دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی از زندان اوین

پایگاه خبری / تحلیلی نگام“سهیل عربی”, زندانی سیاسی و وبلاگ نویس محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۸ زندان اوین در دلنوشته ای که در آن خطاب خود را دختری تخیلی بنام نازگل قرار داده که البته انتخاب نام نازگل از آن جهت توسط این زندانی سیاسی در دلنوشته انتخاب شده که لوله ای سفید رنگ با همین اسم در زندان تهران بزرگ است که افسر نگهبانان این زندان برای تنبیه زندانیان معترض از آن استفاده می کنند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز دوشنبه ۱۸ شهریور ماه ۱۳۹۸, سهیل عربی, زندانی سیاسی و وبلاگ نویش محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۸ زندان اوین که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۱۱ ساله خود می باشد در دلنوشته ای بصورت استعاره و تخیل خطابه خود را به لوله ای سفید قرار داده که در زندان تهران بزرگ و در زمانی که این زندانی سیاسی در آن زندان بسر می برد از آن بعنوان نازگل یاد می کردند و بوسیله آن زندانیانی که به هر دلیل اعتراض می کردند را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. 

سهیل عربی در بخشی از دلنوشته خود اشاره به این نکته کرده که نازگل نام لوله ای است بلند و سپید درد آفرین وآغشته به رافت اسلامی که افسران نگهبان زندان تهران بزرگ برای تنبیه معترضین و نافرمانبران از آن استفاده می کنند. برای مثال وقتی در اوج داغی تابستان در دل کویر داخل بندی که زندانیان درآن نگهداری می شوند با ظرفیتی محدود ، ۵۴۰ جوان را محبوس کرده اند. یکی از آنها که برای رهایی از گرمای عذاب آور به جای شلوار بلند شلوارک به تن کرده بود مورد خشم افسر نگهبان وقت قرار می گیرد و نظر به اینکه درس عبرتی برای سایرین شود این لوله سفت را محکم به سر او می کوبند. دست کم ۳ بار از نزدیک شاهد بودم که این شیوه تنبیهی منجر به شکستگی جمجمه زندانی شد و شوربختانه باخبر شدیم که دیروز یکی از محبوسان در بند ۸ تیپ ۱ پس از اینکه بدین وسیله مورد تنبیه قرار گرفت به بیمارستان اعزام شد و هرآینه هنوز هوشیاری خود را بدست نیاورده است.

متن دلنوشته سهیل عربی, که جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته در ادامه می آید

نازگُل
نازگُل نام دختری با موهای مشکی، مواج و زبر، آنارکوسندیکالیسم، بیزار از پدوفیل اعظم، رفیق روزهای دشوار و خلاصه یک انقلابی واقعی که پذیرفته است فلسفی در روشنگری و مبارزه وظیفه هر آنارشیست بوده است ومهمتر از آن اینکه انقلاب برای همیشه وتا همیشه خواهد ماند. آری شوربختانه نازگل نام او نیست واو فعلا در جهان واقعی موجود نیست. نازگل حتی نام دختری با موهای بلند و بلوند، بینی چندبار عمل کرده، سردرگم میان سنت و مدرنیته، ناوفادار که در اولین بحران زندگی ترکت می کند هم نیست. نازگل نام لوله ای است بلند و سپید درد آفرین وآغشته به رافت اسلامی که افسران نگهبان زندان تهران بزرگ برای تنبیه معترضین و نافرمانبران از آن استفاده می کنند. برای مثال وقتی در اوج داغی تابستان در دل کویر داخل بندی که زندانیان درآن نگهداری می شوند با ظرفیتی محدود ، ۵۴۰ جوان را محبوس کرده اند. یکی از آنها که برای رهایی از گرمای عذاب آور به جای شلوار بلند شلوارک به تن کرده بود مورد خشم افسر نگهبان وقت قرار می گیرد، ونظر به اینکه درس عبرتی برای سایرین شود این لوله سفت را محکم به سر او می کوبند. دست کم ۳ بار از نزدیک شاهد بودم که این شیوه تنبیهی منجر به شکستگی جمجمه زندانی شد و شوربختانه باخبر شدیم که دیروز یکی از محبوسان در بند ۸ تیپ ۱ پس از اینکه بدین وسیله مورد تنبیه قرار گرفت به بیمارستان اعزام شد و هرآینه هنوز هوشیاری خود را بدست نیاورده است. این شیوه تنبیه یکی از زجرهای مضاعفی است که محبوسان در این زندان تحمل می کنند. قطعی آب، هفته ای یک بار بازشدن حمام، ازدحام ، عدم رعایت بهداشت، عدم اجرای طرح طبقه بندی زندانیان، نگهداری افراد سالم کنار معتادها، جوانهایی که برای نخستین مرتبه به زندان آمده اند کنار سابقه دارها، موجب ایجاد معضلات بسیاری شده و خواهد شد. اما مهمتر پرسش هایی است که طرح آنها شاید مارابه سمت پیشگیری و درمان هدایت کند. اینکه در پایتخت جمهوری اسلامی ایران بیش از ده هزار جوان، به دلیل ارتکاب سرقت محکوم به تحمل حبس شده اند، بسیاری از آنها بیشتر کارگر بوده اند و طی دوسال اخیر شغل خودرا ازدست داده اند. تعداد قابل توجهی فارغ التحصیل وسالها در جستجوی یافتن شغل یعنی اکثر آنها تمام تلاش خود را برای سالم زیستن انجام داده بودند ودر نهایت موفق به یافتن شغل نشده اند. یا درآمد شغلی که به آن مشغول بودند کافی برای تامین نیازهایشان نبوده. مرتکب اعمال مجرمانه مثل سرقت وخرید کالای مسروقه یا قاچاق شده اند. وضعیت زندانهای شهرستان ها به مراتب اسفناک تر از زندانهای پایتختی است که نظارت و حساسیت بیشتری برآنها بوده واصل مطلب آمار وحشتناک تعداد زندانیان است که نیک میدانیم محبوس شدن هر فرد چه آسیبهایی به خود شخص، خانواده او و البته به اجتماع می رساند. اماشوربختانه نه دولت منتخب، نه دولتهای پنهان ونه قوه قضاییه هیچ تلاشی برای کاهش جمعیت زندانها وحتی دست کم بهبود شرایط زیستن انسانهای محبوس در زندانها نداشتند. وضعیت خوراک، بهداشت و به ویژه درمان زندانیان طی یک سال اخیر بسیار بدتر ازقبل شده است. ونهادی که نام سازمان اقدامات تامینی و تربیتی را یدک می کشد عملکردی کاملا مغایر با نام خود را داشته است. برای مثال موسسه حامی که از طریق ایجاد اردوگاه های شبه کار اجباری در اجرای انجام بیش از ۸ ساعت کمتر از صدهزارتومان درماه به آنها پرداخت می کند و علاوه براین از طریق فروش چند برابر اجناس و اقلام مورد نیاز ضروری به زندانیان کسب درآمد کرده است. تنبیه بدنی، توهین، تعرض وحتی تجاوز از جمله رنج های مضاعف بوده که محبوسان علاوه بر دوری از خانواده، محرومیت از حضور در اجتماع تحمل کرده اند. و دردا که هرگز مجازات برای مجرمان واقعی و بزرگتر نبوده است.


