دیگه نمیشه تو این مملکت زنده موند! / یادداشت

✍️ حبیب رمضانخانی

تعطیلات سال جدید رو به اتمام است و اجناس و کالاها، متناسب با افزایش دستمزد سال جدید و موارد دیگر، در حال تطبیق با افزایش قیمت هاست. در کنار صف های طولانی مرغ و گاهی کمیاب شدن آن، بیشتر مردم هنگام خرید و قیمت گیری اجناس در سال جدید، مجدد آه از نهادشان برخاسته و طبق روال آنچه بر زبان این روزهای مردم می نشیند؛ تکرار این جمله کلیشه ای هست «دیگه تو این مملکت نمیشه زنده موند»

از شعارها و اهداف گام دوم انقلاب، تحول در زندگی و رفاه مردم مدنظر بود. ولی هر روز که پیشتر می رویم، آنچه شاهد هستیم، طبق آمار و ارقام دولتمردان، هر روز افراد بیشتری با این تورم زیر خط فقر می روند و با نحیفتر شدن طبقه متوسط، عملا تبعیض و فاصله طبقاتی را بیش از گذشته و عریانتر مشاهده می کنیم.

در این رابطه، حتی مراسمات و جشن های ملی، چون: نوروز، سیزده به در و … نیز از این تورم و تبعیض در امان نمانده و از آن محتوا و هویت خود بیرون شده اند. این جشن ها که در گذشته نمادی از شادی و دورهمی اطرافیان بود، در سایه این سال های تورم و تفاوت درآمدها، تبدیل به جلوه تبعیض و اختلاف بین مردم شده است. در یک سمت مردمی که نه تنها در تامین لوازم عید درمانده شده اند، بلکه اگر پای مسافرتی نیز در میان باشد یا به شهرستان خود و محل زندگی اقوام منتهی شده، یا چادر مسافرتی در پارک! در سمت دیگر، اندک مردمی که در کنار ویلا و خانه های فراخ در مناطق خوش آب و هوا، هتل ها و اماکن تفریحی را با پشتوانه حساب های پس انداز انبوه خود رزرو می کنند.

همین مراسم «سیزده به در» را نگاه کنید! جز معدود دلخوشی های باقی مانده از دورهمی و فارغ شدن یک روزه از مشکلات بی شمار است. به دلیل شیوع کرونا، در تمام شهرهای به رنگ قرمز و نارنجی، برای آن روز تجمع افراد در تمام اماکن تفریحی، بوستان ها و پارک ها ممنوع است. اعلام شده تمام خودروهایی که در کنار این امکان پارک شده باشند مشمول جریمه و توسط نیروی انتظامی از تجمع افراد ممانعت خواهد شد. فارغ از تاکید بر این نکته که این قانون برای سلامتی شهروندان، مخصوصا طبقه پایین جامعه ضروری است، در دل خود تفاوت و تبعیض طبقاتی بارزی را جلوه می دهد.
بی شک آنکه دستش به دهانش رسیده و جا و مکان در ویلا و باغ شخصی خود دارد، نه راهش به پارک سرکوچه منتهی خواهد شد و نه کنار رودخانه و جاده اطراق (اتراق) خواهد کرد تا مشمول جریمه و برخورد شود. این ممانعت مثل بسیاری از موارد دیگر، گریبان مردم عادی و زیرخط فقر واقع شده را خواهد گرفت و آن ها را از این دلخوشی اندک محروم خواهد کرد.

دست اخر، این ویژگی بیماری کرونا که در ابتدا تاکید می شد، همه را یکسان گرفتار می کند، بایستی تصحیح شود. همانگونه که در مسیر شمال، متمکنین با گردن برافراشته می گفتند جریمه پانصد تومنی را ثبت کنید تا معطل نباشیم و به مقصد برسیم در مقابل طبقه فرودست و صاحبان خودروهای قیمت پایین بودند که نمی توانستند هزینه سفر را برای جریمه اختصاص دهند، مسیر دوربرگردان را انتخاب کرده و برمی گشتند! همانطور که در مورد رعایت فاصله اجتماعی، از مترو و اتوبوس تا دورهمی های اینچنینی کرونا و قوانین آن، افراد زیر خط فقر را مشمول می شود، فردا رو نیز شک نکنید همین افراد برخوردار با مکنت مالی خود، الویت تزریق واکسن کرونا خواهند بود و تبعیض را پررنگتر به رخ خواهند کشید. انگار کرونا بسان چموشی و تفاوت با گونه های دیگر ویروس، شرایط این روزهای جامعه را خوب درک کرده و در تطبیق با آن، تبعیض ها را جلوه می دهد و اقلیتی را استثنا می کند!