دعوت حاکم به تحقیر شهروند

✍️مجتبی نجفی

عبدالله گنجی مدیر مسوول روزنامه جوان یکی از ارگانهای مطبوعاتی سپاه از قول آقای خامنه ای توییت کرده که تحقیر کنندگان جوانِ حزب اللهی و خانم چادری محجبه را تحقیر کنید. توجه رهبر جمهوری اسلامی به جوانان حزب اللهی که طیف اقلیتی از نسل جوان کشور هستند جدید نیست. در گفتمان فکری معرفتی آقای خامنه ای این جوانان پای کارند، حافظ انقلاب و مدافع راستین ساختار سیاسی هستند. فرمان تحقیر از سوی آیت الله خامنه ای که از اختیارات ویژه و حکومتی مادام العمر برخوردار است مصداق تشویق به جنگ داخلی است.

در جنگ حتما قرار نیست به روی هم اسلحه بکشند. فرمان تحقیر دیگری چه بلبشویی بسازد از جامعه ای که انباشت بحران و مسائل حل نشده ندارد. برای عده ای بی حجابی دگم شده . اینها تضاد میآفرینند و عده ای هم که در ساختار حاکمیت نماینده دارند حجاب دگم مقدس است. طیفهایی از مردم، حجاب و بی حجابی مساله شان نیست مساله آزادی سبک پوشش است، فقدان زور و تحمیل در چه پوشیدن و چگونه پوشیدن است. اتفاقا مساله آخری را مصداق تحقیر میدانند. با زور و اجبار روسری را بر سر پوشاندن نمیپذیریند.
سیاست نه به ” حجاب اجباری” نه به ” کشف حجاب” هر دو در نفی تحقیر و نادیده گرفتن آزادی انسان است. خطرناک ترین معضل برای یک جامعه انباشت تضادهایی است که نسخه عملی برای حل آنها نیست. جامعه توسعه یافته به سوی آشتی و تفاهم بیشتر پیش میرود، با تمام توان تلاش میکند با رسمیت شناختن تفاوت ها به سوی وحدت حرکت کند.‌ اما فرمان به تحقیر دیگری از سوی حاکم با اختیارات ویژه ای که دارد جامعه را نه به سوی وحدت که به سوی فرقه گرایی سوق میدهد.

هر گونه کنشی که علیه انتخاب سبک زندگی باشد مصداقی از اقدام علیه منافع ملی است چون به شکستن انسجام ملی منتهی میشود‌. شما وقتی فرمان به ” کشف حجاب ” می دهی یا ” حجاب اجباری ” را قانون میکنی، عملا جامعه ات را نه به سوی آشتی که به سوی تضاد بیشتر هل میدهید. حاکم باید برای انسجام ملی بکوشد نه برای فرقه فرقه کردن جامعه. مساله فراتر و حادتر از نصیحت و موعظه است. تفکراتی از این دست ریشه در نظریه حکومت مطلقه دارد حالا چه به نام سلطنت چه به نام ولایت.

توسعه متوازن ایران بدون تحقق جمهوری ناب میسر نیست. جمهوری که در آن نه مردم همدیگر را تحقیر کنند و نه حاکمیت دعوت به تحقیر همدیگر کند.