‌تواند نشانه‌ای از تعدیل رفتاری دست‌اندرکاران و ماموران شهرداری‌ها و نیروهای انتظامی و نشان از نگاهکی انسانی و کارآمد به چنین کاستی اجتماعی باشد.

درست است که کاستی اجتماعی به‌نام دست‌فروشی، چهره شهرها را نازیبا می‌کند و هواداری از آن پسندیده نیست؛ اما بهبود زندگی و درآمدِ بسنده دست‌فروشان و تدوین راهکار و برنامه پایدار برای برون‌رفت از چنین دشواری شهری از وظایف دولت و دولت‌مردان است؛ بنابراین تا تدوین راهکار و برنامه عملی موثر و مثبت، نباید رویکرد دست‌اندرکاران، به‌برخورد و جمع‌آوری و تصاحب اموال دست‌فروشان و بدبخت‌ترکردن آنان بینجامد.

دست‌فروشان، انسان‌های خلافکار نیستند که با آنان چون سرکشانِ اجتماعی برخورد شود؛ بلکه شهروندان کارآفرینی هستند که به‌خاطر نبود فرصت‌های درآمدزا پیش رویشان، به چنین کاستی اجتماعی و خرده‌درآمد روی آورده‌اند. آنان شایسته توجه و جایگاه عزتمندانه‌اند که اگر فرصت بیابند خود، کار می‌آفرینند و هرگز به دیگران آزار نخواهند رساند.