دعوی ما با فرقه‌ی رئیسیه!

✍️یاسر عرب

‏اساس دعوی ما با «فرقه رئیسیه» اینجاست که آنها به دنبال «تجمیع قدرت‌»‌ و ما دغدغه «تکثیر قدرت» داریم.

آنها «مرد عدالت میسازند» (ابراهیم بن شکن) ما «مردم عدالت‌خواه» میخواهیم (لیقوم الناس بالقسط) آنها مشارکت پایین میخواهند و در نتیجه موفقیت جناحی، ما مشارکت بالا و خوشبختی عمومی!

‏«فرقه رئیسیه» می‌گویند «ما می‌توانیم!» و ما می‌گوییم «ملت می‌تواند!»

آنها می‌خواهند مردم را تعریف کنند و ما میخواهیم مردم خودشان ماهیت و هویت و خواست ‌شان را تبیین کنند.

آنها جمهوری را (فعلا) «شر ِناچار» می‌دانند و ما عین عقل و سنت رسول الله.

‏آنها می‌خواهند با «مهندسی» و «مداخله» «جامعه سازی» کنند ما میگوییم باید با «تسهیلگری» و «مشارکت» «جامعه پردازی» کرد.

مردم در تعریف ایشان یعنی هر آنکه به ساختار فکری آنها «وفا دار» است (ولو بی حجاب) مردم در تعریف ما رنگین کمانی هستند از عقاید و سلایق!

‏وقتی عاملیت از مردم گرفته می‌شود هیچ تفاوتی بین «کلید روحانی» و «موشک سپاه» و «۷ هزار صفحه برنامه رئیسی» نیست!

سیاست هر سه (کلید، موشک، برنامه) پشت درهای بسته رقم خورده و جمهور نامحرم است. بخشی از مردم نمی‌خواهند زینت المجلس باشند. پس ترجیح دادند در ‎جمهوری نمایشی شرکت نکنند!

‏جمهوری خواهی یک دغدغه سیاسی نیست. یک فهم الهیاتی است. کسانی که در «جمهوری معرفتی» فقط یک طرز تفکر (اسلام سیاسی آنهم با فهم خودشان) و در «جمهوری زندگی» فقط یک سبک زندگی و در جمهوری اقتصادی و … دائم به دنبال کالیبره کردن و «یکسان سازی» عقاید و سلایق هستند، ‏بسیار طبیعی است که در امر سیاست‌گذاری نیز هیچ علاقه ای به «جمهوری سیاسی» نداشته باشند!

پنهان شدن پشت شعارهای رنگینِ «پهنای باند» «تعامل با جهان» «حقوق زنان» زشت است. یعنی اینکه باور‌ها و دال های گفتمانی دیگر (جمهوری خواهی) را برای بزک کردن گفته‌های خود به سرقت ببری!