دولت قانونی بی اختیار است و دولت سایه همه کاره!

هاشم ملکی

در هفته گذشته حسن روحانی رئیس جمهور دو دیدار مهم اما جداگانه داشت. نخست با رهبران احزاب و گروه های سیاسی موجود در کشور و دیگری با اهل سنت ایران. اهمیت این دو دیدار هم در کوششی بود که دولت برای ایجاد وحدت ملی در پیش گرفته و هم در ترکیب حاضران در این دیدارها بود.

در ترکیب کسانی که در دیدار سیاسی حضور داشتند می توان به چهره هایی نظیر آذر منصوری، محمدرضا جلایی‌پور، علی شکوری از حزب اتحاد ملت، محمد سلامتی، بهزاد نبوی، فیض الله عرب سرخی از مجاهدین انقلاب اسلامی، ابراهیم اصغرزاده از حزب همبستگی، الیاس حضرتی از اعتماد ملی، شماری از رهبران حزب کارگزاران و عدالت و توسعه در کنار شماری از رهبران احزاب “اصولگرا” اشاره کرد. نفس دعوت روحانی از رهبران اصلاح طلب، بویژه احزابی مانند مجاهدین انقلاب اسلامی یا اتحاد ملت که سپاه و قوه قضائیه فعالیت حزب آنها یا اعضایشان را قبول ندارند، خود یک گام مهم است که نشان می دهد در صورتی که حکومت و بیت رهبری پایش را از روی گلوی ملت و دولت بردارد ظرفیت وحدت ملی و مقابله با خطرها در کشور کاملا وجود دارد.

نکته مهم دیگر این دیدارها سخنان روحانی بود که بطور جسته و گریخته از سوی کسانی مانند جواد مظفر، شکوری راد یا محمد رضا جلایی پور منتشر شد. روحانی در این جلسه برای نخستین بار رسما از دولت سایه سخن گفت و دربرابر انتقادها گفت: “مشکل اصلی این است که شما همه انتظارات را از دولت دارید، ولی باید ببینید دولت چقدر اختیار دارد، دولت نه در سیاست خارجه اختیار دارد، نه می‌داند کجا باید مذاکره کند و مذاکره نکند، کجا ملاقات کند و کجا ملاقات نکند و نه اختیار فرهنگ و صدا و سیما در دست دولت است. همچنین مساجد و تریبون‌های نماز جمعه و مشکل فضای مجازی هم در اختیار دولت نیست. لذا چیزی از دولت می‌خواهید که اختیارش را ندارد درحالیکه اختیارات باید با امکانات متناسب باشد.”

روحانی همچنین در این جلسه می گوید اوباما ۱۹ بار از او تقاضای ملاقات کرد ولی او اختیار پاسخ نداشت. روحانی هم‌چنین درباره پرداخت ۳۰ هزار میلیارد تومان به موسسات مالی و اعتباری مشهد گفت که این خسارت عظیم کار دولت نبود بلکه کار یک قاضی بود. روحانی همچنین با اشاره به صدا و سیما گفت که تنها پرداخت بودجه صدا و سیما مربوط به دولت است واگرنه بر کار آن هیچ نظارتی ندارد. روحانی گفت شما از مشکلات فرهنگی می‌گویید. مگر سازمان صداوسیما و انبوه سازمان‌های دیگر فرهنگی اختیارش با دولت است؟ ضمن اینکه یک قاضی در گوشه‌ای از کشور حکم به فیلتر میلیون‌ها شبکه اجتماعی می‌دهد.

به این ترتیب آقای روحانی به مشکل اصلی ساختار کشور اشاره کرد و آن هم وجود دستگاه های پرقدرت و غیرپاسخگوست. این دستگاه ها هیچ مسئولیت رسمی در مورد هیچ مسئله ای ندارند و حتی مانند شخص رهبر خود را در راس اپوزیسیون تصور می کنند و در عین حال همه قدرت هم بدست انهاست. تا مردم تکلیف این نهادها را مشخص و آنها را پاسخگو نکنند نمی توان امیدی به امکان ایجاد بهبودهای اساسی داشت که برعکس سقوط کشور همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.

شاه بیت سخنان حسن روحانی در این نشست آن بود که “اگر ما درک مشترکی از وضعیت کنونی نداشته باشیم، نمی‌توانیم به راه حل مشترک برسیم.” این در واقع اصل مسئله است. یعنی فقدان درک مشترک از وضعیت کنونی که این خود ناشی از منافع و سیاست های متفاوت است. وقتی عده ای در حکومت جنگ را عامل بقا یا کسب قدرت بدانند، چگونه می شود با آنها به درکی مشترک رسید؟ همانهایی که جنگ با عراق را ۷ سال طولانی کردند به این امید که وسط آن آقای خمینی می میرد و آنها قدرت را بدست می گیرند، حالا هم تصور می کنند که فاصله آنها با قدرت کامل فقط یک جنگ است.

حسن روحانی به صراحت از نداشتن اختیارات و دولت سایه سخن گفت. شاید او در جایی که نشسته کار زیادی نتواند از پیش ببرد ولی می تواند تا حدودی مانع از خرابکاری های حکومتی یکدست مانند دوران احمدی نژاد شود که کشور را در دهان امریکا گذاشت. در عین حال، همین دعوت و همین نمایش امکان گفتگو و وحدت ملی قطعا بر روی مخالفان گفتگو فشار می آورد و آنها را ناگزیر می کند که این خواست ملی را در نظر بگیرند که این خود می تواند در شرایط معین امکانی برای تغییرات بوجود آورد.