سهیل عربی/ شهریور ماه ۱۳۹۸ / زندان اوین

پیرامون سهیل عربی لازم به ذکر است؛ سهیل عربی در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۹۲ توسط ماموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران در تهران بازداشت و تا به امروز حتی یک بار هم به مرخصی نیامده است. 

 سپس توسط  شعبۀ ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیرخراسانی به دلیل نوشته‎هایش در فیسبوک به اتهام سب النبی (توهین به پیامبر) به اعدام محکوم شد. پس از آن وکلای او به شعبۀ ۳۶ دیوان عالی کشور درخواست تجدید نظر فرستادند و ماده‌ی ۲۶۳ قانون مجازات اسلامی را با توجه به شرایط پرونده و اقرارهای خود متهم برای عفو او مطرح کردند.
بر اساس مادۀ ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی اگر شخصی به پیامبر اسلام توهین کند مجازاتش اعدام خواهد بود اما مادۀ ۲۶۳ این قانون تاکید کرده که «اگر متهم در دادگاه ادعا کند که حرف‌های توهین‌آمیز را بر اساس عصبانیت، نقل قول یا سهو قلم و سهو زده است، حکم اعدام او به مجازات ۷۴ ضربه شلاق تبدیل می‎شود.»

پس از اعتراض وکیل سهیل عربی به حکم اعدام صادر شده توسط شعبه ۷۶ دادگاه گیفری تهران و ارجاع آن به شعبۀ ۳۶ دیوان عالی کشور، این شعبه اتهام «افساد فی الارض» را نیز به پرونده اضافه و حکم اعدام این زندانی را تایید کرد. طبق آنچه در متن حکم آمده، سهیل عربی به دلیل «تعدد صفحات فیسبوک» به “افساد فی الارض” نیز محکوم شد، اما در نهایت درخواست اعاده دادرسی از سوی دیوان عالی کشور پذیرفته شد و این بار شعبه ۳۴ دیوان عالی کشور حکم اعدام را لغو و پرونده را برای رسیدگی مجدد به یکی از دادگاه‌های بدوی فرستاد. دادگاه در رسیدگی مجدد اتهام “سب النبی” را حذف کرد و سهیل عربی را به هفت سال و نیم زندان و دو سال تحقیقات مذهبی (برای اثبات پشیمانی) و دو سال ممنوع الخروجی پس از آزادی محکوم کرد.

سهیل عربی علاوه بر حکمی که شعبه ۷۶ دادگاه کیفری تهران برای او به اتهام سب النبی صادر کرده است، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ به اتهام توهین به رییس وقت دانشگاه علامه طباطبایی، آیت‌الله احمد جنتی و غلامعلی حدادعادل از طریق نوشته‌هایش در فیسبوک در شعبه ۱۰ دادگاه ویژۀ کارکنان دولت به ۵۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شد. او همچنین در شهریورماه ۱۳۹۳ به اتهام “توهین به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی” و “تبلیغ علیه نظام” در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۳ سال حبس محکوم شد که این حکم نیز به فاصله کوتاهی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
این زندانی عقیدتی در تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۱۶۶ دادگاه کیفری تهران به اتهام اخلال در نظم عمومی و تخریب عمدی اموال دولتی به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد و با ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عین حکم صادره در دادگاه بدوی تائید و به این زندانی سیاسی ابلاغ گردید. 

✍️ دیدگاه شما 🙏