دیکتاتور حقیر

✍🏻کوروش احمدی

نتیجه یا حداقل سمت و سوی کلی انتخاباتی که دیروز در امریکا برگزار شد، ممکن است تا زمان انتشار این یادداشت مشخص شده باشد. این انتخابات یک تحول بی‌سابقه در تاریخ امریکاست که قبل از هر چیز می‌تواند رفراندومی در مورد ترامپ به شمار آید؛ رفراندومی که تا حدود زیادی ورای رقابت‌های سیاسی سنتی در امریکا جریان داشته است. ترامپ که ۴ سال قبل در یک شرایط استثنایی به عنوان کاندیدای حزب جمهوری‌خواه وارد کاخ سفید شد طی ۴ دهه خیر ۵ بار رسما گرایش حزبی خود را تغییر داده و از جمله در سال ۲۰۰۱ به عنوان رای‌دهنده دموکرات ثبت نام کرده بود.

عملکرد و مواضع او طی ۴۰ سال گذشته تردیدی باقی نگذاشته که او طی این مدت تنها عنصری فرصت‌طلب در تلاش برای کسب قدرت سیاسی بوده است. او در مبارزات انتخاباتی ۱۶- ۲۰۱۵ با راهنمایی برخی پوپولیست‌های دست راستی اروپایی مانند نایجل فاراژ که مبارزه با روند جهانی شدن را حربه‌ای کارساز برای جلب اقشار متضرر از این روند در کشورهای غربی یافته بودند، خط‌مشی سیاسی خود را تنظیم کرد.

با توجه به سوابق پوپولیسم در امریکا به زودی مهاجرستیزی و ستیز با رنگین‌پوستان با هدف جذب فاشیست‌های مهاجرستیز و نگران از تضعیف اکثریت سفید در امریکا به زرادخانه سیاسی ترامپ و شرکا افزوده شد. جالب اینکه مسیحیان تبشیری طرفدار اسراییل نیز در ائتلافی که به این ترتیب شکل گرفت در کنار جریان‌های مهاجرستیز و یهودی‌ستیز قرار گرفتند. تمام تلاش ترامپ در دوره ۴ ساله زمامداری‌اش مصروف حفظ این ائتلاف انتخاباتی با هدف تضمین انتخاب مجدد شد. پرونده‌هایی که علیه او و اعضای خانواده‌اش باز شده یا خواهد شد از جمله تحقیقات یک دادستان در نیویورک راجع به سوءجریانات مالی او، عزم او را در این راه جزم‌تر کرده تا آنجا که طی ماه‌های گذشته بذر سرپیچی از حکم صندوق رای و ناآرامی در کشور را افشانده و فرصتی برای بسیج گنگ‌های افراطی و نژادپرست فراهم کرده است. دستگیری ۱۳ تن از افراطیون طرفدار ترامپ توسط اف‌بی‌آی به اتهام توطئه برای ربودن فرماندار دموکرات میشیگان و سرنگونی دولت ایالتی در این رابطه قابل توجه است.  ترامپ که برخلاف اکثریت قریب به اتفاق پیشینیانش نه سابقه کار در کنگره را داشت و نه تجربه کار در دستگاه‌های اجرایی را، راهی جز تیزتر کردن حربه اول و آخر همه پوپولیست‌های عالم. 

یعنی دروغ و تلاش برای تخریب نخبگان جامعه در برابر خود ندید. او دروغ در سیاست را به سطحی بی‌سابقه در تاریخ ارتقا داد و زندگی سیاسی همه روزه‌اش با نمایش، هو و جنجال، جعل و تحریف درآمیخت. تیم دروغ‌سنج روزنامه واشنگتن‌پست که در بیخ گوش کاخ سفید مستقر است و دروغ‌های ترامپ را به ‌طور مستند و مورد به مورد رصد می‌کند در ۹ ژوییه ۲۰۲۰ اعلام کرد که شمار دروغ‌های او از ۲۰ هزار گذشته است. ترامپ به زودی دریافت که برای تحقق هدف انتخاب مجدد و شاید عملی کردن رویای مادام‌العمر کردن حکومت خود، دشمنانی چون نهادهای مدنی، رسانه‌ای، دانشگاهی، بروکراتیک و قضایی و نیز نهادهای منتخب فدرال، ایالتی و محلی دارد. او برای تخریب رسانه‌های مستقل امریکا حربه fake news(اخبار جعلی) را ابداع کرد. نخبگان جامعه مدنی و دانشگاهی را به سخره گرفت و به ‌طور مستمر با مقامات دولت فدرال که اغلب گمارده خود او بودند، درگیر شد که اخراج یا کناره‌‌گیری ده‌ها نفر از آنان و رابطه توام با تنش دایم با بسیاری دیگر را در پی داشت. حتی هم حزبی‌های او نیز با تردید و تحقیر در او می‌نگرند. آنان که دیگر در پی تصدی سمت‌های انتخابی نیستند مانند جورج بوش، کالین پاول، میت رامنی، جان کاسیچ، سناتورهای سابق جمهوری‌خواه مانند دیوید دورنبرگر، گوردن همفری، جان وارنر، جف فلیک، شماری از اعضای جمهوری‌خواه سابق مجلس نمایندگان و یک گروه ۷۳ نفری از مقامات سابق دولت‌های جمهوری‌خواه و… یا از او حمایت نکردند یا علنا جانب بایدن را گرفتند. همچنین روشن است که سکوت یا حمایت اغلب جمهوری‌خواهانی که هنوز قصد شرکت در انتخابات دارند ناشی از ملاحظه پایگاه رای ترامپ است.

ترامپ صرف‌نظر از اینکه در این انتخابات پیروز شود یا شکست بخورد، تنها کاریکاتور یک دیکتاتور یا رهبر اقتدارگراست که از بخت بد در بستری نامناسب و مکان و زمانی ناموافق ظهور کرده است. او ساده‌لوحانه تصور کرد که می‌تواند با بسیج مشتی عناصر افراطی دست‌راستی نهادهای دمکراتیک با سابقه ۲۴۰ ساله را تخریب و اراده خود را مسلط کند. غافل از اینکه همتایان او در کشورهای جهان سوم در شرایطی متفاوت و در غیاب نهادهای مدنی دیرپا و ریشه‌دار تنها از طریق توفیق در گماردن تدریجی آدم‌های خود در سمت‌های حساس و جلوگیری از ظهور عوامل مزاحم مانند رسانه‌ها، نهادها و نخبگان مستقل توانسته‌اند پایگاه قدرت خود را محکم کنند.