رای برائت برای فعال میراث فرهنگی

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، رای برائت علیرضا افشاری فعال میراث فرهنگی و ادمین کانال دیده‌بان میراث‌فرهنگی ایران صادر شد.

علیرضا افشاری متولد سال ۱۳۵۳ فعالیت‌های مدنی خود را با تاسیس شورای ورزشی مهر شهر در سال ۷۵ و تاسیس انجمن فرهنگی افراز در سال ۸۰ آغاز کرد.

او بنیان‌گذار و نخستین دبیر شبکه سمن‌های میراث فرهنگی استان تهران است.

افشاری دانش‌آموخته کارشناسی ارشد تاریخ است و دیده‌بان میراث‌فرهنگی یکی از معدود کانال‌های پربازدید و پر مخاطب حوزه میراث‌فرهنگی است که رویکردی انتقادی دارد.

چندی پیش مدیر کل میراث فرهنگی آذربایجان غربی از او به دلیل بازنشر مطلب یکی از پایگاه‌های خبری شکایت کرده بود که دادگاه ضمن رد کیفرخواست حکم به برائت وی صادر کرد.

افشاری در یادداشتی در این باره توضیح داده است:

در بیست‌ونهم تیرماه [۱۳۹۹] «شعبه‌ی ۱۱۶ دادگاه کیفری دو مجتمع شهید بهشتی شهر ارومیه» تصمیم نهایی را درباره‌ی شکایت «اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی»، و آقای ابراهیم شقاقی، مدیرکل حقوقی وزارت‌خانه‌ی میراث فرهنگی، از من به اتهام انتشار اکاذیب اینترنتی گرفت و همان‌طور که در تصویر رایِ داده‌شده می‌بینید ضمن ردّ کیفرخواست صادره حکم به برائت این‌جانب صادر نمود.

ضمن سپاسگزاری از همه‌ی دوستانی که در این مدت پیگیر وضعیت من بودند، به‌ویژه یارانِ عزیزی که در حدّ توان خود پی‌گیری‌هایی را برای حلّ این معضل داشتند دوست ‌دارم در پایانِ این روندِ حدوداً یک‌ونیم ساله (تاریخ تنظیم ابلاغِ اولیه‌ی این شکایت سیزدهم اسفندماه ۱۳۹۷ است) دو نکته‌ را به مدیران وزارتخانه یادآوری کنم:

ـ همان‌طور که در متنِ دادنامه دیده می‌شود نه تنها هیچ کوتاه آمدنی از سوی شاکیان، بر خلافِ قول‌های شفاهی که برای حل پرونده و پس گرفتنِ شکایت به برخی دوستانِ پی‌گیرِ وضعیت من می‌دادند، دیده نمی‌شود بلکه آنان نسبت به قرار منع تعقیبِ صادره از سوی «بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه» نسبت به دیگر متهم در این پرونده اعتراض گذاشتند که نشان‌دهنده‌ی دنبال شدنِ روندِ آشکارا نادرستِ برخورد با رسانه‌ها و کنشگران است و گویا با وجودِ توضیح‌های مکفیِ داده‌شده به این عزیزان گوشِ شنوایی در آن وزارتخانه نسبت به چنین اموری دیده نمی‌شود.

ـ همان‌طور که در لایحه‌ی تقدیمی‌ام به «بازپرس محترم شعبه‌ی هشتم دادسرای ناحیه‌ی ۳۱ تهران» اشاره داشتم کنشگران و سمن‌های فعالِ هر حوزه در همه‌ی دنیا مورد احترام هستند چرا که بدون هزینه و بودجه و نفعِ شخصی چشمانِ مراقب و در واقع یاورانِ بهبود در حوزه‌های خودشان به‌شمار می‌روند که می‌بایست مورد تشویق قرار گیرند چرا که به‌گونه‌ای خودجوش تصویرِ آن حوزه و به‌ویژه نهاد متولی‌اش را از بیرون رصد کرده و مدیرانِ حتا نه‌چندان باهوش به یاریِ آنان این تصویر را بهبود داده و از خاستگاهِ مردمیِ آن کنشگران و سمن‌ها برای بهبودِ جایگاه و اعتبار مردمی‌شان بهره می‌برند؛ موضوعی که درباره‌ی رسانه‌های مستقل نیز صدق می‌کند، و دولت محترم نیز همواره بر روی آن تأکید داشته است. اگر مدیرانِ محترمِ وزارتخانه‌ی میراث فرهنگی چنین وضعیتِ آشکاری را نمی‌بینند به معنیِ آن نیست که دیگران، هم‌چون قاضیانِ قوه‌ی محترمِ قضاییه، هم نبینند و هم‌چون آنان به‌سانِ مدیران عصر قجری بکوشند با شکایت و برخورد صورت‌مسأله را پاک کنند، جدا از آن که چنین کارهایی به اعتبارِ وزارتخانه و در نهایت دولت آسیب بزند.
به گمانم آنچه شرط بلاغ بود گفته شد.

به امید آن که وضعیت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی‌مان و نیز نهاد متولیِ دولتی این امور شایسته‌ی ملّتِ کهن‌سال و بزرگ‌مان شود.

علیرضا افشاری
بیست‌وششم امردادماه ۱۳۹۹ خورشیدی